بخش پانزدهم: بیماری‌های شبکیه

 


سوالات کلیدی این فصل (فصل ۱۵: بیماری‌های شبکیه)

  1. شبکیه از نظر رویان‌شناسی (جنین‌شناسی) چگونه شکل می‌گیرد و چرا این موضوع برای بیماری‌ها مهم است؟
  2. آناتومی سلولی شبکیه شامل چه لایه‌هایی است و هر لایه چه سلول‌هایی دارد؟
  3. تفاوت عملکردی سلول‌های استوانه‌ای (میله‌ای - Rods) و مخروطی (Cones) چیست و چرا دید در شب و روز با هم فرق دارد؟
  4. گردش خون شبکیه چگونه است و الگوهای عروقی در حیوانات مختلف چه تفاوتی دارد؟
  5. مهمترین نشانه‌های بالینی و پاتولوژیک بیماری‌های شبکیه کدامند و مکانیسم آنها چیست؟
  6. انواع بیماری‌های مادرزادی شبکیه (مانند دیسپلازی و آنومالی چشم کولی) کدامند و چگونه تشخیص داده می‌شوند؟
  7. بیماری‌های ارثی شبکیه (مانند آتروفی پیشرونده شبکیه - PRA) چه انواعی دارند و علائم بالینی و روش‌های تشخیصی آنها چیست؟
  8. بیماری‌های اکتسابی شبکیه (مانند کوریورتینیت، SARS، مسمومیت‌ها و جدا شدگی شبکیه) چه عللی دارند و چگونه درمان می‌شوند؟

پاسخ به سوالات به سبک سقراطی (پرسش و پاسخ کاربردی)

سوال ۱: شبکیه از نظر رویان‌شناسی چگونه شکل می‌گیرد و چرا این موضوع برای بیماری‌ها مهم است؟

پاسخ: برای درک بیماری‌های شبکیه، اول باید بدونیم شبکیه از کجا میاد. شبکیه از دو لایه رویانی مجزا به نام اپیتلیوم عصبی (neuroectoderm) منشأ می‌گیره که در طی تکامل چشم، یک فنجان بینایی (optic cup) رو تشکیل میدن.

نکته طلایی و بسیار مهم: بین این دو لایه، یک فضای بالقوه به نام فضای زیرشبکیه‌ای (subretinal space) وجود داره که باقیمانده حفره وزیکول بینایی است. جدا شدگی شبکیه (retinal detachment) دقیقاً در همین فضا رخ می‌دهد؛ یعنی لایه عصبی از لایه رنگدانه‌دار جدا می‌شود.

متن اصلی برای استناد (با کمی توضیح): "There is a space between these two epithelial layers, the remnant of the optic vesicle cavity, called the subretinal space. Diseases of the posterior segment of the eye may cause retinal detachment as the sensory neuroretina separates from the RPE, usually due to accumulation of fluid in this space." (فصل ۱۵، صفحه ۱) یعنی: یک فضای باقیمانده بین این دو لایه هست که به آن فضای زیرشبکیه‌ای می‌گویند. بیماری‌های بخش خلفی چشم ممکن است باعث جدا شدگی شبکیه شوند، چون شبکیه حسی از RPE جدا می‌شود که معمولاً به خاطر جمع شدن مایع در این فضا است.

برای درک بهتر: شکل ۱۵-۱ رو ببینید که چگونگی تشکیل RPE و شبکیه حسی را از فنجان بینایی نشان می‌دهد.


سوال ۲: آناتومی سلولی شبکیه شامل چه لایه‌هایی است و هر لایه چه سلول‌هایی دارد؟

پاسخ: شبکیه از نظر بافت‌شناسی (هیستولوژی) از بیرون به داخل (از سمت مشیمیه به سمت زجاجیه) دارای ۱۰ لایه است که به دو بخش اصلی تقسیم می‌شوند: شبکیه خارجی (outer retina) شامل لایه‌های ۱ تا ۵ (نزدیک به مشیمیه) و شبکیه داخلی (inner retina) شامل لایه‌های ۶ تا ۱۰ (نزدیک به زجاجیه). بیایید این لایه‌ها را به ترتیب از بیرون به داخل بشناسیم (به شکل ۱۵-۴ و ۱۵-۵ مراجعه کنید):

  1. اپیتلیوم رنگدانه‌دار شبکیه (RPE): بیرونی‌ترین لایه، غیرعصبی است و نقش حیاتی در تغذیه، بازیافت رنگدانه‌های بینایی و فاگوسیتوز (بلع) قطعات آسیب‌دیده سلول‌های گیرنده نور دارد.
  2. لایه گیرنده‌های نور (Photoreceptor layer): شامل بخش‌های داخلی و خارجی سلول‌های استوانه‌ای (Rods) و مخروطی (Cones) است. بخش خارجی (outer segments) حاوی دیسک‌هایی است که رنگدانه‌های بینایی (photopigments) در آن قرار دارند و فرآیند تبدیل انرژی نور به پیام عصبی (phototransduction) در اینجا آغاز می‌شود.
  3. غشای محدودکننده خارجی (External limiting membrane): یک لایه نازک نیست، بلکه مجموعه‌ای از اتصالات محکم (occluding junctions) بین سلول‌های گیرنده نور و سلول‌های پشتیبان به نام سلول‌های مولر (Müller's cells) است.
  4. لایه هسته‌ای خارجی (Outer nuclear layer): شامل هسته‌های سلول‌های استوانه‌ای و مخروطی است.
  5. لایه شبکه‌ای خارجی (Outer plexiform layer): اولین جایگاه سیناپس (synapse) در مسیر بینایی است. در اینجا، پایانه‌های آکسونی سلول‌های گیرنده نور (که به آن‌ها spherule در Rods و pedicle در Cones گفته می‌شود) با دندریت‌های سلول‌های دوقطبی (bipolar) و افقی (horizontal) سیناپس می‌دهند.
  6. لایه هسته‌ای داخلی (Inner nuclear layer): شامل هسته‌های چهار نوع سلول است: دوقطبی (bipolar) که پیام را به سمت داخل منتقل می‌کنند، افقی (horizontal) و آماکرین (amacrine) که پردازش جانبی (lateral) سیگنال را انجام می‌دهند و سلول‌های مولر (Müller) که نقش اسکلت ساختاری و تغذیه‌ای شبکیه را دارند.
  7. لایه شبکه‌ای داخلی (Inner plexiform layer): دومین لایه سیناپسی که در آن آکسون‌های سلول‌های دوقطبی و آماکرین با دندریت‌های سلول‌های گانگلیونی شبکیه (RGCs) سیناپس می‌دهند. اینجا جایی است که پردازش پیچیده‌تر سیگنال اتفاق می‌افتد.
  8. لایه سلول‌های گانگلیونی (Ganglion cell layer): شامل جسم سلولی سلول‌های گانگلیونی شبکیه (RGCs - Retinal Ganglion Cells) است.
  9. لایه فیبرهای عصبی (Nerve fiber layer): آکسون‌های سلول‌های گانگلیونی که به موازات سطح شبکیه حرکت کرده و در دیسک بینایی (optic disc) جمع می‌شوند تا عصب بینایی (optic nerve) را تشکیل دهند.
  10. غشای محدودکننده داخلی (Internal limiting membrane): یک غشای پایه که به انتهای داخلی سلول‌های مولر متصل است و داخلی‌ترین لایه شبکیه در مجاورت زجاجیه محسوب می‌شود.

نکته مهم: سیگنال بینایی در بخش خارجی گیرنده‌های نور تولید می‌شود و سپس توسط سلول‌های دوقطبی به سلول‌های گانگلیونی و در نهایت از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می‌شود. سلول‌های افقی و آماکرین این سیگنال را تعدیل می‌کنند.


سوال ۳: تفاوت عملکردی سلول‌های استوانه‌ای و مخروطی چیست؟

پاسخ: این دو نوع سلول گیرنده نور، وظایف متفاوتی دارند که در جدول ۱۵-۲ به خوبی خلاصه شده است:

نکته جالب برای آزمون: در شبکیه انسان حدود ۱۳۰ میلیون گیرنده نور وجود دارد، اما فقط ۱.۲ میلیون آکسون در عصب بینایی وجود دارد! این یعنی ناگزیر همگرایی بالایی در مسیر Rods داریم.

متن اصلی برای استناد: "By converging the output of large numbers of rods in a particular area on a single bipolar cell—and by subsequently converging the output of several bipolar cells onto a single RGC—the rod pathway can amplify the response to low levels of light... However, this amplification occurs at the expense of fine discrimination." (فصل ۱۵، صفحه ۸)

«آیا می‌دانستید؟» حداکثر تراکم مخروطی در شبکیه انسان حدود ۱۵۰,۰۰۰ سلول در میلی‌متر مربع است، در حالی که در گربه ۲۷,۰۰۰ سلول است. به همین دلیل قدرت بینایی روزانه انسان حدود ۶ برابر گربه است!

شبکیه در حیوانات مختلف:


سوال ۴: گردش خون شبکیه چگونه است و الگوهای عروقی چه تفاوتی دارند؟

پاسخ: شبکیه پر消耗‌ترین بافت بدن از نظر متابولیسم است و اکسیژن زیادی مصرف می‌کند. به همین دلیل، شبکیه یک خون‌رسانی دوگانه (dual blood supply) دارد (شکل ۱۵-۸):

  1. خون‌رسانی به شبکیه خارجی (لایه‌های ۱ تا ۵): توسط مشیمیه (choroid) که خود از سرخرگ‌های مژگانی خلفی کوتاه (short posterior ciliary arteries) تغذیه می‌کند. این عروق به دور دیسک بینایی حلقه می‌زنند. بنابراین، گیرنده‌های نور (خارجی‌ترین لایه) مستقیماً از مشیمیه تغذیه می‌شوند.
  2. خون‌رسانی به شبکیه داخلی (لایه‌های ۶ تا ۱۰): توسط عروق شبکیه (retinal vessels) که روی سطح داخلی شبکیه از دیسک بینایی منشعب می‌شوند و به داخل شبکیه نفوذ می‌کنند. در پستانداران عالی (پریمات‌ها)، این عروق از سرخرگ مرکزی شبکیه (central retinal artery) منشأ می‌گیرند، اما در اغلب حیوانات دیگر از همان سرخرگ‌های مژگانی خلفی کوتاه.

الگوهای عروقی در حیوانات مختلف (جدول ۱۵-۱):

نکته بالینی بسیار مهم: قطع خون‌رسانی شبکیه داخلی در حیوانات خانگی (به دلیل وجود عروق متعدد مژگانی) نادر است، اما در پریمات‌ها که فقط به یک سرخرگ مرکزی شبکیه وابسته هستند، بسیار جدی است. از طرف دیگر، قطع خون‌رسانی شبکیه خارجی در نتیجه جدا شدگی شبکیه (retinal detachment) یا بیماری‌های مشیمیه در دامپزشکی شایع است و به سرعت منجر به مرگ گیرنده‌های نور می‌شود.

سد خونی - شبکیه‌ای (Blood-Retina Barrier): دو بخش دارد: یکی RPE که شبکیه خارجی را از مشیمیه جدا می‌کند و دیگری سلول‌های اندوتلیال مویرگ‌های شبکیه داخلی و غشای پایه آنها که از ورود مواد به شبکیه داخلی جلوگیری می‌کنند.


سوال ۵: مهمترین نشانه‌های بالینی و پاتولوژیک بیماری‌های شبکیه چیست؟

پاسخ: بیماری‌های شبکیه علائم بالینی خاصی دارند که درک مکانیسم آنها خیلی مهم است:

  1. های‌رفلکتیویته تاپتوم (Tapetal Hyperreflectivity): مهم‌ترین نشانه در بیماری‌های تخریب‌کننده گیرنده‌های نور (مانند آتروفی پیشرونده شبکیه - PRA) است. مکانیسم: شبکیه سالم و ضخیم، بیشتر نوری را که به آن می‌تابد جذب می‌کند. وقتی شبکیه به دلیل مرگ سلول‌های گیرنده نور نازک (آتروفی) می‌شود، نور کمتری جذب و نور بیشتری توسط تاپتوم (لایه بازتابنده مشیمیه) به چشم ما بازتاب می‌شود. در نتیجه تاپتوم درخشان‌تر (hyperreflective) دیده می‌شود. (شکل ۱۵-۳۳).

  2. کالیبره شدن عروق (Vascular Attenuation): همزمان با آتروفی شبکیه، نیاز متابولیکی بافت کاهش می‌یابد و عروق تغذیه‌کننده آن، به خصوص سرخرگ‌ها (arterioles)، باریک و کمرنگ می‌شوند. سرخرگ‌ها زودتر از سیاهرگ‌ها و عروق کوچک زودتر از عروق بزرگ تحت تأثیر قرار می‌گیرند. (شکل ۱۵-۳۲ و ۱۵-۵۴ را با هم مقایسه کنید).

  3. التهاب (Inflammation - Chorioretinitis): التهاب مشیمیه (کوروئید) به دلیل نزدیکی، همیشه به شبکیه سرایت می‌کند (کوریورتینیت - Chorioretinitis) و بالعکس (رتینوکوروئیدیت - Retinochoroiditis). نشانه‌ها عبارتند از:

  4. خونریزی‌های شبکیه (Retinal Hemorrhages): خونریزی‌ها را بر اساس لایه‌ای که در آن رخ می‌دهند طبقه‌بندی می‌کنیم که منشأ خون را مشخص می‌کند (شکل ۱۵-۴۱):

  5. جدا شدگی شبکیه (Retinal Detachment): جدایی لایه عصبی از RPE در فضای زیرشبکیه‌ای. به صورت پرده‌ای شناور در زجاجیه دیده می‌شود (شکل ۱۵-۴۲). علل: التهابی (اکسوداتیو)، فشار خون (هموراژیک)، کشش زجاجیه (تراکشن) یا پارگی شبکیه (رگماتوژن - Rhegmatogenous).

  6. گلیوز (Gliosis) و اسکار: در آسیب‌های شدید، سلول‌های عصبی می‌میرند و سلول‌های مولر (گلیا) تکثیر یافته و جای آنها را پر می‌کنند و یک اسکار گلیال ایجاد می‌کنند (شکل ۱۵-۴۰).

  7. تعامل شبکیه و عصب بینایی: بیماری‌هایی که سلول‌های گانگلیونی را از بین می‌برند (مثل گلوکوم) باعث آسیب به آکسون‌های آنها (عصب بینایی) می‌شوند و بالعکس. همچنین تخریب گیرنده‌های نور به مرور زمان باعث آسیب به لایه‌های داخلی شبکیه و حتی سلول‌های گانگلیونی می‌شود (دژنراسیون ترانس سیناپسی - Transsynaptic degeneration) (شکل ۱۵-۴۳).


سوال ۶: بیماری‌های مادرزادی شبکیه چیست؟

پاسخ: این بیماری‌ها از بدو تولد وجود دارند. دو مورد مهم عبارتند از:

۱. دیسپلازی شبکیه (Retinal Dysplasia): یک اختلال تکاملی است که با تا خوردگی (folding) شبکیه حسی و تشکیل رزت (rosette) مشخص می‌شود (شکل ۱۵-۴۵). علل: ارثی (شایع‌ترین) یا عفونت‌های ویروسی مادر در دوران بارداری (مانند هرپس سگ، پانلوکوپنی گربه) یا مسمومیت‌های داخل رحمی.

۲. آنومالی چشم کولی (Collie Eye Anomaly - CEA): یک بیماری ارثی و مادرزادی که عمدتاً نژادهای مرتبط با کولی (راف کولی، شتلند شپ‌داگ و ...) را درگیر می‌کند.

متن اصلی برای استناد درباره "Go Normal": "Because the RPE masks the underlying lesion, this phenomenon is called "go normal," as it may lead an examiner to wrongly classify an affected dog as normal. In Norway, Bjerkas has shown that approximately half the CEA cases may be masked after 3 months of age." (فصل ۱۵، صفحه ۲۴)


سوال ۷: بیماری‌های ارثی شبکیه (که با نام آتروفی پیشرونده شبکیه - PRA شناخته می‌شوند) چه انواعی دارند و چگونه تشخیص داده می‌شوند؟

پاسخ: از نظر تاریخی به همه این بیماری‌ها PRA (پیشرونده آتروفی شبکیه) گفته می‌شد، اما امروزه می‌دانیم که این یک گروه ناهمگن از بیماری‌ها با سن شروع، ژن‌های درگیر، سلول‌های هدف و الگوی توارث متفاوت است. برای آزمون تخصصی، باید با طبقه‌بندی آنها آشنا باشید:

طبقه‌بندی بر اساس سن شروع و سلول درگیر:

علائم بالینی مشترک در اکثر PRAها (که باید حفظ کنید):

روش‌های تشخیصی تکمیلی:

  1. الکترورتینوگرافی (ERG - Electroretinography): این مهم‌ترین تست تشخیصی برای بیماری‌های ارثی شبکیه است. ERG عملکرد گیرنده‌های نور را می‌سنجد، نه بینایی را.

  2. آزمایش ژنتیک (DNA Testing):

درمان: در حال حاضر هیچ درمانی وجود ندارد. توصیه اصلی: عقیم‌سازی حیوانات مبتلا و غربالگری قبل از تولید مثل. اما تحقیقات گسترده‌ای روی ژن‌درمانی (به ویژه در مدل سگ با جهش RPE65) در حال انجام است که امیدوارکننده است.

نکته مهم برای آزمون: تفاوت بین RPED و prcd را در جدول ۱۵-۵ به خوبی بخوانید. مثلاً در RPED دید مرکزی و روز زودتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد، در حالی که در prcd دید محیطی و شب زودتر درگیر می‌شود. همچنین ERG در RPED تا مراحل پیشرفته طبیعی است ولی در prcd زودتر تغییر می‌کند.


سوال ۸: بیماری‌های اکتسابی شبکیه (غیرارثی) کدامند و چگونه درمان می‌شوند؟

پاسخ: این دسته بسیار متنوع هستند و شناخت آنها برای آزمون تخصصی ضروری است.

۱. کوریورتینیت (Chorioretinitis) ناشی از بیماری‌های عفونی سیستمیک: شایع‌ترین علت، عفونت‌های قارچی سیستمیک (مثل بلاستومایکوزیس، کریپتوکوکوزیس، هیستوپلاسموز)، ویروسی (مثل FIP در گربه، دیستمپر سگ)، ریکتزیایی (ارلیشیوز) و توکسوپلاسموز است. (جدول ۱۵-۶). درمان اصلی، تشخیص و درمان بیماری سیستمیک است. التهاب چشم با داروهای ضدالتهاب سیستمیک و موضعی کنترل می‌شود.

۲. سندرم دژنراسیون ناگهانی اکتسابی شبکیه (SARDS - Sudden Acquired Retinal Degeneration Syndrome): یک بیماری خاص و مهم که فقط در سگ دیده می‌شود (اغلب نژادهای کوچک و میانسال، مانند داچشوند و پاگ).

۳. دژنراسیون مرکزی شبکیه گربه (FCRD - Feline Central Retinal Degeneration): به دلیل کمبود تورین (taurine) (اسید آمینه ضروری برای گربه). ضایعه اولیه یک ناحیه گرد های‌رفلکتیو در بالای دیسک بینایی است که پیشرفت می‌کند و به نابینایی منجر می‌شود. تشخیص و تجویز تورین از پیشرفت بیماری جلوگیری می‌کند، اما بینایی از دست رفته را برنمی‌گرداند.

۴. رتینوپاتی‌های سمی:

۵. جدا شدگی شبکیه (Retinal Detachment): مهم‌ترین نکته، شناخت چهار مکانیسم آن است (که در سوال ۵ هم اشاره شد):


جمع‌بندی و نکات طلایی برای آزمون

 

بازگشت به فهرست دانشنامه