بسیار خب. این فصل از کتاب یکی از مهمترین مباحث دامپزشکی یعنی استفاده از فرآوردههای بیولوژیک (Biologics) برای پیشگیری از بیماریهای عفونی در اسب، گوسفند، بز و گاو هست. میدانم که متن اصلی سنگین و پر از جزئیات است، بنابراین آن را به سبک پرسش و پاسخ سقراطی، کاملاً ساده، بخشبندی شده و همراه با اصطلاحات تخصصی انگلیسی و نقل قولهای کلیدی از خود متن بازنویسی میکنم.
پاسخ: دوست عزیز، مهمترین اصل این است که واکسن، یک سپر صددرصدی نیست، بلکه یکی از سه رکن اصلی کنترل بیماری است. کتاب به صراحت میگوید که برنامههای کنترل بیماری سه هدف دارند: ۱. کاهش مواجهه با عامل بیماریزا (مدیریت محیطی)، ۲. به حداقل رساندن عوامل کاهشدهنده مقاومت (استرس، تغذیه ضعیف)، ۳. افزایش مقاومت از طریق واکسیناسیون.
اگر دام در معرض دوز بالای عامل بیماریزا (چالش عفونی) قرار بگیرد، حتی بهترین واکسن هم شکست میخورد. برای مثال، در محیطهای شلوغ مانند مسابقات و مزارع پرورش، باید حتماً قرنطینه (Quarantine) به مدت ۳۰ روز، جدا کردن گروههای سنی و ضدعفونی رعایت شود.
نقل قول از متن انگلیسی: “Vaccination alone cannot be expected to prevent disease; management practices must reduce challenge with infectious pathogens.” (صفحه ۱)
پاسخ: این یکی از مهمترین مفاهیم ایمونولوژی دامپزشکی است که “تداخل آنتیبادی مادری (Maternal Antibody Interference - MDAI)” نام دارد. کرهها بلافاصله پس از تولد، آنتیبادیهای قوی از آغوز (کلستروم) مادر دریافت میکنند. این آنتیبادیها از یک طرف کره را در ماههای اول محافظت میکنند، اما از طرف دیگر، اگر واکسن بزنید، این آنتیبادیهای مادری، آنتیژن واکسن را خنثی کرده و مانع از تحریک سیستم ایمنی کره میشوند. تحقیقات نشان داده که اگر کرهای که آنتیبادی مادری دارد را در ۶ ماهگی واکسینه کنید، بینتیجه است و حتی ممکن است باعث نوعی تحمل ایمنی (Immunotolerance) شود! به همین دلیل توصیه میشود که شروع واکسیناسیون اولیه برای اکثر واکسنهای غیرفعال تا ۶ ماهگی به تعویق بیفتد.
نقل قول از متن انگلیسی: “Maternally derived antibodies… exert a profound inhibitory effect on the active immune response of the foal to antigens… it is not typically feasible to serologically test samples from foals to predict whether they will respond.” (صفحه ۳) استثنا: واکسن نیل غربی (WNV) و واکسن نوترکیب آنفلوآنزا (Canarypox-vectored) میتوانند در حضور آنتیبادی مادری در کرههای ۳ ماهه موثر باشند.
پاسخ: ۱. ایمنی جنین: در ۶۰ روز اول آبستنی، ارگانزایی جنین اتفاق میافتد. در این دوران، مگر در شرایط اضطراری، هیچ واکسنی تزریق نکنید. ۲. انتقال آنتیبادی به کره: هدف اصلی، افزایش آنتیبادی در آغوز است. بنابراین واکسنهای محرک ایمنی هومورال (IgG) را باید ۴ تا ۶ هفته قبل از زایمان تزریق کرد. واکسنهای داخل بینی (Intranasal) برای این کار مناسب نیستند چون سطح IgG خون را بالا نمیبرند. ۳. تداخل آنتیژنی: بیش از ۴ نوع آنتیژن را در یک نوبت تزریق نکنید و بین واکسنهای مختلف ۳ تا ۴ هفته فاصله بگذارید. ۴. واکسنهای حاوی ویروس زنده تعدیلشده (MLV) برای VEE و سیاهزخم (Anthrax) در مادیان آبستن ممنوع هستند. ولی واکسنهای غیرفعال (Inactivated) مانند کزاز، WNV و آنفلوآنزا بیخطر تلقی میشوند.
نقل قول از متن انگلیسی: “It is sound practice to avoid administering vaccines to mares during the first 60 days of gestation unless conditions of imminent risk prevail.” (صفحه ۲)
پاسخ: کمیته بیماریهای عفونی AAEP (انجمن پزشکان اسب آمریکا) واکسنها را به دو دسته تقسیم کرده است (به جدول ۴۸-۱ در کتاب مراجعه کنید): واکسنهای هستهای (Core): واجب برای همه اسبها در آمریکای شمالی. شامل: کزاز (Tetanus)، هاری (Rabies)، آنسفالومیلیت شرقی/غربی (EEE/WEE) و ویروس نیل غربی (WNV). برای مادیانهای آبستن، EHV-1 نیز جزو Core محسوب میشود. واکسنهای غیرهستهای (Risk-based): بر اساس ریسک مواجهه و منطقه جغرافیایی انتخاب میشوند. شامل: آنفلوآنزا (Influenza)، استرنگلز (Strangles)، آرتریت ویروسی (EVA)، تب پوتوماک (PHF) و بوتولیسم.
پاسخ: - کزاز (Tetanus Toxoid): سطح آنتیبادی محافظتی ( > 0.2 IU/mL ) است. در اسب بالغ، سری اولیه ۲ دوز با فاصله ۴-۶ هفته و سپس سالانه یک دوز بوستر. اگر اسب زخم عمیقی داشت و بیش از ۶ ماه از آخرین واکسن گذشته بود، بلافاصله یک دوز یادآور تزریق کنید. در کرهها، سری اولیه ۳ دوز است (در ۶، ۷ و ۱۰-۱۲ ماهگی). - آنفالومیلیت (EEE/WEE): واکسن غیرفعال. در مناطق گرمسیری جنوب شرقی آمریکا که پشه فعال است، بهتر است هر ۶ ماه یکبار تزریق شود (نه سالانه!). در کرههای متولد شده از مادر واکسینه، شروع واکسن در ۴-۶ ماهگی با سری ۳ دوز است. - ویروس نیل غربی (WNV): شش نوع واکسن مختلف در بازار هست (غیرفعال، نوترکیب کاناریپاکس، و کایمرا). در یک مطالعه چالش، واکسن PreveNile ( 100\% ) و Recombitek ( 80\% ) از بیماری عصبی جلوگیری کردند. بهترین زمان واکسیناسیون، اواخر بهار (قبل از فصل پشه) است. برخلاف بقیه، کرههای ۳ ماهه به این واکسن پاسخ خوبی میدهند چون آنتیبادی مادری تداخلی با وکتور ویروسی ندارد.
پاسخ: ویروس آنفلوآنزای اسب از زیرگروه H3N8 است و مدام دچار تغییرات آنتیژنیکی (Antigenic Drift) در پروتئینهای سطحی خود (هماگلوتینین و نورآمینیداز) میشود. به همین دلیل، اگر سویه واکسن با سویه شایع منطقه همخوانی نداشته باشد، واکسن بیاثر میشود. ایمنی حاصل از واکسنهای غیرفعال تزریقی (عضلانی) بیش از ۷ ماه دوام نمیآورد و عمدتاً از طریق آنتیبادیهای خونی (IgG) است، در حالی که برای جلوگیری از عفونت تنفسی به ایمنی موضعی (مخاطی - IgA) نیاز است. به همین دلیل واکسن زنده سرد-سازگار (Flu Avert I.N.) که داخل بینی زده میشود، ایمنی مخاطی عالی ایجاد میکند، اما چون سطح IgG خون را بالا نمیبرد، برای مادیانهای باردار (که نیاز به انتقال IgG به کره دارند) مناسب نیست.
نکته حیاتی: در هنگام طغیان (Outbreak)، واکسن داخل بینی (Flu-Avert) بهترین گزینه است چون طی ۷ روز ایمنی ایجاد میکند. نقل قول از متن انگلیسی: “Antigenic drift… reduces the degree and duration of protection… vaccines should include viral antigens from isolates obtained within the most recent 5 years.” (صفحه ۱۵)
پاسخ: EHV-1 دو شکل وحشتناک دارد: سقط در مادیانهای آبستن و بیماری عصبی (Equine Herpes Myeloencephalopathy - EHM). جالب است بدانید که بیش از ( 80\% ) از موارد EHM مربوط به سویهای است که در جایگاه ۷۵۲ پلیمراز خود، دارای اسیدآمینه آسپارتیک اسید (D) است که به آن سویه نوروپاتوژنیک (Neuropathogenic Strain - D752) میگویند. هیچ واکسنی ادعای جلوگیری از EHM را ندارد، اما واکسنهایی که بار آنتیژنی بالا دارند (مثل Pneumabort-K) میتوانند سطح ویرمی (Viremia) را کاهش دهند. برای جلوگیری از سقط، مادیانها را در ماههای پنجم، هفتم و نهم آبستنی واکسینه میکنند. متأسفانه واکسنهای فعلی از ایجاد حالت ناقل (Latency) جلوگیری نمیکنند.
نقل قول از متن انگلیسی: “Available vaccines make no labeled claim to prevent EHM, and there is no evidence that current vaccines can prevent EHM in the field.” (صفحه ۱۹)
پاسخ: عامل استرنگلز باکتری Streptococcus equi است. دو نوع واکسن داریم: ۱. واکسن عضلانی (M-protein subunit): ایمنی خونی ایجاد میکند و خطر عارضه پورپورا هموراژیکا (Purpura Hemorrhagica) را دارد. پورپورا یک واکنش ازدیاد حساسیت نوع III (تشکیل کمپلکس ایمنی) است که منجر به واسکولیت و تورمهای شدید میشود. اگر تیتر آنتیبادی SeM در آزمایش ELISA بالای ۱:۱۶۰۰ باشد، این واکسن را نزنید. ۲. واکسن زنده داخل بینی (Pinnacle I.N.): ایمنی مخاطی بهتری ایجاد میکند و عوارض سیستمیک کمتری دارد، اما نباید به اشتباه به صورت عضلانی تزریق شود (چون باعث آبسه میشود). توصیه میشود در مزارعی که استرنگلز بومی است، کرهها را از ۴ ماهگی با واکسن داخل بینی شروع کنید.
پاسخ: - کلستریدیوم (CD&T): واجبترین واکسن برای نشخوارکنندگان کوچک است که علیه Clostridium perfringens تیپ C و D (آنتروتوکسمی) و کزاز است. برهها و بزغالههای متولد شده از مادران واکسینه، اولین دوز را در ۸ تا ۱۲ هفتگی دریافت میکنند. اگر مادر واکسینه نبود، از ۱ تا ۳ هفتگی شروع کنید. مادران را ۳ تا ۴ هفته قبل از زایمان بوستر کنید. - آگالاکسی (Caseous Lymphadenitis - CLA): واکسن باکترین موجود است، ولی در بزها عوارض تزریقی شدید (تورم و کاهش اشتها) ایجاد میکند. این واکسن باعث میشود که آزمایش سرولوژی مثبت کاذب شود. - واکسن زنده اورف (Contagious Ecthyma): یک واکسن ویروس زنده است که در مزارع آلوده باید زده شود، اما بسیار خطرناک است چون خود ویروس را به مزرعه وارد میکند و برای انسان زئونوز (Zoonotic) است.
پاسخ: - IBR (BHV-1): واکسنهای زنده تعدیلشده (MLV) در یک دوز، ایمنی سلولی و هومورال سریع ایجاد میکنند. اما اگر گاو آبستن باشد، ممکن است باعث سقط شود. بنابراین برای گاوهای آبستن، از واکسن غیرفعال (Killed) یا واکسن داخل بینی (که ایمنی موضعی غشای مخاطی میدهد) استفاده میکنیم. - BVDV (ویروس اسهال ویروسی گاو): هدف اصلی واکسیناسیون، جلوگیری از ایجاد عفونت پایدار (Persistent Infection - PI) در جنین است. واکسنهای MLV در محافظت از جنین (جلوگیری از تولد گوسالههای PI) نسبت به واکسنهای غیرفعال به مراتب موثرتر هستند. اگر واکسن MLV BVDV به گاو آبستن زیر ۱۲۵ روز داده شود، خطر ایجاد سقط و تولد گوساله PI وجود دارد. بنابراین لیبل آن را دقیق بخوانید.
نقل قول از متن انگلیسی: “MLV BVDV vaccines are more effective at protecting the fetus… Control of BVDV centers on prevention of persistent infection and elimination of persistently infected cattle.” (صفحه ۳۹)
پاسخ: مانهایمیا (عامل اصلی Shipping Fever) یک باکتری فرصتطلب است که در استرس و آلودگی ویروسی فعال میشود. ایمنی اصلی علیه آن، آنتیبادی خنثیکننده لکوتوکسین (Leukotoxin) است. نکته کلیدی: سطح آنتیبادی پس از واکسیناسیون خیلی سریع (روز ۱۴) به اوج میرسد و به همان سرعت (تا روز ۴۲) افت میکند. بنابراین اگر واکسن را بیش از ۳ هفته قبل از حمل و نقل بزنید، دیگر اثری ندارد. واکسن را دقیقاً ۲ تا ۳ هفته قبل از جداسازی از مادر (Weaning) یا حمل بزنید. همچنین تزریق همزمان واکسن MLV ویروسی (مثل IBR) با واکسن مانهایمیا، پاسخ آنتیبادی به لکوتوکسین را کاهش میدهد. پس اگر میتوانید، واکسن ویروسی را داخل بینی بزنید تا تداخل نداشته باشد.
پاسخ: اسهال نوزادی عمدتاً توسط روتاویروس (Rotavirus)، کروناویروس (Coronavirus) و ایکولای انتروتوکسیژنیک (ETEC K99) ایجاد میشود. گوساله برای این بیماریها زمان ایجاد ایمنی فعال را ندارد، بنابراین واکسیناسیون مادر (در اواخر آبستنی - ۸ تا ۱۶ هفته قبل از زایمان) انجام میشود تا آنتیبادی از طریق آغوز به گوساله برسد. چرا شکست میخورد؟ ۱. روتاویروس دارای ژنوتیپهای مختلف G و P است (مثلاً G6، G10). اگر سویه واکسن با سویه مزرعه همخوانی نداشته باشد، بیاثر است. کتاب تأکید دارد که تنوع آنتیژنیک بالاست. (به جدول ۴۸-۹ مراجعه کنید). ۲. شکست در انتقال آغوز (Failure of Passive Transfer - FPT) شایعترین علت شکست است. برای کنترل ETEC، واکسن حاوی فیمبریا (چسبندگی) K99 بسیار موثر است و مانع از چسبیدن باکتری به دیواره روده میشود.
نقل قول از متن انگلیسی: “Rotavirus and CV vaccines… failure is generally attributed to failure of passive transfer of colostral antibodies… or overwhelming virus challenge.” (صفحه ۴۸)