فهرست سوالات کاربردی (ابتدا مرور کلی):
1. مبنای اولیه برای برخورد صحیح با حیوانات چیست و چرا انسانانگاری خطرناک است؟
2. تفاوت بنیادین حیوانات شکارچی و شونده در بینایی، رفتار اجتماعی و شکار چیست؟
3. زبان بدن حیوانات (بهویژه سگ و گربه) چگونه پرخاشگری، ترس یا فرمانپذیری را نشان میدهد؟
4. منطقه گریز چیست و حیوانات در مواجهه با نفوذ به حریم شخصی خود چه واکنشهایی نشان میدهند؟
5. دورههای بحرانی اجتماعیشدن در سگ و گربه چه تفاوتی دارد و عوامل ایجاد مقاومت دائمی در حمل کدامند؟
6. حس بویایی و اندام وومرونازال چه نقشی در ارتباطات و نشانهگذاری قلمرو دارند؟
7. محدوده شنوایی حیوانات (سگ، گربه، جوندگان، پرندگان و خزندگان) چگونه است و چگونه صدا را جهتیابی میکنند؟
8. ساختار چشم در شکارچیان و شوندهها چه تفاوتی در میدان دید، عمقبینی، تطابق با نور و تشخیص رنگ دارد؟
9. انواع اصلی پرخاشگری (مادری، درد، شکار، قلمرو، ترس، بیننری و سلطه) و ماشهچکانهای هرکدام چیست؟
10. چگونه میتوان برتری (رهبری) را بدون استفاده از زور فیزیکی و تنها با رفتار و حالتبدن به حیوان القا کرد؟
11. اصول شرطیسازی (تقویت مثبت و منفی)، زمانبندی طلایی (۳ ثانیه) و تفاوت آن با تنبیه چیست؟
12. رفتارهای قالبی چیستند و چه ارتباطی با استرس، محرومیت محیطی و غنیسازی دارند؟
13. مکملهای غیردارویی (نوتراسوتیکالها) مانند CBD، تریپتوفان و ملاتونین چقدر مؤثر و ایمن هستند؟
پاسخ به سوال ۱: مبانی اولیه و خطر انسانانگاری (آنتروپومورفیسم)
پاسخ: حیوانات، انسانهای پشمالو نیستند! برخورد با حیوان بهعنوان یک انسان، انسانانگاری (Anthropomorphism) نام دارد و این کار باعث ایجاد رابطهای ناایمن و ناکارآمد میشود. برای یک برخورد مؤثر، سه اصل حیاتی وجود دارد:
1. پذیرش نقش رهبری (Leadership role).
2. همدلی (Empathy) با حیوان.
3. دانش کافی از رفتار طبیعی و نیازهای گونه مربوطه.
نقل قول از متن اصلی (Page 1): “Animals are not simply hairier versions of humans. Reacting to animals as if they are humans is called anthropomorphism, and anthropomorphism is not effective in establishing a safe and effective relationship. Better animal handling involves the handler assuming a leadership role, having empathy for animals, and having knowledge of the normal behavior and needs of the species involved.”
پاسخ به سوال ۲: تفاوت شکارچی (پرِدِیتور) و شونده (پِری)
پاسخ: حیوانات اهلی کوچک یا گوشتخوار (شکارچی) هستند یا طعمهخور (شونده). سگ، گربه و راسو (فرت) شکارچی (Predator) و موش، خوکچههندی و خرگوش شونده (Prey) هستند. موشهای صحرایی (Rat) بسته به شرایط میتوانند هر دو باشند.
ویژگیهای شکارچی:
چشمها: در جلوی جمجمه قرار دارند که باعث همپوشانی میدان بینایی دو چشم شده و عمقبینی (Depth perception) را بهبود میبخشد. شکارچیان برای ردیابی طعمه، خیره میشوند (Predators stare directly at their prey).
سبک شکار: سگها بهصورت دستهجمعی (Pack predators) طعمه را تعقیب میکنند و در گروه تهاجمیترند. گربهها بهصورت انفرادی (Solitary hunting, stalking predators) کمین کرده و از فاصله نزدیک با حرکات انفجاری شکار میکنند.
ویژگیهای شونده (طعمه):
چشمها: در دو طرف جمجمه قرار دارند تا دید محیطی (Peripheral vision) وسیعتری برای شناسایی شکارچی داشته باشند. آنها به شکارچی خیره نمیشوند، مگر برای ارزیابی قصد فرار.
رفتار اجتماعی: بیشتر طعمهها اجتماعیگرا (Gregarious) هستند و زندگی گروهی باعث افزایش نگهبانهای دیدهبان (Sentinels) و کاهش استرس فردی میشود.
نقل قول از متن اصلی (Page 1-2): “Predators have eyes that are positioned forward in their skulls, which permits greater overlapping of the field of vision… Prey animals have eyes that are located on the sides of their skulls. Prey animals monitor their peripheral environment to detect the presence of predators.”
پاسخ به سوال ۳: زبان بدن (Body Language) حیوانات (سگ و گربه)
پاسخ: بیشتر ارتباطات حیوانات از طریق زبان بدن است و قبل از نزدیک شدن، باید از دور رفتار آنها را ارزیابی کرد.
زبان بدن سگ (اشاره به شکلهای ۲.۵ و ۲.۶ در متن اصلی):
حالت سلطه (Dominance): سر بالا، دم بالا، جلوی بدن بالا، نگاه خیره و احتمالاً نمایان کردن دندانها. “head up, tail up, front end is held high… stare is fixed”.
حالت فرمانپذیری / ترس (Submission): پایین انداختن جلوی بدن، عدم تماس چشمی مستقیم، دم بین پاها، ادرار یا مدفوع فرمانپذیری، و غلتیدن به پشت برای نمایان کردن شکم. “Submissive posture is front end lowered, eyes do not make direct contact… tail is between legs”.
زبان بدن گربه:
اضطراب: تکان دادن نوک دم (Flicking the end of the tail) نشانه تحریکپذیری یا اضطراب است.
تهاجم: در صورت احساس خطر و گیر افتادن، بسیار تهاجمی میشوند. ابتدا سعی به فرار دارند (Escape artists) پس قبل از حمل، تمام دربهای خروجی را ببندید.
گربههای ترسیده: چمباتمه میزنند، گوشها را به عقب میدهند، دم را به بدن میچسبانند، موهای پشت را سیخ میکنند و همراه با صدای خشخش عمیق، هیس میکنند.
نکته برای هندلر (Handler): انسان دارای چشمان شکارچی است. خیره شدن مستقیم به سگ یا ایستادن روی او، یک چالش سلطهگرایانه محسوب میشود. همچنین، دویدن انسان از سگ، توسط سگ بهعنوان رفتار طعمه تعبیر شده و غریزه تعقیب را تحریک میکند.
نقل قول از متن اصلی (Page 2): “Humans have predator eyes, directed forward. Staring directly at dogs or standing over them is considered a challenge for dominance… Dogs interpret a human running away from them as prey behavior.”
پاسخ به سوال ۴: منطقه گریز (Flight Zone) و واکنشها
پاسخ: تمام حیوانات یک منطقه گریز (Flight Zone) نامرئی در اطراف خود دارند که ورود به آن، واکنشهای مشخصی را برمیانگیزد. قطر این منطقه به گونه، نژاد، تجربه قبلی و سن بستگی دارد.
واکنشهای اصلی (Major Reactions):
1. فرار (Escape): رایجترین واکنش.
2. یخزدگی / بیحرکتی فلجی (Freezing / Tonic Immobility): مخصوصاً در حیوانات شونده مانند خرگوشها رایج است. (“Freezing is more common in prey animals, like rabbits”).
3. جنگ (Fight): در صورت عدم امکان فرار.
واکنشهای فرعی (Minor Reactions) ناشی از ترس:
آرایش شدید (Intense grooming) در گربهها.
خمیازههای مکرر (Repetitive yawning) و تکان دادن بدن برای رهایی از آدرنالین (Adrenaline shake-off) در سگها که پس از خروج مزاحم از منطقه گریز دیده میشود.
پاسخ به سوال ۵: دورههای بحرانی اجتماعیشدن (Socialization) و مقاومت در حمل
پاسخ: دوره اجتماعیشدن، بازه زمانی مشخصی در ابتدای زندگی است که طی آن حیوان بدون ترس، انسان را میپذیرد.
سگ (Dog): طولانیترین دوره اجتماعیشدن را دارد و تا ۴ ماهگی (up to 4 months) ادامه دارد. در مقابل، گرگ تنها تا ۱۴ روز اول زندگی این قابلیت را دارد.
گربه (Cat): دوره اجتماعیشدن تا ۷ هفتگی (up to 7 weeks) است.
خطر در حیوانات شونده (Prey): اگر اجتماعیسازی بهدرستی و بدون ایجاد ترس و وحشت انجام نشود، حیوان ترس دائمی از انسان پیدا خواهد کرد.
عوامل ایجاد مقاومت دائمی و غیرقابلجبران در حمل (Table 2.1):
1. عدم اجتماعیسازی صحیح در دوره نوجوانی (Juvenile period).
2. وارد کردن درد در هر سنی.
3. قرار گرفتن در موقعیتهای فوقالعاده ترسناک.
نقل قول از متن اصلی (Page 3): “Dogs, the longest-domesticated species, have the longest period of critical socialization with humans which is up to 4 months of age… The period for socializing domestic cats to humans is up to 7 weeks of age.”
پاسخ به سوال ۶: حس بویایی (Olfactory)، فرمونها و نشانهگذاری
پاسخ: حس بویایی در تمام حیوانات اهلی از انسان قویتر است. سگها میتوانند بوهایی را تشخیص دهند که ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ بار ضعیفتر از آستانه تشخیص بینی انسان هستند.
ارتباطات بویایی در سگها: از طریق ترشحات (بزاق، ادرار، مدفوع و کیسههای مقعدی) و فرمونها (Pheromones) انجام میشود.
نشانهگذاری در گربهها:
غدد بویایی در زیر چانه، گوشههای دهان، کنار پیشانی و بین انگشتان پا دارند.
بونتیگ (Bunting): مالیدن صورت (غدد گونهای) به اشیاء یا انسانهای مورد علاقه برای نشانهگذاری قلمرو (اشاره به شکل ۲.۱). (Facial marking: The small cheek glands… are used to leave odors after rubbing… on objects, including people, that they perceive as their territory).
وقتی حیوان بوی جنسی را استشمام میکند، لب بالا را جمع کرده و دهان را باز میکند که به این حالت پاسخ فِلمِن (Flehmen response) میگویند تا مجاری رساندن بو به این اندام بازتر شود.
مارها با استفاده از زبان دو شاخه (Flicking tongue) ذرات بو را جمع کرده و به حفرههای وومرونازال در سقف دهان میبرند.
نکته کاربردی: از عطرها و مواد شیمیایی بدبو هنگام کار با حیوانات اجتناب کنید (Table 2.2). همچنین بوی غذا روی دست، خزندگان را تحریک به گاز گرفتن میکند.
پاسخ به سوال ۷: شنوایی (Hearing) و محدوده فرکانسی
پاسخ: شنوایی دارای سه جنبه است: شدت (Intensity/Decibels)، فرکانس (Frequency/Hertz) و توانایی جهتیابی.
شدت (Decibels): صداهای نرم با بمترین طنین (Low-toned soft sounds) برای حیوانات آرامشبخش است.
فرکانس (Hertz) - محدوده شنوایی:
انسان: ~۲۰ تا ۲۰,۰۰۰ هرتز.
سگ (Dog): تا ~۴۵,۰۰۰ هرتز.
گربه (Cat) و جوندگان (Rodents): تا ~۷۵,۰۰۰ تا ۸۰,۰۰۰ هرتز (جالب است که محدوده گربه و جوندگان با هم همپوشانی دارد چون گربه شکارچی طبیعی جوندگان است).
پرندگان: مشابه انسان.
مارها (Snakes): فقط امواج با فرکانس پایین را از طریق استخوان فک (در تماس با زمین) حس میکنند. (Snakes have internal ears that detect sounds only if the sound causes low-frequency vibrations… feel the vibrations with their jaw from the surface).
جهتیابی: گوشهای راست (Erect ears) بهترین تشخیص جهت صدا را دارند. برای همین نژادهای سگ با گوشهای راست، بهترین سگهای نگهبان هستند (۱۸ عضله برای حرکت هر گوش در سگ وجود دارد!).
پاسخ به سوال ۸: بینایی (Vision) از دیدگاه تطبیقی (مقایسهای)
پاسخ (مطابق جدول ۲.۳): دید حیوانات شامل میدان دید، عمقبینی (استریوپسیس)، تیزبینی (Acuity)، تشخیص حرکت و تشخیص رنگ است.
میدان دید (Field of View):
سگ: ~۲۴۰ درجه، گربه: ~۲۰۰ درجه (میدان عمودی بیشتر به دلیل مردمک عمودی).
طعمهها (مثل اسب): دید محیطی تا ۳۵۵ درجه.
شکل مردمک (Pupil Shape) - اشاره به شکل ۲.۳:
مردمک گرد (Round): سگها و پرندگان شکاری (ردیابی از دور).
مردمک عمودی (Vertical): گربههای اهلی، مارهای سمی و مارمولکها (برای فوکوس کردن از میان شکافهای باریک علفهای بلند هنگام کمین).
عمقبینی (Depth Perception): در انسان و شکارچیان خوب است (نیاز به همپوشانی میدان دو چشم). دید دوچشمی سگ و گربه نصف انسان، اما بهتر از طعمههاست.
تیزبینی (Visual Acuity):
انسان: ۲۰/۲۰ (نرمال).
سگ: ۲۰/۷۵ تخمین زده میشود (یعنی چیزی که انسان در ۷۵ فوتی میبیند، سگ در ۲۰ فوتی میبیند).
گربه: ۲۰/۱۰۰.
پرندگان: بسیار عالی (به دلیل عدسی منعطف).
خزندگان: عموماً ضعیف، اما گونههای درختی بهتر از گونههای خاکی هستند.
تشخیص حرکت: شکارچیان برای دیدن جزئیات باید سر خود را ثابت نگه دارند و تصویر را روی نقطه مرکزی شبکیه (Fovea) متمرکز کنند. در مقابل، طعمهها (مثل خرگوش) دارای نوار بینایی (Visual streak) در شبکیه هستند که حرکت در دید محیطی را بهتر تشخیص میدهد.
دید شب و رنگ:
حیوانات تعداد بیشتری استوانهها (Rods) نسبت به مخروطها (Cones) دارند، بنابراین دید شب بهتری دارند اما درک رنگ آنها کمتر از انسان است. حیوانات شبگرد ممکن است اصلاً توانایی تشخیص رنگ نداشته باشند.
نقل قول از متن اصلی (Page 9): “Dogs are estimated to be 20/75… Cats have 20/100 acuity… In contrast, grazing prey animals, such as rabbits, have a visual streak… permits them to better detect motion in their peripheral vision.”
پاسخ به سوال ۹: جدول جامع انواع پرخاشگری (Aggression) و محرکها
پاسخ: پرخاشگری میتواند دلایل مختلفی داشته باشد (مطابق جدول ۲.۴). در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
پرخاشگری مادری (Maternal Aggression): مادر در ابتدا (در سگها تا ۳ هفته پس از زایمان) برای محافظت از بچهها بسیار تهاجمی میشود، حتی اگر خودش معمولاً تهاجمی نباشد.
پرخاشگری ناشی از درد (Pain-related Aggression): علت اصلی گازگرفتگی توسط سگها، تلاش برای گرفتن سگ مجروح و دردمند است. حتی پیشبینی درد هم میتواند باعث پرخاشگری ترسی شود. (A major reason for people being bitten by dogs is trying to capture or move an injured dog that is in pain).
پرخاشگری شکار (Predatory Aggression): فرار کردن از سگ، غریزه تعقیب را تحریک کرده و پرخاشگری را تشدید میکند. در گربهها، بازی دادن انگشت یا پا به آنها (تکان دادن) این غریزه را تحریک میکند. (Playing with cats by inviting them to pounce on wiggling fingers or toes can stimulate predatory aggression).
پرخاشگری قلمرویی و مالکیت (Territorial & Possession Aggression):
قلمرو: سگها و گربهها از قفس، حیاط یا ماشین خود دفاع میکنند (نژادهای روتوایلر و ژرمن شپرد مستعدترند). همسترها (Hamsters) بهشدت از قلمرو دفاع میکنند و باید تنها نگهداری شوند.
غذا (Food Aggression): یکی از علل گازگرفتگی کودکان، نزدیک شدن به کاسه غذای سگ است. باید در دوره اجتماعیسازی (زیر ۱۶ هفته) با دست دادن غذا به سگ، این رفتار را کنترل کرد.
اسباببازی (Toy Aggression): برخی سگها به اسباببازی خود بسیار وابسته میشوند.
پرخاشگری ناشی از ترس (Fear-induced Aggression): در بیمارستانهای دامپزشکی بسیار شایع است. اگر محرک ترس (مثلاً شخص) عقبنشینی کند، رفتار پرخاشگرانه تقویت شده و دفعه بعد شدیدتر میشود.
پرخاشگری بین نرها (Intermale Aggression): در موشهای نر، خرگوشهای نر و مارمولکهای ریشدار (Bearded dragons) نباید با هم نگهداری شوند. گربههای نر ولگرد ممکن است بچهگربههای نر دیگر را بکشند.
پرخاشگری سلطه (Dominance Aggression): (مطابق جدول ۲.۵) تحت تأثیر سه عامل اصلی است: اصلاح نژاد برای سلطه، جثه بزرگتر از حد معمول، و هورمونهای جنسی نر (اخته کردن قبل از بلوغ تأثیر زیادی در کاهش آن دارد، اما بعد از بلوغ کمتر مؤثر است). این نوع پرخاشگری در نژادهایی مانند اسپانیل، مالینوا، ژرمن شپرد، دوبرمن، روتوایلر، پیتبول، آکیتا و چوچو شایعتر است و معمولاً در سن ۱ تا ۳ سالگی ظاهر میشود. (Dominance aggression is more common in some dog breeds… spaniels, Belgian Malinois, German shepherd dogs, Doberman pinschers, Rottweilers, pit bulls, Akitas, and chow-chows).
پاسخ به سوال ۱۰: ایجاد رهبری (Leadership) بدون زور فیزیکی
پاسخ: یک هندلر مؤثر باید با حالت و رفتار (Demeanor) خود، نه با اعمال زور، بر حیوان مسلط شود. حالت برتری، آرامش و اعتمادبهنفس (Calmness and confidence) است.
کنترل منابع: حیوان غالب، کنترل منابعی مانند غذا و حرکت را در دست دارد.
تصحیح رفتار: تذکرات باید واضح، متناسب (Metered)، مداوم و حداکثر ظرف چند ثانیه پس از خطا انجام شود. (Corrections… must be clear, metered, consistent, and within seconds of the misbehavior).
کاربرد زور: استفاده از زور که باعث درد شود، فقط برای دفاع شخصی یا دفاع از گونه (مثل فصل جفتگیری) مجاز است.
نکات عملی برای سرکوب سلطه در سگها:
1. جلب توجه بهسختی (Require Earned Attention): به درخواستهای توجه سگ بیتوجهی کنید و فقط در صورت اطاعت از دستور، به او توجه و تحسین کنید.
2. اجرای فرمانهای ساده: دستورات ساده مانند “بنشین” (Sit) یا “دراز بکش” (Down) سگ را در حالت فرمانپذیری قرار داده و جایگاه رهبری شما را تثبیت میکند.
پرندگان: هرگز اجازه ندهید پرندگان زینتی روی شانه یا سر شما بنشینند، زیرا این کار باعث تشویق رفتار سلطهگرایانه آنها نسبت به شما میشود. (Companion birds seek higher perches to establish dominance… Handlers should not permit companion birds to sit on their head or shoulders).
نقل قول از متن اصلی (Page 2): “An effective animal handler must be dominant by their demeanor, not by applied force or micromanagement… Dominant status is conveyed primarily by demeanor, particularly calmness and confidence.”
پاسخ به سوال ۱۱: اصول تمرین (Training)؛ تقویت مثبت و منفی و زمانبندی
پاسخ: اساس موفقیت در تمرین (طبق جدول ۲.۶) شامل انتخاب نتاج والدین مطیع، مشاهده رفتار مادر توسط نوزاد، و حمل آرام و مکرر در دوره اجتماعیسازی است.
انواع تقویت (Reinforcements):
تقویت مثبت (Positive Reinforcement): افزودن یک پاداش (مثل تشویق غذایی). برای سگ و گربه بسیار مؤثر است. اندازه تشویقی باید بهاندازه نخود تا انگور باشد و بهسرعت خورده شود. تشویقی را در سطح پوزه یا پایینتر ارائه دهید تا سگ تشویق به پریدن روی شما نشود.
تقویت منفی (Negative Reinforcement): حذف یک محرک ناخوشایند (مثل کشیدن اهرم قلاده یا تذکر تند صوتی). در طبیعت، اعضای غالب گروه با غرّش یا هیس، خطا را تصحیح میکنند.
قانون طلایی زمانبندی (Timing is Critical):
حداکثر ۳ ثانیه پس از رفتار موردنظر، باید تقویت (پاداش یا تذکر) انجام شود. (Timing… is critical, i.e., within three seconds of the behavior).
اگر تقویت منفی دیر انجام شود، تبدیل به تنبیه (Punishment) میشود که باعث پرخاشگری تدافعی یا ایجاد نگرش درماندگی (Helplessness) در حیوان میشود.
تکنیکهای پیشرفته:
شِیپینگ (Shaping): شکستن کار به قطعات کوچک و اصلاح تدریجی آنها.
چِینینگ (Chaining): اجرای قطعات کوچک اصلاحشده بهصورت دنبالهای.
کانترکاندیشنینگ (Counterconditioning): پاداش دادن به عدم واکنش (مثلاً برای عادت دادن به معاینه دامپزشکی). از تشویقیهای خیلی خوشمزه مثل غذای کودک مرغ یا کره بادامزمینی استفاده میشود.
هابیچویشن (Habituation) و دِسِنسیتایزیشن (Desensitization): ارائه محرک ثابت یا با شدت فزاینده تا زمانی که حیوان واکنشی نشان ندهد.
ابزارهای آوسِرو (Aversive): قلاده خفهکن (Choke collar) یا پرانگ (Prong collar) اگر در زمان صحیح و با حداقل نیرو استفاده شوند، آوسِرو محسوب نمیشوند، اما در غیر این صورت باید اجتناب شوند.
پاسخ به سوال ۱۲: رفتارهای قالبی (Stereotypic Behaviors) و غنیسازی محیط
پاسخ: رفتارهای قالبی، رفتارهای تکراری و بدون هدف هستند که معمولاً ناشی از استرس، محبوس شدن بیش از حد، محیط بیروح و کسلکننده، یا انزوا از همنوع ایجاد میشوند. این رفتارها در حیوانات وحشی یا حیوانات با آزادی نسبی دیده نمیشوند.
نمونهها (طبق جدول ۲.۸):
سگ: چرخیدن به دور خود و پریدن به دیوار (Spinning and wall bouncing).
جوندگان (موش): دور زدن و قدم زدن (Circling and pacing).
پرندگان قفسی: کندن پرهای خود (Feather pulling).
مکانیسم: این رفتارها اغلب بهدلیل تغییرات در نواحی ابتدایی مغز، دائمی میشوند. مشاهده این رفتارها ممکن است مربوط به محیط فعلی یا محیط گذشته حیوان باشد. (Stereotypic behavior is dysfunctional behavior, usually induced by stress and influenced by genetics… Once the behavior has been established, it may be permanent due to alterations in primitive brain locations).
ارزیابی استرس: روشهای کمی مثل اندازهگیری کورتیزول و ضربان قلب دقیق نیستند (چون تحت تأثیر محرکهای متعدد تغییر میکنند). بهترین روش، مشاهده تغییرات در اِتوگرام (Ethogram - فهرست رفتارهای طبیعی) مانند تغییر در نظافت، جستجوی غذا، بازی و خواب است.
پاسخ به سوال ۱۳: مکملهای غیردارویی (نوتراسوتیکالها) برای کاهش اضطراب
پاسخ: نوتراسوتیکالها (Nutraceuticals) مکملهای خوراکی غیردارویی هستند که برای بهبود سلامت یا کاهش اضطراب استفاده میشوند، اما نیازی به اثبات قطعی کارایی (مثل داروها) ندارند و توسط FDA بهعنوان دارو تنظیم نمیشوند. اثربخشی اکثر آنها بر اساس گزارشات حکایتی (Anecdotal) یا مطالعات کوچک و بدون کنترل است.
تریپتوفان (L-Tryptophan): پیشماده سروتونین است، اما اثربخشی بالینی آن در انسان ناچیز و در سگ تأیید نشده است.
ملاتونین (Melatonin): برای درمان بیخوابی و ترس در سگ پیشنهاد شده، اما اثبات کافی وجود ندارد.
آلفا-کازوزپین (Alpha-Casozepine): هیدرولیز پروتئین شیر (کازیین). کاهش خفیف اضطراب نشان داده اما شواهد ضعیف است.
تئانین (Theanine): اسیدآمینه موجود در برگ چای. ادعای کاهش اضطراب داشته اما توسط سازمان ایمنی غذای اروپا (EFSA) برای انسان تأیید نشده و در اتحادیه اروپا ممنوع شده است.
کانابیدیول (CBD): یکی از کانابینوئیدهای گیاه شاهدانه (Cannabis sativa).
اثرات ادعایی: آرامبخش و ضد درد، اما مطالعات مستقل و کنترلشده برای اثبات کارایی وجود ندارد.
عوارض تأییدشده: افسردگی، آسیب کبدی، اسهال و تداخل در متابولیسم برخی داروهای همزمان. (Independent controlled efficacy studies are lacking. However, depression, liver damage, diarrhea, and altered metabolism of some concurrently administered medications are established potential adverse effects).
توجه قانونی: در سطح فدرال آمریکا، CBD مشتق شده از ماریجوانا جزء مواد جدول ۱ (ممنوع) است، اما برخی ایالتها آن را مجاز میدانند. دامپزشکان تحت قانون مشخصی میتوانند آن را توصیه کنند، اما نظارت دقیقی وجود ندارد.
مراجع تخصصی و رفتارشناسان حیوانات
برای تشخیص و درمان اختلالات رفتاری، بهترین منبع، دامپزشک متخصص رفتار است که توسط کالج آمریکایی رفتارشناسان دامپزشکی (ACVB - www.dacvb.org) تأیید شده باشد.
تکنسینهای دامپزشکی نیز میتوانند با طی دوره تخصصی، توسط آکادمی تکنسینهای رفتار حیوانات (AVBT - www.avbt.net) تأیید شوند.
نکته مهم: یک رفتارشناس عالی ممکن است هندلر خوبی نباشد و بالعکس. یعنی دانش تئوری با مهارت عملی حمل حیوان تفاوت دارد. (Some excellent animal handlers may only be able to describe normal animal behavior in colloquial language, while some excellent animal behaviorists may be less-than-average animal handlers).