پاسخ: نوزادان وقتی خشک (dry) و در برابر بادهای سرد محافظتشده (sheltered from drafts) هستند، تحمل سرما را دارند. اما رطوبت همراه با باد (Wet draft conditions) باعث تخلیه سریع ذخایر انرژی و هیپوترمی (hypothermia) میشود. هیپوترمی مستقیماً انتقال آغوز (colostral transfer) را به خطر میاندازد و نوزاد را در برابر عوامل بیماریزای فرصتطلب آسیبپذیر میکند. نوزاد برای تولید گرما ابتدا از گلیکوژن عضلانی (muscular glycogen) و سپس از چربی قهوهای (brown adipose tissue) استفاده میکند. آغوز منبع حیاتی انرژی غلیظ برای تامین این نیاز است. (ارجاع به متن اصلی: “Wet draft conditions lead to depletion of energy reserves and hypothermia. Hypothermia compromises colostral transfer and increases vulnerability of newborns to contagious and opportunistic pathogens.”)
پاسخ: نشخوارکنندگان دارای جفت از نوع اپیتلیوکوریال (Epitheliochorial placenta) هستند که اجازه عبور ایمونوگلوبولین را از خون مادر به جنین نمیدهد. در نتیجه نوزاد عملاً با آگاماگلوبولینمی (agammaglobulinemic) متولد میشود. تنها راه کسب ایمنی، خوردن آغوز است. سلولهای روده نوزاد طی ۲۴ ساعت اول پس از تولد، توانایی جذب ایمونوگلوبولینها را از طریق مکانیسم پینوسیتوز (pinocytosis) دارند. این توانایی به سرعت کاهش مییابد و روده بین ۲۴ تا ۳۶ ساعت پس از زایمان بسته میشود (closure of the intestines). ایمونوگلوبولین اصلی در آغوز IgG1 است که توسط گیرنده اختصاصی FcRn (گیرنده نوزادی برای Fc) از خون مادر به داخل پستان منتقل میشود. این گیرنده از دو بخش α-chain (FCGRT) و β-light chain (β2M) تشکیل شده است. (ارجاع به متن اصلی: “Cows, sheep, and goats have an epitheliochorial type of placenta that does not allow passage of immunoglobulin… closure of the intestines by 24 to 36 hours postpartum.”)
پاسخ: FPT یا Failure of Passive Transfer زمانی رخ میدهد که گوساله ایمونوگلوبولین کافی جذب نکرده باشد. آستانه استاندارد در اکثر مقالات، غلظت IgG سرم کمتر از ۱۰ میلیگرم بر میلیلیتر (mg/mL) در سن ۲۴ تا ۴۸ ساعتگی است. با این حال، برخی منابع جدیدتر آستانه را ۱۳.۴ میلیگرم بر میلیلیتر پیشنهاد میکنند و آن را نشاندهنده FPT واقعی میدانند. تقریباً ۳۱ درصد از تلفات گوسالهها در ۳ هفته اول زندگی مستقیماً به FPT نسبت داده میشود. متاسفانه میزان FPT در گاوداریهای شیری هنوز بالا است (بین ۱۹ تا ۳۸ درصد). (ارجاع به متن اصلی: “FPT if the calf serum IgG concentration is less than 10 mg/mL… It has been suggested that serum IgG concentration below 13.4 mg/mL constitutes FPT.”)
پاسخ: الف) عوامل موثر بر کیفیت آغوز (Colostrum Quality): - نژاد (Breed)، تعداد شکم زایش (Parity) و فصل (Climate). - مهمترین عامل فردی: زمان دوشش پس از زایمان (Time from calving to milking). غلظت IgG بلافاصله پس از زایمان شروع به کاهش میکند (حدود ۳.۷ درصد در هر ساعت)، حتی اگر گاو دوشیده نشود. - گاوهای تلیسه (اولین شکم) نسبت به گاوهای چندشکم، IgG کمتری در آغوز دارند.
ب) عوامل موثر بر جذب (Uptake) توسط گوساله: - زمان تغذیه (Age at first feeding): هرچه زودتر (ترجیحاً ۲ ساعت اول) بهتر. - حجم و غلظت آغوز مصرفی. - شرایط حین تولد: دیستوشی (Dystocia) و زایمان سخت باعث کاهش سرعت ایستادن و تورم سر و زبان شده و جذب را مختل میکند. - شرایط آب و هوایی: در سرمای شدید یا گرمای شدید، هم کیفیت آغوز کمتر میشود و هم گوساله تمایل کمتری به مکیدن دارد. (ارجاع به متن اصلی: “Colostrum IgG concentration declines with time after calving even if the cow is not milked… The volume of colostrum consumed by the calf if left to suckle naturally during the first 24 hours is reduced.”)
پاسخ: طبق دستورالعمل طلایی کتاب: - دوز اول (First feed): در ۲ ساعت اول تولد، معادل ۷.۵ تا ۱۰ درصد وزن بدن گوساله (مثلاً ۳.۵ تا ۴ لیتر برای گوساله ۴۰ کیلوگرمی) باید خورانده شود تا حداقل ۱۰۰ گرم IgG دریافت کند. برای اطمینان از انتقال موفق در ۹۰ درصد گوسالهها، باید حداقل ۱۵۰ گرم IgG ظرف ۲ ساعت اول دریافت کند. - دوز دوم (Second feed): ۱۲ ساعت پس از تولد، معادل ۵ درصد وزن بدن (در صورت نیاز تا ۷.۵ درصد) مجدداً آغوز داده شود.
چرا نباید روی مادر ماند؟ گوسالههایی که اجازه دارند خودشان از مادر بمکند، حجم کمتری آغوز دریافت میکنند و میزان FPT در آنها به شدت بیشتر است. بنابراین حتماً باید با بطری (nipple bottle) یا لوله مری (esophageal tube) خورانده شوند. در گاوهای گوشتی، جدا کردن گوساله از مادر عملی نیست و معمولاً فقط در موارد دیستوشی و گوسالههای ضعیف مداخله میشود. (ارجاع به متن اصلی: “Optimal transfer will occur when calves are administered 7.5% to 10% of body weight within 2 hours… at least 150 g of IgG within 2 hours… Dairy calves should be administered colostrum by nipple bottle or esophageal tube, since increased FPT occurs in dairy calves that are left on their dam.”)
⚠️ نکته کاربردی در مورد روش تغذیه: اگر گوساله با بطری به اندازه کافی نمیخورد، حتماً باقیمانده را با لوله مری به او بدهید. در استفاده از لوله مری، حتماً مطمئن شوید لوله در مری (esophagus) قرار دارد و نه نای. برای اطمینان، سرنگ را در انتهای لوله ببندید و به گوساله اجازه دهید تا آخرین بزاق را قورت دهد؛ سپس لوله را سمت چپ گردن لمس کنید تا برجستگی آن را حس کنید.
پاسخ: بهترین، مقرونبهصرفهترین و دقیقترین ابزار مزرعهای، رفرکتومتر بریکس (Brix Refractometer) است. - حد آستانه (Cutoff): بریکس ۲۲٪ معادل ۵۰ گرم بر لیتر ایمونوگلوبولین در آغوز در نظر گرفته میشود. آغوز با بریکس بالاتر از ۲۲٪ کیفیت عالی دارد. - مزایا: نسبت به کولوسترومتر (Colostrometer - هیدرومتر) که شیشهای و شکننده است و تحت تاثیر دما قرار میگیرد، بسیار دقیقتر و مقاومتر است. کولوسترومتر دقت پایینی دارد و دو سوم از آغوزهای بیکیفیت را اشتباهاً قابل قبول تشخیص میدهد. - نکته: اگر نمونه آغوز خیلی غلیظ باشد، ممکن است تصویر داخل رفرکتومتر تار شود؛ برای شفافیت، مقدار کمتری نمونه روی منشور (Prism) بریزید. (ارجاع به متن اصلی: “A cutoff of 22% Brix was deemed to equate to 50 g/L… Optical Brix refractometer demonstrated a specificity of 85% and sensitivity of 90.5%… The poorer the quality of colostrum, the clearer the value is to read.”)
پاسخ: - جمعآوری (Harvesting): گاوها باید بلافاصله پس از زایمان دوشیده شوند. از آغوز گاوهای بیمار یا دارای ورم پستان (Mastitis) استفاده نکنید. - آلودگی میکروبی (Contamination): آغوز باید دارای Total Bacteria Count کمتر از ۱۰۰,۰۰۰ CFU/mL و کمتر از ۱۰,۰۰۰ کلیفرم باشد. برای این کار، حتماً پستان را ضدعفونی کرده و ظروف را با آب داغ (بالای ۵۰ درجه سانتیگراد) و مواد شوینده کلردار بشویید و کاملاً خشک کنید. - نگهداری (Storage): آغوز را حداکثر ۲ روز در یخچال نگهداری کنید. برای نگهداری طولانیتر، آن را در کیسههای پلاستیکی ۱ تا ۲ لیتری فریز (Freeze) کنید. هرگز در ماکروویو یخزدایی نکنید (ایجاد لخته و تخریب IgG). بهترین روش، آب گرم ۴۰ درجه سانتیگراد است. - پاستوریزاسیون (Pasteurization): برای کنترل عوامل بیماریزا مانند Mycobacterium paratuberculosis و Salmonella، آغوز را در دمای ۶۰ درجه سانتیگراد به مدت ۶۰ دقیقه حرارت دهید. در این دما، IgG حفظ میشود و باکتریها کاهش مییابند. - هشدار جدی (Pooling): از مخلوط کردن (Pooling) آغوز چند گاو خودداری کنید، زیرا اگر یک گاو آلوده باشد، کل گله را آلوده میکند و همچنین غلظت IgG را کاهش میدهد. (ارجاع به متن اصلی: “Heat treatment of colostrum (at 60° C for 60 minutes)… effectively reduce colostrum microbial counts while maintaining IgG concentration… Avoid pooling colostrum where possible.”)
پاسخ: در سن ۲۴ تا ۴۸ ساعتگی (ترجیحاً قبل از نوشیدن شیر بعدی) از گوساله خون بگیرید. روشهای اندازهگیری (به ترتیب کاربردی):
اندازهگیری پروتئین تام سرم (Total Serum Protein) با رفرکتومتر دستی: بهترین روش مزرعهای است. - کمتر از ۵.۰ گرم در دسیلیتر (g/dL) = شکست کامل (FPT). - بین ۵.۰ تا ۵.۵ = انتقال حاشیهای (Marginal). - هدف گله: حداقل ۸۰٪ از گوسالهها دارای پروتئین تام بیشتر از ۵.۵ g/dL باشند. (توجه: گوسالههای اسهالی را در نمونهگیری وارد نکنید چون کمآبی باعث افزایش کاذب پروتئین میشود).
آزمایش GGT (گاماگلوتامیل ترانسفراز): اگر از زمان تولد مطمئن نیستید، این آزمون مفید است. سطح کمتر از ۵۰ IU/L نشاندهنده عدم مصرف کافی آغوز است (حساسیت و ویژگی حدود ۹۳٪).
آزمایش RID (رادیال ایمونودیفیوژن): استاندارد طلایی (Gold Standard) برای اندازهگیری دقیق IgG است، اما گران و زمانبر است.
(ارجاع به متن اصلی: “A serum protein concentration less than 5.0 g/dL reflects failure of passive transfer… target should be for 80% of calves to have serum protein concentrations greater than 5.5 g/dL… GGT cutoff of 50 IU/L classifies 93% of calves correctly.”)
پاسخ: برای گوسالههایی که FPT تشخیص داده میشوند و در معرض خطر هستند، بهترین درمان، تجویز پلاسمای گاوی (Bovine Plasma) است. - دوز: ۲۰ تا ۴۰ میلیلیتر بر کیلوگرم وزن بدن. - روش تزریق: ابتدا با نرخ ۵ میلیلیتر بر کیلوگرم در ساعت شروع کنید و از نظر علائم واکنش آلرژیک (لرزش، کهیر، ادم، افزایش ضربان قلب) دقیقاً تحت نظر داشته باشید. در صورت عدم بروز واکنش، نرخ را به ۱۰ تا ۲۰ میلیلیتر بر کیلوگرم در ساعت افزایش دهید. - روش جایگزین: تزریق داخل صفاقی (Intraperitoneal) در ناحیه حفره چپ (Left paralumbar fossa) با سوزن ۱۴ تا ۱۶ gauge. - نکته: حتی پس از بسته شدن روده، تغذیه آغوز میتواند اثر محافظتی موضعی در مجرای گوارش داشته باشد. در صورت آلودگی شدید محیط، مصرف آنتیبیوتیک پیشگیرانه برای این گوسالهها توصیه میشود. (ارجاع به متن اصلی: “Calves may be treated for FPT by the administration of bovine plasma at 20 to 40 mL/kg… The initial rate of administration should be 5 mL/kg with close observation for adverse effects.”)
پاسخ: فواید فقط محدود به روزهای اول نیست: - کاهش مرگومیر (Mortality): پروتئین تام کمتر از ۵ g/dL، خطر مرگ را تا ۲.۴ تا ۶ برابر تا ۶ ماهگی افزایش میدهد. - کاهش بیماریها (Morbidity): به ویژه در پیشگیری از ذاتالریه (Pneumonia) بسیار موثر است. تاثیر بر پیشگیری از اسهال بسته به مطالعه متفاوت است، اما با افزایش حجم نمونه، همبستگی مثبت دیده میشود. - افزایش وزن روزانه (ADG): هم در دوره شیرخوارگی و هم پس از شیرگیری، گوسالههایی که انتقال موفق داشتهاند، میانگین افزایش وزن روزانه (Average Daily Gain) بهتری دارند. - تولید شیر (Milk Production): به طور قابل توجهی با افزایش تولید شیر در شکم اول و دوم شیردهی مرتبط است. (ارجاع به متن اصلی: “A serum protein below 5 g/dL… will result in a 2.4 to 6 times greater risk of mortality up to 6 months… associated with improved average daily weight gain both preweaning and postweaning… increased milk production in the first and second lactations.”)
پاسخ: عفونت ناف یا امفالیت (Omphalitis) در ۱ تا ۱۴ درصد گوسالهها رخ میدهد و منجر به باکتریمی (Bacteremia) و آرتریت سپتیک (Septic arthritis) میشود. پیشگیری سه رکن دارد: ۱. بهداشت جایگاه زایش. ۲. مصرف کافی آغوز با کیفیت. ۳. ضدعفونی ناف (Navel antisepsis). مطالعات نشان دادهاند که دیپ کردن ناف با کلرهگزیدین (Chlorhexidine) یا تنتور ید ۷٪ به طور معنیداری میزان امفالیت را کاهش میدهد. البته در یک مطالعه، دیپ کردن با ید با مرگومیر بالاتر همراه بود که احتمالاً نشاندهنده واکنش دامدار به وجود مشکل در گله بوده است، نه تاثیر مستقیم ید. (ارجاع به متن اصلی: “A significant beneficial effect was observed when the navel of calves that had assisted deliveries were dipped with chlorhexidine… a reduction in the incidence of omphalophlebitis was observed in calves when navels were dipped with tincture of iodine.”)
پاسخ: - نوزاد، یک تکمعدهای (Monogastric) کاربردی است. شیر مستقیماً از طریق شیار مری (Esophageal groove) و با یک رفلکس عصبی، شکمبه (Rumen) را دور زده و وارد شیردان (Abomasum) میشود. تحریک این شیار با شیر و الکترولیتها به خوبی انجام میشود، اما آب خالی این رفلکس را فعال نمیکند. - تغذیه محدود (دو وعده در روز) باعث گرسنگی و مکیدن وسایل غیرخوراکی میشود. تحقیقات جدید نشان میدهد تغذیه آزاد (Ad libitum) یا افزایش حجم شیر مصرفی تا زمان شیرگیری، منجر به افزایش وزن بیشتر و رفتار طبیعیتر میشود، بدون اینکه مصرف دان استارتر را به خطر بیندازد (برخلاف باور قدیمی). - برای رشد شکمبه، حتماً باید دان استارتر باکیفیت (Starter) در اختیار گوساله قرار گیرد تا باعث رشد پاپیهای شکمبه شود. (ارجاع به متن اصلی: “The groove is closed by a reflex that is stimulated by the intake of liquids; milk is the best… Effects of ad libitum milk intake on dairy calves… does not suppress solid feed intake.”)
پاسخ: معاینه باید سیستماتیک باشد.
الف) معاینه از دور (Examination from a Distance): - رفتار و هوشیاری (Mentation): افتادگی گوش و سر (Drooping head and ears) اولین علامت بیماری است. گوساله بیحال، تمایل به خوابیدن و بیمیلی به نوشیدن شیر دارد. - تنفس: به تنفس با دهان باز، ترشحات بینی، سرفه و حرکت شکم در تنفس دقت کنید.
ب) معاینه عملی (Hands-on Examination): (تصاویر ۱۹-۱ تا ۱۹-۵ را در کتاب ببینید)
سر و چشمها (Head & Eyes): - گیرکردن پلک (Entropion) در برهها شایع است و باعث زخم قرنیه میشود. درمان: تزریق پنیسیلین به پلک پایین یا بخیه ماترس. - پتشی (Petechiae) زیر زبان (شکل ۱۹-۱) نشانه ترومبوسیتوپنی ناشی از BVD یا سپسیس است. - جمع شدن چشم (Enophthalmos) و طولانی شدن زمان بازگشت پوست (Skin tent) برای تخمین درصد کمآبی استفاده میشود (جدول ۱۹-۵ را ببینید). مثلاً اگر چشم ۴-۶ میلیمتر فرو رفته، کمآبی حدود ۹٪ و نقص باز (Base deficit) حدود ۱۰ میلیمول است.
دهان (Mouth): رنگ مخاط (صورتی، سیانوتیک یا خاکستری)، زمان پر شدن مجدد مویرگها (CRT < 2 ثانیه). بوی بد دهان نشانه لارنژیت نکروتیک (Necrotic laryngitis) یا پنومونی آسپیراسیونی است.
قلب و قفسه سینه (Thorax): - سوفل (Murmur): در نوزادان شایع است. شایعترین نقص مادرزادی قلبی، نقص دیواره بینبطنی (Ventricular Septal Defect - VSD) است (جدول ۱۹-۶). یک سوفل خیلی بلند ممکن است فقط مربوط به بسته شدن مجرای شریانی (Closing Ductus Arteriosus) باشد که طبیعی است. - در اسهال شدید، هیپرکالمی (Hyperkalemia) باعث اختلال در هدایت قلبی و ایست دهلیزی (Atrial standstill) میشود.
شکم و ناف (Abdomen & Umbilicus): - شکم متسع (Distended abdomen) و عدم دفع مدفوع، نشانه آترزی (Atresia) (بسته بودن روده بزرگ یا مخرج) است. - اولتراسوند ناف (شکلهای ۱۹-۲، ۱۹-۳، ۱۹-۴): برای تشخیص امفالیت و بزرگ شدن ورید یا سرخرگهای نافی بسیار مفید است. ورید نافی به سمت کبد و سرخرگها به سمت مثانه میروند. - پارگی تاندور پرونئوس ترتیوس (شکل ۱۹-۵): باعث هایپراکستنشن (Hyperextension) مفصل خمیدگی (Tarsus) میشود.
عضلات و اسکلت (Musculoskeletal): - آرتروگریپوزیس (Arthrogryposis): خشکی مفاصل که میتواند ارثی یا ناشی از ویروسهای تراتوژن (مانند بلوتانگ) یا خوردن گیاه لوپین در روز ۴۰ تا ۷۰ آبستنی باشد. - میوپاتی (Myopathy): کمبود سلنیوم و ویتامین E باعث سفتی عضلات (به خصوص سهسر بازویی و چهارسر رانی)، لنگش و زمینگیر شدن گوساله میشود. برای تایید، سطح CPK خون را بررسی کنید.
(ارجاع به متن اصلی برای بخش قلب: “The prevalence of congenital heart disease in cattle has been reported to be approximately 0.7% with ventricular septal defects representing the most common type… A swollen joint should be considered infected until proven otherwise.”)