سوالات کلیدی این فصل (بر اساس نیازهای آزمون تخصصی)
داروهای چشمی رو از چه راههایی میتونیم به بیمار بدیم؟ مزایا و محدودیتهای هر راه چیه؟
چه عواملی تعیین میکنه که یک داروی خاص رو از چه راهی تجویز کنیم؟
قطره، سوسپانسیون، ژل و پماد چشمی چه فرقی با هم دارن و چطور باید درست استفاده بشن؟
تزریق زیر ملتحمه (Subconjunctival) چه کاربردی داره و چه خطری داره؟
داروهای سیستمیک (خوراکی یا تزریقی) در چشم به کجاها میرسن و به کجاها نمیرسن؟
مهمترین گروههای آنتیبیوتیک در چشمپزشکی کداماند و هر کدوم برای چه طیفی از میکروبها و چه شرایطی بهکار میرن؟
داروهای ضدقارچ (Antifungal) رو کی و چگونه استفاده میکنیم و کدوم نفوذ بهتری دارن؟
داروهای ضدویروس (Antiviral) برای هرپس ویروس گربه و سگ چی هستن و دوز مناسب فامسیکلوویر چقدره؟
تفاوت کورتیکواستروئیدها و NSAIDها در چشم چیه؟ کی از هرکدوم استفاده کنیم و کی ممنوعاند؟
داروهای کاهشدهنده فشار داخل چشم (گلوکوم) بر اساس مکانیسم اثر به چند گروه تقسیم میشن و کدومها برای موارد اورژانسی و کدوم برای نگهدارندهاند؟
داروهای میدریاتیک و سیکلوپلژیک مثل آتروپین و تروپیکامید چه فرقی دارن و هرکدوم برای چه کاری بهکار میرن؟
درمان درد چشم (تحلیلبری) شامل چه گزینههایی است و بیحسی موضعی چقدر طول میکشه؟
مهارکنندههای پروتئیناز (مثل سرم) برای درمان زخمهای ذوبشونده (مالاسیا) چطور عمل میکنن؟
آمادهسازی استریل قبل از جراحی چشم با چه موادی انجام میشه؟
درمانهای غیردارویی مثل لنز تماسی، چسب بافتی، کرایو و لیزر چه جاهایی کاربرد دارن؟
پاسخهای بخشبندی شده
سوال ۱: راههای مختلف تجویز داروی چشمی و مزایا/محدودیتها
پاسخ: داروهای چشمی رو از چهار راه اصلی میتونیم به چشم برسونیم (به شکل ۳-۱ نگاه کن):
موضعی (Topical): قطره، ژل، سوسپانسیون یا پماد روی سطح چشم (قرنیه و ملتحمه) غلظت بالایی ایجاد میکنن، ولی نفوذ به داخل چشم محدوده و به بخش خلفی (ته چشم) به سختی میرسن.
سیستمیک (Systemic): خوراکی یا تزریقی (وریدی، عضلانی، زیرجلدی). به بافتهای عروقی چشم (مشیمیه، شبکیه، عصب بینایی، پلکها و مدار) میرسن ولی به قرنیه و عدسی (بیعروق) و همچنین به زلالیه و زجاجیه در صورت سالم بودن سدهای خونی-چشمی نمیرسن.
تزریق موضعی اطراف چشم: زیرملتحمهای (Subconjunctival)، داخل اتاق قدامی (Intracameral)، داخل زجاجیه (Intravitreal)، زیرشبکیهای (Subretinal) یا اطراف کرهای (Peribulbar/Retrobulbar). این روشها غلظت بالایی در محل هدف ایجاد میکنن ولی خطرناکاند و معمولاً به بیهوشی نیاز دارن.
نکته مهم: هیچ راهی برای همه بیماریها بهترین نیست. مثلاً برای درمان زخم قرنیه، راه موضعی و برای جداشدگی شبکیه، راه سیستمیک ارجح است.
از متن اصلی (Page 1): "Each route has inherent advantages and disadvantages... To ascertain the best route of therapy, the following three unique aspects of ocular anatomy and physiology must be considered: Is the target tissue vascularized? Is the target tissue behind one of the blood-ocular barriers? Will the selected topically applied drug cross the cornea?"
سوال ۲: چه عواملی تعیین میکنه کدوم راه تجویز رو انتخاب کنیم؟
پاسخ: سه عامل اصلی رو باید در نظر بگیری (متن صفحه ۱ و ۲):
عروقی بودن بافت هدف: قرنیه و عدسی بیعروقاند، پس داروی سیستمیک به اونجا نمیرسه (مگر از طریق اشک یا زلالیه که برای قرنیه ممکنه).
جلو یا عقب بودن از عدسی: داروی موضعی فقط برای بخش قدامی (قرنیه، ملتحمه و عنبیه – در صورت نفوذ از قرنیه) مفیده، ولی به زجاجیه و شبکیه نمیرسه.
توانایی دارو در عبور از سدهای خونی-چشمی (Blood-ocular barriers) و قرنیه: سد خونی-زلالیه و سد خونی-شبکیه از ورود بسیاری از داروهای سیستمیک به داخل چشم جلوگیری میکنن. در التهاب (یووئیت) این سدها نفوذپذیرتر میشن.
از متن (Page 2): "The most important are the site of desired action and the drug concentration that can be achieved at that target tissue. To determine this, the clinician needs to consider the vascularity of the target tissue, whether it is anterior or posterior to the lens, and the ability of the drug to cross the corneal and blood-ocular barriers."
جدول ۳-۱ راههای ترجیحی برای هر بافت رو مشخص کرده:
پلکها: سیستمیک
ملتحمه: موضعی یا سیستمیک
قرنیه: موضعی
عنبیه و جسم مژگانی: سیستمیک یا موضعی با نفوذ از قرنیه
شبکیه، مشیمیه، عصب بینایی و مدار: سیستمیک
سوال ۳: تفاوت قطره، سوسپانسیون، ژل و پماد و نحوه مصرف صحیح
پاسخ:
قطره (Solution): ماده فعال حل شده در آب. سریع رقیق و دفع میشه (حدود ۵ دقیقه باقی میمونه). برای زخمهای عفونی نیاز به تکرار زیاد (مثلاً هر ۵-۱۰ دقیقه در ساعت اول – به عنوان دوز بارگیری یا Loading dose).
سوسپانسیون (Suspension): ذرات جامد دارو در مایع. حتماً قبل از مصرف تکان داده بشه تا دوز یکنواخت برسه. معمولاً غلظت بیشتری از محلول ایجاد میکنه.
ژل (Gel): ویسکوزیته بالاتر، تماس طولانیتر (بین قطره و پماد).
پماد (Ointment): پایهی پترولاتی (وازلین) – تماس حدود ۳۰ دقیقه، غلظت بافتی بالاتر، ولی دید رو تار میکنه و باعث مالش چشم میشه. در چشمهای با خطر سوراخشدن و قبل از جراحی ممنوعه (چون پایه روغنی باعث التهاب شدید داخل چشمی میشه و دستکاری بافت رو سخت میکنه).
نکات مصرف (صفحه ۴ و ۵):
هیچوقت دو قطره همزمان نریزید: کیسهی ملتحمه فقط گنجایش یک قطره رو داره و قطره دوم باعث اشکریزش رفلکسی شده و عملاً دوز مؤثر رو کاهش میده.
فاصله بین دو قطره یا ژل/سوسپانسیون حداقل ۵ دقیقه باشه.
برای پماد، یک نوار ۰.۵ سانتیمتری (حدود ¼ اینچ) کافیه. توی هوای گرم پماد رو میتونید یخچال بذارید تا راحتتر مقدار دقیق بریزید.
نحوه ریختن قطره: سر بیمار رو بالا ببرید تا سطح چشم افقی بشه، پلک پایین رو بگیرید و قطره رو از فاصله ۱-۲ سانتیروی ملتحمه (نه قرنیه) بریزید (شکل ۳-۲).
برای پماد: پلک پایین رو اورت کنید، نازل رو از گوشه خارجی (لترال کانتوس) وارد کرده و بهموازات لبه پلک پایین، نوار پماد رو توی فورنیکس تحتانی بدید، سپس پلکها رو ببندید تا پخش بشه (شکل ۳-۳).
از متن (Page 4): "The normal conjunctival fornix can contain only a small percentage of an applied drop and the vast majority of topically applied drugs are lost from the ocular surface within approximately 5 minutes..." و "Always apply one drop, never two... the second drop lessens the effect of the first."
سوال ۴: تزریق زیر ملتحمه (Subconjunctival) چه کاربردی داره و چه نکاتی مهمه؟
پاسخ: تزریق زیر ملتحمه (شکل ۳-۴ و ۳-۵) به ما اجازه میده بخشی از دارو از مسیر صلبیه (Transscleral) جذب بشه و از سد قرنیه عبور کنه. ولی بخش زیادی از دارو از محل سوزن به بیرون نشت میکنه و مثل داروی موضعی عمل میکنه. برای کاهش نشت، موقع خارج کردن سوزن، محل تزریق رو با پنس بافتبر بگیرید.
موارد استفاده:
آنتیبیوتیکها (مثل آمیکاسین، جنتامایسین، سفازولین – جدول ۳-۳)
کورتیکواستروئیدها (دگزامتازون ~۲ روز اثر، تریامسینولون ~۷ روز اثر)
سیکلوپلژیکها (آتروپین ≤۱ میلیگرم)
هشدارها:
هرگز داروهای موضعی (حاوی نگهدارنده) و داروهای تحریککننده (مثل پلیمیکسین B) رو زیر ملتحمه تزریق نکنید.
حجم تزریق نباید از ۰.۵-۱ میلیلیتر بیشتر بشه.
جذب سیستمیک داروهای تزریقشده زیر ملتحمه بالاست، مخصوصاً در گربهها و سگهای کوچک، پس حتماً دوز رو محاسبه کنید.
از فرمهای دپو (طولانیاثر) خودداری کنید چون در صورت بروز زخم قرنیه، نمیتونیم دارو رو برداریم و کورتیکواستروئید باعث بدتر شدن زخم میشه.
از متن (Page 5): "Irritating drugs (e.g., polymyxin B) and topical drugs containing preservatives must never be administered subconjunctivally. Like injections elsewhere, subconjunctival injections are a form of systemic administration with notable systemic absorption."
سوال ۵: داروهای سیستمیک در چشم به کجاها میرسن و به کجاها نمیرسن؟
پاسخ: داروی سیستمیک (خوراکی یا تزریقی) به بافتهای عروقی چشم میرسد، مثل:
پلکها، ملتحمه (تا حدی)، صلبیه، مشیمیه، شبکیه، عصب بینایی، ماهیچههای خارج چشمی و محتویات مدار.
نمیرسد به:
قرنیه و عدسی (بیعروق)
اشک (استثنا: دوکسیسایکلین، فامسیکلوویر و فلوروکینولونها در اشک به غلظت درمانی میرسند)
زلالیه و زجاجیه در صورت سالم بودن سدهای خونی-چشمی (مگر در التهاب که سدها نشت میکنن).
نتیجه کاربردی: اگر بیمار زخم قرنیه همراه با یووئیت داره، میتونیم کورتیکواستروئید سیستمیک برای یووئیت بدیم (چون یووئیت عروقی است و دارو بهش میرسه) ولی به قرنیه بیعروق نمیرسه، پس ترمیم زخم مختل نمیشه. ولی آنتیبیوتیک سیستمیک برای زخم قرنیه بیعروق بیفایده است.
از متن (Page 6-7): "With rare exceptions, systemically administered drugs should be considered to reach only the vascular tissues of the eye... systemic administration of a corticosteroid for control of uveitis in the presence of corneal ulceration is safe and effective..."
سوال ۶: آنتیبیوتیکهای مهم چشمپزشکی و طیف اثر آنها
پاسخ: برای انتخاب آنتیبیوتیک باید به باکتریکش (Bactericidal) یا باکتریایست (Bacteriostatic) بودن، طیف، توان نفوذ و سمیت توجه کرد (جعبه ۳-۱).
گروههای اصلی:
پنیسیلینها (Penicillins): مثل پنیسیلین G و آمپیسیلین. علیه گرممثبتها خوباند ولی به بتا-لاکتاماز حساساند. بهندرت موضعی، بیشتر زیرملتحمه یا سیستمیک.
سفالوسپورینها (Cephalosporins): مثل سفازولین. علیه گرممثبتها (بهویژه استرپتوکوک) عالیاند و نسبت به پنیسیلین به بتا-لاکتاماز مقاومترند. سفازولین موضعی تقویتی (Fortified) برای زخمهای گرممثبت (دستور تهیه در جعبه ۳-۲) – ولی از قرنیه سالم نفوذ نمیکنه، پس بعد از اپیتلیالشدن قطع میشه.
کلرامفنیکل (Chloramphenicol): باکتریایست، طیف وسیع (هوازی، بیهوازی، ریکتزیا)، چربیدوست (Lipophilic) پس از قرنیه سالم و سدهای خونی-چشمی حتی در غیاب التهاب عبور میکنه – برای عفونتهای عمقی و زجاجیه بسیار باارزشه. ولی در گربهها مصرف طولانی مدت باعث سرکوب مغز استخوان برگشتپذیر میشه.
آمینوگلیکوزیدها (Aminoglycosides):
نئومایسین (Neomycin): در ترکیب سهگانه (تریپل آنتیبیوتیک) با پلیمیکسین B و باسیتراسین/گرامیسیدین.
جنتامایسین (Gentamicin) و توبرامایسین (Tobramycin): علیه گرممنفی و استافیلوکوک، اما توبرامایسین سمیت اپیتلیالی کمتری داره. جنتامایسین داخل زجاجیه برای تخریب شیمیایی جسم مژگانی در گلوکوم پایانرس (کور) استفاده شده ولی موفقیت ۶۰-۸۰٪ و خطر تومور داخل چشمی (در گربهها ۶۳٪ بدخیم) دارد.
آمیکاسین (Amikacin): برای سودوموناس و مقاوم به سایر آمینوگلیکوزیدها.
پلیمیکسین B (Polymyxin B): ضد سودوموناس، در ترکیب سهگانه، ولی برای تزریق زیرملتحمه ممنوع (نکروز شدید).
تتراسایکلینها (Tetracyclines): مثل دوکسیسایکلین. علاوه بر خاصیت ضدباکتری، مهارکننده کلاژناز و ضدالتهاب هستند. برای کلامیدیا و مایکوپلاسما در گربه، دوکسیسایکلین خوراکی ارجح است (چون کلامیدیا در ارگانهای داخلی هم هست). در سگها و اسبها به اشک میرسد ولی در گربه نمیرسد.
فلوروکینولونها (Fluoroquinolones): مثل سیپروفلوکساسین، موکسیفلوکساسین، انروفلوکساسین. باکتریکش، طیف وسیع، نفوذ عالی از قرنیه سالم. هشدار: انروفلوکساسین در گربهها باعث دژنراسیون حاد شبکیه و کوری با مردمک گشاد میشود – دوز خوراکی نباید از ۵ میلیگرم/کیلوگرم/روز بیشتر شود و هرگز تزریقی نشود. پرادوفلوکساسین (Pradofloxacin) نسل سوم، برای بارتونلا در گربه ارجح است و سمیت شبکیه ندارد.
فوزیدیک اسید (Fusidic acid): ضد استافیلوکوک (از جمله MRSA) و استرپتوکوک، بهصورت ژل ۱٪ در دسترس.
برای طیف اثر دقیق علیه ارگانیسمهای خاص جدول ۳-۴ رو ببین.
پاسخ: عفونتهای قارچی چشم بیشتر بهصورت کراتومیکوز (زخم قرنیه) در اسب دیده میشه. داروها:
ناتامایسین (Natamycin): سوسپانسیون ۵٪ – تنها داروی ضدقارچ اختصاصی چشمی در آمریکاست. طیف وسیع ولی نفوذ ضعیف از قرنیه سالم. برای نفوذ بهتر، اپیتلیوم رو دبریدمان میکنند.
وریکونازول (Voriconazole): محلول ۱٪ موضعی – نفوذ عالی به قرنیه و زلالیه در اسب و طیف وسیع (حدود ۹۰٪ ایزولههای قارچی حساس هستند).
فلوکونازول (Fluconazole): سیستمیک (خوراکی یا وریدی) به زلالیه میرسد و برای کراتومیکوز عمقی مناسب است.
آمفوتریسین B (Amphotericin B): موضعی، زیرملتحمه یا سیستمیک (برای عفونتهای سیستمیک مثل بلاستومایکوز) – اما سمیت کلیوی دارد.
از متن (Page 13): "Clode et al demonstrated that topically applied 1% voriconazole was well tolerated by horses, penetrates the cornea very well, and achieves therapeutic concentrations in the cornea and aqueous humor."
سوال ۸: داروهای ضدویروس (Antiviral) – بهویژه برای هرپس گربه و سگ
پاسخ: ویروس هرپس نوع ۱ گربه (FHV-1) و سگ (CHV-1) باعث کراتوکنژونکتیویت میشوند. داروها ویواستاتیک (بازدارنده تکثیر، نه کشنده) هستند و نیاز به تکرار بالا دارند.
موثرترینها بر اساس قدرت in vitro (جدول ۳-۵):
ایدوکسوریدین (Idoxuridine): محلول ۰.۱٪ یا پماد ۰.۵٪ – حداقل ۵ بار در روز.
گانسیکلوویر (Ganciclovir): ژل ۰.۱۵٪ تجاری – ۱۵ برابر قویتر از آسیکلوویر، در گربه تحمل خوبی دارد.
پنسیکلوویر/فامسیکلوویر (Penciclovir/Famciclovir):داروی انتخابی سیستمیک برای گربه. دوز توصیهشده بر اساس شواهد: ۹۰ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی دو بار در روز (Sebbag و Thomasy نشان دادند که غلظت اشکی با دو یا سه بار تفاوتی ندارد). در گربه بیخطرتر از آسیکلوویر و والاسیکلوویر است (که در گربه کشندهاند).
تریفلوریدین (Trifluridine): محلول ۱٪ – تنها داروی موضعی که از قرنیه سالم نفوذ میکند و برای کراتیت استرومایی هرپسی مناسب است، ولی در گربه تحریککننده است. داروی انتخابی برای سگ (چون سیدوفوویر در سگ التهاب شدید ایجاد کرد).
سیدوفوویر (Cidofovir): محلول ۰.۵٪ – در گربه فقط دو بار در روز مؤثر است (نیمهعمر طولانی متابولیت). در سگ توصیه نمیشود.
لیزین (Lysine): خوراکی (۵۰۰ میلیگرم دو بار در روز) ممکن است دفع ویروس را کاهش دهد، ولی نباید به غذا اضافه شود و مصرف آرژنین را محدود نکنید (کشنده است).
از متن (Page 15): "Thomasy et al demonstrated that oral administration of 90 mg of famciclovir/kg three times daily produced plasma penciclovir concentrations that were highly effective... Sebbag et al conducted a detailed pharmacokinetic analysis that suggested tear and plasma penciclovir concentrations are similar whether cats receive 90 mg famciclovir/kg two or three times daily."
سوال ۹: تفاوت کورتیکواستروئید و NSAID در چشم و موارد ممنوعیت
پاسخ: التهاب چشم از مسیر آراشیدونیک اسید (شکل ۳-۷) پیروی میکند. کورتیکواستروئیدها در بالادست (مهار فسفولیپاز A2) و هر دو شاخه (سیکلوکسیژناز و لیپواکسیژناز) را مهار میکنند، در حالی که NSAIDها فقط شاخه سیکلوکسیژناز (پروستاگلاندینها) را مهار میکنند.
ممنوعیت مطلق: زخم قرنیه عفونی – چون کورتیکواستروئید باعث فعالشدن پروتئینازها (تا ۱۳ برابر) و ذوب قرنیه میشود و همچنین هرپس ویروس را فعال میکند.
موارد استفاده NSAID:
درد و التهاب پس از جراحی، یووئیت بدون زخم، در بیماران دیابتی یا مبتلا به کوشینگ که کورتیکواستروئید سیستمیک خطرناک است.
ممنوعیت: نباید با کورتیکواستروئید سیستمیک همزمان تجویز شوند (خطر خونریزی گوارشی و کلیوی) – اما مصرف همزمان موضعی با سیستمیک مشکلی ندارد.
از متن (Page 20-21): "Corticosteroids increase the activity of proteinases present in corneal ulcers by up to 13 times, which may result in rapid collagenolysis (melting) of the cornea... Corticosteroids and NSAIDs should never be administered together via a systemic route."
سوال ۱۰: داروهای گلوکوم – بر اساس مکانیسم اثر تقسیمبندی و موارد اورژانسی
پاسخ: چهار دسته اصلی داروهای کاهنده فشار داخل چشم (IOP):
کاهنده تولید زلالیه (Aqueous suppressants):
مهارکنندههای کربنیک آنهیدراز (CAIs): دورزولامید (Dorzolamide) و برینزولامید (Brinzolamide) موضعی – کاهش ۲۵-۳۰٪ IOP. عارضه: درماتیت پریاوربیتال (شکل ۳-۱۱). دورزولامید+تیمولول ترکیبی (Cosopt) دو بار در روز مؤثر است.
بتا‑بلاکرها: تیمولول (Timolol) – اثر ضعیف، بیشتر در ترکیب با دورزولامید.
افزایش خروج از راه یوواسکلرال (Prostaglandin analogues):
لاتانوپروست (Latanoprost)، تراووپروست – قویترین داروهای موضعی برای سگ (کاهش ۲۵-۶۰٪ IOP). در موارد اورژانسی گلوکوم سگ بسیار مؤثرند. در گربهها اثر متغیر (برخی مطالعات کاهش IOP نشان دادهاند). در اسب بیاثر است.
باعث میوز و افزایش نفوذپذیری سد خونی-زلالیه میشوند، پس در گلوکوم ثانویه به یووئیت مناسب نیستند.
افزایش خروج متعارف (محرکهای پاراسمپاتیک):
دمکاریوم بروماید (Demecarium bromide) – مهارکننده استراز، باعث میوز و باز شدن زاویه میشود. در سگهای با خطر گلوکوم اولیه، همراه با کورتیکواستروئید موضعی، زمان بروز گلوکوم را از ۸ ماه به ۳۲ ماه به تأخیر میاندازد (مطالعه Miller و Dees).
پیلوکارپین (Pilocarpine) – دیگر کاربرد چندانی ندارد (تحریککننده و ایجاد فلر).
عوامل هیپراسمولار (Hyperosmotics):
مانیتول (Mannitol) وریدی (۰.۵-۲ گرم/کیلوگرم در ۲۰ دقیقه) – در اورژانس کاهش IOP ظرف ۳۰-۶۰ دقیقه و ماندگاری ۵-۶ ساعت. مصرف آب را تا ۲-۳ ساعت بعد محدود کنید. در نارسایی کلیه و قلب ممنوع.
گلیسیرین خوراکی (برای منزل) – باعث استفراغ و هیپرگلیسمی میشود.
از متن (Page 24-26): "Prostaglandin analogues... are the most potent and highly effective topically applied drugs available at present for rapidly reducing IOP in dogs." و "Mannitol... IOP typically falls within 30 to 60 minutes and remains low for 5 to 6 hours."
سوال ۱۱: میدریاتیکها و سیکلوپلژیکها – آتروپین در مقابل تروپیکامید
پاسخ:
میدریاز (Mydriasis): گشادشدن مردمک
سیکلوپلژی (Cycloplegia): فلج عضله مژگانی (جسم مژگانی) که باعث کاهش درد اسپاسم مژگانی در یووئیت میشود.
آتروپین (Atropine):
پاراسمپاتولیتیک قوی با اثر طولانی (چند روز تا بیش از یک هفته در اسب).
کاربرد اصلی: درمان یووئیت قدامی – هم برای پیشگیری از سینشیای خلفی (چسبندگی عنبیه به عدسی) و هم برای کاهش درد.
دوز: بهصورت “به اندازه اثر” (تا میدریاز و کاهش درد) – معمولاً ۲-۳ بار در روز در سگ و گربه، سپس کاهش.
عوارض: افزایش IOP (در بیماران مستعد گلوکوم)، تشدید لنز لوکساسیون قدامی و کاهش اشک (در KCS ممنوع).
در اسب: خطر قولنج – حتماً علائم (نبود صداهای روده، لگدزدن، تعریق) را پایش کنید.
تروپیکامید (Tropicamide):
اثر کوتاهتر (۱۵-۲۰ دقیقه شروع، ۲-۳ ساعت ماندگاری – در گربه و سگ تا ۱۸ ساعت).
کاربرد اصلی: میدریاز تشخیصی برای معاینه فوندوس.
بر خلاف آتروپین، باعث کاهش طولانیمدت اشک نمیشود و برای بیماران با خطر گلوکوم مناسبتر است (هرچند افزایش گذرای IOP ممکن است).
نکته: در پرندگان و خزندگان، عضله عنبیه از نوع اسکلتی مخطط است و به داروهای اتونوم پاسخ نمیدهد – برای میدریاز از شلکنندههای عصبی-عضلانی استفاده کنید.
از متن (Page 27-28): "Atropine is a parasympatholytic agent that paralyzes the smooth muscles of the iris sphincter and ciliary body... Tropicamide is the mydriatic agent of choice for diagnostic purposes in common domestic mammals."
پاسخ: درد چشم میتواند قرنیهای، یووئیتی یا پس از جراحی باشد.
بیحسی موضعی (Topical anesthetics): مثل پروپاراکائین (Proparacaine) ۰.۵٪ و تتراکائین (Tetracaine).
مدت اثر در سگ: حداکثر بیحسی ۱۵ دقیقه، کاهش حسی تا ۴۵ دقیقه (با دو قطره تا ۵۵ دقیقه).
در گربه: حداکثر ۵ دقیقه، کاهش تا ۲۵ دقیقه.
در اسب: تتراکائین مؤثرتر از پروپاراکائین و تا ۶۰ دقیقه کاهش حسی دارد.
هشدار شدید: هرگز برای درمان استفاده نکنید – سمی برای اپیتلیوم قرنیه، ترمیم را کند کرده و رفلکسهای محافظتی را از بین میبرند. سمیت سیستمیک نیز دارند (۵ میلیلیتر تتراکائین ۲٪ برای انسان کشنده است).
اپیوئیدهای موضعی: مورفین ۱٪ در سگ با زخم قرنیه باعث کاهش درد شده و بهبودی را مختل نکرد (مطالعه Stiles). نالبوفین در اسب بیاثر بود.
آتروپین موضعی: اثر سیکلوپلژیک – درد ناشی از اسپاسم مژگانی را کاهش میدهد.
NSAIDهای موضعی: در درد قرنیه و یووئیت مؤثرند ولی در زخمها با احتیاط.
مسکنهای سیستمیک:
کارپروفن (Carprofen) ۲.۲ میلیگرم/کیلوگرم پس از انوکلیاسیون مؤثرتر از ترامادول (Tramadol) بود.
بلوک رتروبولبار (Retrobulbar block) با بوپیواکائین (Bupivacaine) قبل از انوکلیاسیون، نیاز به مسکن سیستمیک را کاهش میدهد (شکل ۳-۱۲). دوز: تا ۱۵ کیلوگرم ۲ میلیلیتر، بیشتر از ۱۵ کیلوگرم ۳ میلیلیتر – با نرمال سالین رقیق به ۱ میلیلیتر/۱۰ کیلوگرم.
اسپلاش بلوک (Splash block) بعد از خارج کردن کره، به همان اندازه مؤثر است.
از متن (Page 28-29): "In dogs, Herring et al showed that application of one drop leads to maximal anesthesia for 15 minutes... Topical anesthetic agents must not be used repeatedly or as a therapy in any species."
سوال ۱۳: مهارکنندههای پروتئیناز – نقش سرم در زخمهای ذوبشونده (مالاسیا)
پاسخ: در زخمهای قرنیه، پروتئینازها (بهویژه ماتریکس متالوپروتئینازها – MMPs) باعث تخریب کلاژن و ذوب قرنیه میشوند. مهارکنندهها:
سرم (Serum) خوراکی (خود بیمار یا دهنده): وسیعالطیف ترین مهارکننده (هم MMP و هم سرین پروتئیناز)، همچنین دارای فاکتورهای رشد است. بهراحتی از خون گرفته میشود، در یخچال تا یک هفته و در فریزر تا ۳-۶ ماه قابل نگهداری است. انتخاب اول برای کنترل مالاسیا.
استیلسیستئین (N-acetylcysteine) و EDTA: مهارکنندههای MMP ولی نه سرین پروتئیناز.
تتراسایکلینها: مهارکننده کلاژناز ولی در اشک گربه نمیرسند، پس موضعی بهتر است.
از متن (Page 31): "Serum has broad anti-MMP activity, is readily available and inexpensive, is well tolerated, and likely has other factors that potentiate healing... it is a critical element in the control of corneal malacia."
سوال ۱۴: آمادهسازی استریل قبل از جراحی چشم با چه موادی انجام میشه؟
پاسخ:
ابتدا پوست اطراف چشم را با شامپوی بچه (که اگر وارد چشم شود بیخطر است) روی پنبه مرطوب با سرم فیزیولوژی چربزدایی کنید.
سپس از پوویدون‑ید (بتادین) محلول (نه اسکراب) استفاده کنید.
رقیقسازی استاندارد: ۱ قسمت پوویدون‑ید ۱۰٪ + ۴۹ قسمت نرمال سالین ← محلول ۰.۲٪ (با ید تیترانت ۰.۰۲٪) که برای سطح چشم و پوست بیخطر و ضدباکتری/قارچ/ویروس است.
کلرهگزیدین گلوکونات ۰.۰۵٪ نیز بیخطر است، اما کلرهگزیدین دیاستات و الکل جراحی برای چشم سمی هستند.
از متن (Page 32): "Povidone-iodine solution, not surgical scrub, is a reliable and nonirritating agent... mixed with normal saline (1:49) to form a 0.2% povidone-iodine solution."
لنز تماسی درمانی (Therapeutic Soft Contact Lens – TSCL): برای محافظت از قرنیه و کاهش درد. باید زیر لبه سومین پلک قرار گیرد و تارزورافی موقت به نگهداشتن آن کمک میکند (شکل ۱۰-۲۶). ممکن است جذب دارو را تغییر دهد (مثلاً اثر لاتانوپروست را خنثی میکند ولی اثر تروپیکامید را نه).
چسب بافتی (Cyanoacrylate): برای زخمهای سطحی غیر التیامیابنده (ایندولنت) – ولی نباید وارد چشم شود و در زخمهای نافذ ممنوع است.
کرایوتراپی (Cryosurgery): برای حذف تومورهای پلک، اپیلاسیون دیستیشیازیس، تخریب جسم مژگانی (کاهش IOP) و رتینوپکسی. با دو سیکل انجماد‑ذوب سریع انجام میشود.
لیزر (Diode, Nd:YAG, CO₂): برای سیکلوفوتوکوآگولاسیون، رتینوپکسی، پارگی کیست عنبیه و حذف تومورهای اطراف چشم. لیزر CO₂ برای پوست پلک در مطب عمومی قابل استفاده است – مراقب قرنیه باشید.
هایپرترمی (Hyperthermia): با امواج رادیوفرکانسی (۵۰ درجه سانتیگراد به مدت ۳۰ ثانیه بر سانتیمتر مربع) برای کارسینوم سلول سنگفرشی در اسب و گاو (شکل ۳-۱۵).
پرتودرمانی (Irradiation): بتا (استرانسیم‑۹۰) برای ضایعات سطحی (تومور پلک، پانوس) – نفوذ کم و بدون آبمروارید. گاما و ایکس برای ضایعات عمقی (مدار) – خطر بالای آبمروارید، کراتیت، کونژونکتیویت و KCS.
از متن (Page 33-34): "Therapeutic soft contact lenses... must be placed behind the leading edge of the third eyelid... Cryosurgery has an important place... β-irradiation... does not reach the equatorial zone of the lens and therefore is not associated with cataract formation."
جمعبندی نهایی برای آزمون
راه تجویز را بر اساس عروق و سدها انتخاب کن.
آنتیبیوتیک: سفازولین (گرممثبت) + فلوروکینولون (گرممنفی) ترکیب سینرژیک خوبی برای زخمهای شدید است.
ضدقارچ: وریکونازول موضعی و فلوکونازول سیستمیک بهترین نفوذ را دارند.
ضدویروس: فامسیکلوویر ۹۰ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی دو بار در روز در گربه، تریفلوریدین در سگ، سیدوفوویر دو بار در روز در گربه.
کورتیکواستروئید در زخم عفونی ممنوع، NSAID در زخم با احتیاط.