PPID مخفف Pituitary Pars Intermedia Dysfunction است و شایعترین بیماری غدد درونریز در اسبهای بالای ۱۵ سال است. قبلاً به آن «بیماری کوشینگ اسب» میگفتند، اما چون در اسب پارس اینترمدیا (نه پارس دیستالیس) درگیر میشود و معمولاً تومور نیست، اسم آن را تغییر دادند.
تفاوت اصلی با کوشینگ انسان:
- در انسان: آدنوم پارس دیستالیس → ترشح بیش از حد ACTH → هیپرکورتیزولیسم
- در اسب: هیپرپلازی/آدنوم پارس اینترمدیا → ترشح بیش از حد پپتیدهای مشتق از POMC (پروپیوملانوکورتین) مانند α-MSH، β-اندورفین و CLIP، نه الزاماً کورتیزول بالا.
🔹 پاتوژنز اصلی: از دست رفتن مهار دوپامینی نورونهای پریونتریکولار هیپوتالاموس. دوپامین بهطور طبیعی ترشح POMC را مهار میکند. در PPID، این نورونها تحلیل میروند و مهار برداشته میشود.
نقل از متن اصلی:
“Evidence indicates loss of dopamine inhibition is critical in the pathology of PPID. Dopamine and dopamine metabolite concentrations in the pars intermedia of PPID horses are decreased eightfold compared with age‑matched controls.”
📘 تصویر مرتبط: شکل ۴۱‑۱ (فیزیولوژی پارس اینترمدیا) و ۴۱‑۳ (پاتوفیزیولوژی PPID) را ببینید.
علائم متنوع و پیشرونده هستند:
نکته: لامینیت در PPID با هیپرانسولینمی ارتباط دارد، نه با کورتیزول بالا.
“The pathogenesis of laminitis in PPID is not currently well understood… a primary role for hyperinsulinemia in induction of endocrinopathic laminitis has been proposed.”
سه آزمون اصلی:
| آزمون | روش | نکات |
|---|---|---|
| تست سرکوب دگزامتازون (DST) | تزریق IM دگزامتازون ۴۰ میکروگرم/کیلوگرم و اندازهگیری کورتیزول ۱۹ ساعت بعد | اگر کورتیزول < ۱ میکروگرم/دسیلیتر باشد، طبیعی است. در PPID، سرکوب نمیشود. حساسیت در مراحل اولیه پایین است. |
| اندازهگیری ACTH پلاسما | یک نمونه خون (با رعایت سرمایش) | حساسیت ~۷۰٪، ویژگی ~۸۰٪. در پاییز مقادیر طبیعی بالاتر است (رنج فصلی). |
| تست تحریک با TRH | تزریق TRH و اندازهگیری ACTH ۳۰‑۹۰ دقیقه بعد | بهترین آزمون برای موارد مشکوک با تست منفی. پاسخ ACTH در PPID بیشتر از حد نرمال است. |
متن اصلی:
“The TRH stimulation test… has been shown to most accurately identify PPID… measurement of plasma ACTH, rather than serum cortisol, is a more direct assessment of pars intermedia response.”
📌 تغییرات فصلی:
در پاییز (شهریور‑مهر در نیمکره شمالی) سطح ACTH و پاسخ به تحریک بیشتر است، بنابراین اگر رنج مرجع فصلی در دسترس باشد، تست در پاییز افتراق بهتری میدهد.
تصویر کمککننده: شکل ۴۱‑۷ (منحنی تست سرکوب دگزامتازون).
پیشآگهی: بسیاری از اسبها سالها با درمان کنترل میشوند. تشخیص زودهنگام و پیشگیری از عوارض کلید موفقیت است.
محور هیپوتالاموس‑هیپوفیز‑آدرنال (HPA axis):
استرس ← CRH از هیپوتالاموس ← ACTH از هیپوفیز قدامی ← کورتیزول از آدرنال. کورتیزول با بازخورد منفی، ترشح CRH و ACTH را مهار میکند.
(شکل ۴۱‑۸ و ۴۱‑۹ را ببینید).
تفاوت کرهها با اسبهای بالغ: کرهها تا چند هفته پس از تولد پاسخ کورتیزولی ضعیفی به ACTH دارند و غلظت CBG (پروتئین متصلشونده به کورتیزول) پایین است؛ بنابراین کورتیزول آزاد بیشتری دارند.
در اسبها و کرههای مبتلا به سپسیس یا کولیک شدید دیده میشود. یعنی غلظت کورتیزول برای شدت بیماری کافی نیست، هرچند ممکن است نسبت به حالت عادی بالا باشد.
معیارهای تشخیصی پیشنهادی (بر اساس متن):
نکته: تست دوز پایین ACTH ممکن است حساسیت کمتری داشته باشد. همچنین تستهای تحریک با CRH یا تست تحمل انسولین در بیماران بحرانی خطرناک هستند.
درمان: هیدروکورتیزون با دوز فیزیولوژیک (مثلاً ۱‑۴ میلیگرم/کیلوگرم/روز به صورت چند دوز وریدی) و اجتناب از دگزامتازون با دوز بالا.
ناتوانی در تعریق کافی در هوای گرم و مرطوب که منجر به افزایش دمای بدن، عدم تحمل ورزش و تنفس سریع میشود.
تشخیص:
- تست تعریق داخل جلدی با تربوتالین (terbutaline): تزریق رقتهای ۱۰⁻³ تا ۱۰⁻⁸ از تربوتالین در گردن. در اسب طبیعی، در همه رقتها بهجز رقت بسیار ضعیف، تعریق موضعی دیده میشود. در آنهیدروز کامل، هیچ تعریقی رخ نمیدهد (شکل ۴۱‑۱۳).
- تست لانج (lunging test): لانج به مدت ۳۰ دقیقه در روز گرم؛ اندازهگیری دما، ضربان قلب و تنفس. اگر تنفس تا ۳۰ دقیقه پس از ورزش به حالت قبل برنگردد، نشانه مشکل در خنکسازی است.
درمان:
- جابهجایی به محیط خنکتر (موثرترین روش).
- استفاده از پنکه، مهپاش و آبپاشی.
- مکمل الکترولیت (بهویژه KCl) و محصولات حاوی تیروزین (پیشساز دوپامین) ممکن است در برخی مفید باشد.
- کلنبوترول (آگونیست β₂) گاهی تعریق را افزایش میدهد اما مصرف طولانی ممکن است باعث مقاومت شود.
نکته بالینی: در اسبهای چاق با EMS، غلظت T3 و T4 ممکن است پایین باشد اما هیپوتیروئیدی واقعی نیست و مصرف لووتیروکسین تنها به عنوان ابزار دارویی برای کاهش وزن موقت (دوز ۰٫۱ میلیگرم/کیلوگرم روزانه) توصیه میشود و نباید طولانیمدت تجویز شود.
مجموعهای از اختلالات غدد درونریز و متابولیک که با لامینیت در اسبها، پونیها و الاغها همراه است. ویژگی اصلی: هیپرانسولینمی و مقاومت به انسولین (IR).
علائم بالینی:
- چاقی عمومی یا چربی موضعی (کاکل پرچربی، دم، غلاف، پستان)
- لامینیت حاد یا تحتبالینی (حلقههای شاخی یا چرخش استخوان سُم در رادیوگرافی)
- برخی اسبها لاغر اما با چربی موضعی (فنوتیپ لاغر).
تشخیص:
- تست قند خوراکی (OST): بعد از ناشتایی شبانه، شربت ذرت (۰٫۱۵ میلیلیتر/کیلوگرم) خوراکی و اندازهگیری انسولین در ۶۰ و ۹۰ دقیقه.
- طبیعی: < ۴۵ μU/mL
- مرزی: ۴۵‑۶۰
- هیپرانسولینمی: > ۶۰
- تست تحمل انسولین (ITT): تزریق وریدی انسولین ۰٫۱ واحد/کیلوگرم و اندازهگیری کاهش قند خون. کاهش کمتر از ۵۰٪ در ۳۰ دقیقه نشانه IR است.
- تست ترکیبی گلوکز‑انسولین (CGIT): تزریق گلوکز و انسولین و اندازهگیری قند و انسولین در چند نوبت.
مدیریت:
- محدودیت شدید کربوهیدراتهای محلول در آب (WSC) و نشاسته (NSC).
- کاهش وزن (در صورت چاقی) با جیرههای کمکالری و ورزش.
- لووتیروکسین با دوز بالا (۰٫۱ میلیگرم/کیلوگرم روزانه) به مدت ۳‑۶ ماه برای کاهش وزن در اسبهای لامینیتدار و چاق.
- متفورمین (۳۰ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۸‑۱۲ ساعت) میتواند پاسخ قند خوراکی را کاهش دهد (از طریق اثر روی روده).
ارتباط با PPID: هر دو بیماری میتوانند همزمان وجود داشته باشند و PPID میتواند IR را تشدید کند. جدول ۴۱‑۱ تفاوتهای بالینی و مدیریتی را مقایسه میکند.
کلسیم (Ca):
- حدود ۹۹٪ در اسکلت (هیدروکسیآپاتیت).
- کلسیم یونیزه (Ca²⁺) فرم فعال بیولوژیک است (حدود ۵۰‑۵۵٪ کل کلسیم سرم).
- جذب در روده کوچک بهطور غیرفعال وابسته به رژیم است و اسبها جذب بالایی دارند (۵۰‑۷۵٪).
- دفع عمدتاً از طریق کلیه و مدفوع.
تنظیم توسط:
- PTH (هورمون پاراتیروئید) → در هیپوکلسمی ترشح میشود و جذب کلیوی کلسیم را افزایش، دفع فسفر را افزایش و استخوانزدایی را تحریک میکند.
- کلسیتونین (از غده تیروئید) → هیپرکلسمی را مهار میکند.
- ویتامین D (۱٬۲۵‑دیهیدروکسیویتامین D) → جذب رودهای کلسیم و فسفر را افزایش میدهد.
هیپوکلسمی (علل و علائم):
- سپسیس و اندوتوکسمی (شایعترین علت در بیمارستان).
- سوءجذب ناشی از اگزالات (گیاهان حاوی اگزالات مانند سورگوم، شبدر).
- مسمومیت با سوسک تاولزا (cantharidin) در یونجه.
- هیپوپاراتیروئیدی نادر.
علائم:
- فلتر سینکرون دیافراگماتیک (thumps): حرکت ریتمیک دیافراگم همزمان با ضربان قلب.
- تتانی، آتاکسی، فاسیکولاسیون، تشنج، ایلئوس، جفتماندگی در مادیان.
درمان هیپوکلسمی:
- کلسیم گلوکونات ۲۳٪ وریدی (۵۰ میلیلیتر در ۵ لیتر مایع کریستالوئید) و نظارت بر سطح کلسیم یونیزه.
هیپرکلسمی:
- هیپرپاراتیروئیدی اولیه (آدنوم پاراتیروئید) → هیپرکلسمی، هیپوفسفاتمی.
- هیپرکلسمی بدخیمی (ناشی از PTHrP) در تومورهای سلول سنگفرشی، لنفوسارکوم.
- هیپرویتامینوز D (مسمومیت با ویتامین D یا گیاهان حاوی گلیکوزیدهای ویتامین D مانند Solanum).
هیپرپاراتیروئیدی ثانویه تغذیهای (big head):
به دلیل جیره کمکلسیم و پرفسفر یا اگزالات بالا ← تحریک بیش از حد PTH ← تحلیل استخوان صورت و بزرگ شدن فک (شکل ۴۱‑۱۸).
درمان: اصلاح جیره و افزودن کلسیم کربنات (۳۰۰‑۱۰۰ گرم در روز).
کتوز در گاوها و گوسفندان عمدتاً در اوایل شیردهی به دلیل تعادل منفی انرژی رخ میدهد. تولید شیر از دریافت انرژی بیشتر است و بدن مجبور به متابولیسم چربی میشود که منجر به تولید اجسام کتونی (استون، استواستات، بتا‑هیدروکسیبوتیرات = BHB) میشود.
انواع:
- نوع I (کلاسیک): چند هفته پس از زایمان، با کاهش قند خون و انسولین پایین.
- نوع II: بلافاصله پس از زایمان، با چاقی و انسولین بالا.
تشخیص:
- تستهای ساده: تست نوار ادرار (کتوستیکس) یا دستگاه سنجش BHB خون (آزمایشگر Precision Xtra).
- BHB خون > ۱٫۲ میلیمول در لیتر نشانه کتوز تحتبالینی و > ۳ میلیمول در لیتر کتوز بالینی محسوب میشود.
درمان:
- گلوکز وریدی (۵۰۰ میلیلیتر دکستروز ۵۰٪) بهصورت تکدوز یا همراه با انسولین.
- پروپیلنگلیکول خوراکی (۳۰۰‑۴۰۰ میلیلیتر یکبار یا روزانه) به عنوان پیشماده گلوکونئوژنز.
- گلوکوکورتیکوئیدها (دگزامتازون ۰٫۰۴ میلیگرم/کیلوگرم) با احتیاط (در گاوهای چاق خطرناک است).
- موننسین (یونوفور) در جیره خشک و شیردهی برای افزایش پروپیونات شکمبه و کاهش کتوز.
پیشگیری:
- کنترل وضعیت بدنی در دوره خشکی (چاقی ممنوع).
- تغذیه تدریجی جیره شیردهی از ۴‑۵ هفته قبل زایمان.
- استفاده از مکمل نیاسین، کبالت، کروم و کولین محافظتشده در شکمبه.
نیمی از گاوهای شیری پرتولید در ۲۴ ساعت پس از زایمان دچار هیپوکلسمی تحتبالینی (< ۸ میلیگرم/دسیلیتر) میشوند. در موارد شدید (کلسیم < ۵ میلیگرم/دسیلیتر) گاو زمینگیر و دچار فلجی (پارزی) میشود که به آن تب شیر یا پارزی زایمانی میگویند.
علت اصلی: شروع ناگهانی شیردهی و مصرف کلسیم برای شیر، در حالی که مکانیسمهای هموستازی (PTH و ویتامین D) زمان کافی برای پاسخ ندارند.
درمان:
- تزریق وریدی کلسیم بوروگلوکونات (حدود ۲ گرم کلسیم به ازای هر ۱۰۰ کیلوگرم وزن) بهآرامی (۱ گرم در دقیقه) زیرا تزریق سریع باعث آریتمی قلبی میشود.
- گاهی تزریق زیرجلدی یا خوراکی کلسیم (با احتیاط از آسپیراسیون).
پیشگیری (مهمترین بخش):
جیره آنیونی (کاتیون‑آنیون متعادل - DCAD):
- هدف: کاهش قلیائیت خون با افزودن کلرید و سولفات (مثلاً کلرید آمونیوم) در ۲‑۳ هفته آخر آبستنی، تا جذب کلسیم از استخوان و روده بهبود یابد.
- شاخص: pH ادرار بین ۶٫۲‑۶٫۸ در گاوهای هلشتاین و ۵٫۸‑۶٫۳ در جرسی (pH بیش از ۷٫۶ یعنی anions کافی نیست).
- “The key to the diet’s efficacy in reducing hypocalcemia is whether or not it has induced a compensated metabolic acidosis before calving.”
مکمل منیزیم کافی (۰٫۳۵‑۰٫۴٪ ماده خشک) چون منیزیم برای عملکرد PTH ضروری است.
اجتناب از فسفر بالای جیره (> ۹۰ گرم در روز).
استفاده از کلسیم خوراکی (مایع یا ژل) بلافاصله پس از زایمان و ۲۴ ساعت بعد (برای تأمین کلسیم از طریق انتشار غیرفعال روده).
کمبود منیزیم خون (معمولاً < ۱٫۲ میلیگرم/دسیلیتر) در گاوهای شیری و گوسفندان در حال چرا در بهار یا پاییز که علفهای تازه دارای پتاسیم بالا و منیزیم پایین هستند، رخ میدهد.
علائم: تحریکپذیری، فاسیکولاسیون، تتانی، تشنج، مرگ ناگهانی. منیزیم برای ترشح و عملکرد PTH ضروری است؛ بنابراین هیپومنیزیمی میتواند باعث هیپوکلسمی ثانویه شود.
درمان:
- تزریق وریدی منیزیم (۱٫۵‑۲٫۲۵ گرم منیزیم برای گاو بالغ) بهصورت سولفات یا کلرید.
- پس از بهبود رفلکس بلع، دوز خوراکی منیزیم اکساید (۱۰۰ گرم در آب) یا سولفات منیزیم (۲۰۰‑۴۰۰ میلیلیتر محلول ۵۰٪) برای جلوگیری از عود.
پیشگیری:
- افزایش منیزیم جیره به ۰٫۳۵‑۰٫۴٪ ماده خشک.
- استفاده از مکملهای منیزیم با فراهمی بالا (اکسید منیزیم با خلوص کمتر از ۵۶٪ و ریزتر).
یک سندرم نادر اما جدی که با فلجی شل، زمینگیری و گردن S‑شکل (نظیر هیپوکلسمی اما با تفاوت در تونوس) و پتاسیم سرم < ۲٫۵ میلیاکیوالان در لیتر مشخص میشود. اغلب در گاوهای شیرده با بیاشتهایی طولانی (بیش از یک هفته) و درمان با ایزوفلوپرادون استات (کورتیکواستروئید با اثر مینرالوکورتیکوئیدی قوی) دیده میشود.
علل:
- کاهش مصرف پتاسیم بهدنبال بیاشتهایی.
- افزایش دفع کلیوی به دلیل سازگاری کلیه با جیره پرپتاسیم (که در گاوهای شیرده رایج است).
- مصرف داروهای ادرارآور یا کورتیکواستروئیدها.
تشخیص:
- پتاسیم سرم < ۲٫۵ میلیاکیوالان در لیتر.
- تغییرات الکتروکاردیوگرافی (تخت شدن موج T، افزایش فاصله QT و ریتم بطنی).
- آزمایش ادرار: دفع کسری پتاسیم بالا (> ۵۵٪) نشانه از دست رفتن کلیوی است.
درمان:
- مکمل خوراکی پتاسیم کلرید (۶۰‑۱۰۰ گرم به ازای هر ۱۰۰ کیلوگرم وزن در روز) و در صورت نیاز وریدی با سرعت کمتر از ۰٫۵ میلیاکیوالان/کیلوگرم/ساعت.
- مراقبتهای حمایتی: بستر مناسب، چرخاندن گاو هر ۸ ساعت، تغذیه دستی.
- پس از بازگشت پتاسیم به نرمال، کاهش تدریجی مکمل طی ۲‑۳ روز برای جلوگیری از عود.
پیشآگهی: محافظتشده است و به مراقبت و وجود تانک شناور بستگی دارد.
rBST (هورمون رشد نوترکیب گاوی) بهصورت تزریق زیرجلدی ۵۰۰ میلیگرم هر ۱۴ روز از روز ۵۷‑۷۰ شیردهی تجویز میشود.
تأثیر بر تولید شیر:
- افزایش شیر ۸‑۶۱٪ (بهطور متوسط ۴‑۵ کیلوگرم در روز) بهویژه در گاوهای چندزا و اواخر شیردهی.
- پاسخ به جیره وابسته است؛ در صورت کمخوری یا تنش گرمایی پاسخ کاهش مییابد.
تأثیر بر تولیدمثل:
- افزایش دوقلوزایی و روزهای باز (بهطور متوسط ۵ روز) به دلیل منفی شدن تعادل انرژی.
- اما میتواند با بهبود کیفیت تخمک و جنین، نرخ آبستنی اولین تلقیح را افزایش دهد اگر در زمان مناسب (۱‑۳ روز قبل از تلقیح) تزریق شود.
سلامت:
- ورم پستان: بروز بالینی ممکن است افزایش یابد، اما به ازای هر کیلوگرم شیر، میزان آن کمتر است.
- لنگش: شواهد متناقض است.
- بیماریهای متابولیک: در تیمارهای بلندمدت، کتوز و تب شیر در شیردهی بعدی کاهش مییابد (به دلیل وضعیت بدنی لاغرتر).
ایمنی غذایی:
- rBST در انسان غیرفعال است (تفاوت ۳۶٪ در اسیدآمینهها).
- در شیر و گوشت باقینمانده و با فرایند حرارت از بین میرود.
- تأییدیه FDA با دوره پرهیز صفر دارد.
| بیماری | گونه | نکته کلیدی تشخیص | درمان اصلی |
|---|---|---|---|
| PPID | اسب | ACTH بالا، تست TRH | پرگولید |
| CIRCI | اسب/کره | کورتیزول پایه پایین یا پاسخ ضعیف به ACTH | هیدروکورتیزون |
| آنهیدروز | اسب | تست تربوتالین منفی | محیط خنک، کلنبوترول (موقت) |
| EMS | اسب | انسولین پس از خوراکی > ۶۰ μU/mL | کاهش کربوهیدرات، ورزش، لووتیروکسین |
| هیپوکلسمی | اسب/گاو | Ca یونیزه پایین، علائم عصبی | کلسیم وریدی، جیره آنیونی (گاو) |
| کتوز | گاو | BHB خون > ۱٫۲ میلیمول | پروپیلنگلیکول، گلوکز، موننسین |
| هیپوکالمی | گاو | K < ۲٫۵ + گردن S‑شکل | KCl خوراکی/وریدی، قطع کورتون |
| rBST | گاو | افزایش شیر (پاسخ متغیر) | تزریق ۱۴ روزه، نیاز به تغذیه کافی |