بخش چهاردهم: جمجمه و ستون فقرات (بخش ۲)

  1. چرا رادیوگرافی ساده برای تشخیص بیماریهای ناحیه کمری-خاجی (Lumbosacral) کافی نیست و بهترین روش تصویربرداری کدام است؟
  2. علائم بالینی و رادیولوژیک خاص سندرم دم اسبی (Cauda Equina Syndrome) در ناحیه L7-S1 چیست؟
  3. دو نوع اصلی دژنراسیون دیسک بین مهرهای (Hansen Type I & II) چه تفاوتهایی دارند و در کدام نژادها دیده میشوند؟
  4. چگونه بفهمیم باریک شدن فضای دیسک در رادیوگرافی واقعی است یا به دلیل وضعیت قرارگیری (Positioning Artifact) ایجاد شده است؟
  5. سندرم “وبلر” (Wobbler Syndrome) یا اسپوندیلوپاتی گردنی چیست و در تصاویر رادیوگرافی و میلوگرافی چگونه خود را نشان میدهد؟
  6. تفاوت دقیق اسپوندیلوزیس (Spondylosis Deformans) با اسپوندیلیت (Spondylitis) و دیسکوسپوندیلیت (Discospondylitis) در رادیوگرافی چیست؟
  7. پدیده خلأ (Vacuum Phenomenon)، گرههای اشمورل (Schmorl’s Nodes) و استئوپنی (Osteopenia) چه هستند و چه اهمیتی دارند؟
  8. بیماریهای خاص گربهسانان (هیپرویتامینوز A و موکوپلیساکاریدوز) چه تغییرات مشخصی در ستون مهرهها ایجاد میکنند؟
  9. در برخورد با ضربه و شکستگیهای مهرهای، چه نکات ایمنی و تشخیصی را باید رعایت کرد؟
  10. علائم رادیولوژیک نئوپلازی (متاستاز و میلوم مولتیپل) و کیستهای عنکبوتیه (Arachnoid Cysts) در نخاع چیست؟

📝 پاسخ به سوالات بهصورت کاملاً تشریحی

سوال اول: چرا رادیوگرافی ساده برای تشخیص فشار بر دم اسبی کافی نیست و بهترین روش کدام است؟

پاسخ: رادیوگرافیهای ساده (Survey Radiographs) صرفاً برای مشاهده استخوانها و همترازی کلی مفید هستند، اما قادر به تشخیص فشار بر روی رشتههای عصبی دم اسبی (Cauda Equina) ناشی از فرآیندهای دژنراتیو نیستند. برای تأیید فشار، حتماً به مطالعات کنتراستی (Contrast Studies) مانند میلولوژی (Myelography) یا تصویربرداری مقطعی (Cross-sectional imaging) مانند CT و MRI نیاز داریم که نسبت به مابقی ارجحیت دارند.

متن اصلی انگلیسی برای استناد دقیق:
“Survey radiographs cannot be used to diagnose compression of the cauda equina caused by degenerative processes. Instability may be suspected from radiographs, but confirmation of compression requires contrast studies or cross- sectional imaging.”


سوال دوم: علائم بالینی و رادیولوژیک سندرم دم اسبی (Cauda Equina) در L7-S1 چیست؟

پاسخ: علائم بالینی در این ناحیه بسیار شاخص است: درد هنگام حرکت یا لمس مفصل کمری-خاجی، لنگش یکطرفه (Unilateral Lameness)، کشیدن پنجهها روی زمین (Dragging of Toes)، مشکل در برخاستن و پریدن، بیاختیاری ادرار و مدفوع و در موارد شدید، فلجی نسبی (Paresis).

علائم رادیولوژیک (Radiologic Signs) قابل مشاهده در رادیوگرافی ساده:

  1. اسپوندیلوزیس (Spondylosis) در محل اتصال L7-S1.
  2. باریک شدن فضای دیسک بین مهرهای که به شکل گوهای (Wedge-shaped) در میآید.
  3. اسکلروز (Sclerosis) صفحات انتهایی مهرههای L7 و S1 (حتماً در هر دو نمای Lateral و Ventrodorsal تأیید شود - توجه داشته باشید که همپوشانی بالهای ایلیوم و ساکروم در نمای جانبی، باعث کاذب شدن تراکم میشود).
  4. جابهجایی شکمی ساکروم نسبت به مهره هفتم کمری (Ventral displacement of sacrum).
  5. تنگی آشکار کانال مهرهای در ناحیه کمری-خاجی.
  6. تشکیل استئوفیت (Osteophyte) در لبه پشتی-دمی (Caudodorsal) L7 و لبه پشتی-جمجمهای (Craniodorsal) ساکروم.
  7. تغییرات آرتروز (DJD) در زوائد مفصلی (Facets).
  8. در نمای خم و باز (Flexed & Extended)، دررفتگی جزئی ساکروم (Subluxation) دیده میشود.
  9. در میلوگرافی، جابهجایی پشتی یا طرفی دم اسبی دیده میشود (ستون کنتراست ممکن است از L7 عبور نکند).
  10. در اپیدوروگرافی، بیرونزدگی دیسک L7-S1 مشخص میشود.

سوال سوم: تفاوت هانسن تیپ یک و دو (Hansen Type I & II) در دژنراسیون دیسک چیست؟

پاسخ: دو مکانیسم کاملاً متفاوت برای بیرونزدگی دیسک بین مهرهای (IVD) وجود دارد که هرکدام مختص گروهی از نژادهاست:

متن اصلی انگلیسی برای استناد:
“1. In chondrodystrophic breeds such as the Dachshund, chondroid changes in the nucleus pulposus begin at an early age… This is known as a Hansen type I protrusion… 2. In other breeds, as the animal grows older, fibroid changes occur that are slower to progress and rarely show calcification… This is known as a Hansen type II protrusion.”

⚠️ نکته طلایی برای آزمون: کلسیفیه شدن دیسک یا باریک شدن فضای آن، بهتنهایی به معنی فشار بر نخاع نیست. حتماً باید یافتههای رادیولوژیک با یافتههای عصبی (Neurologic findings) تطابق داده شوند.


سوال چهارم: چگونه بفهمیم باریک شدن دیسک واقعی است یا به دلیل وضعیت قرارگیری (Positioning Artifact)؟

پاسخ: یکی از اشتباهات رایج، تفسیر کاذب باریک شدن دیسک است. موارد زیر را حتماً چک کنید: - اگر ستون مهرهها کاملاً موازی فیلم نباشد (مثلاً با بالشتک حمایت نشود)، باریک شدن کاذب (Pseudonarrowing) رخ میدهد. - اگر گردن در وضعیت هایپراکستنشن (Hyperextension) باشد، دیسک از ناحیه پشتی باریک دیده میشود و اگر در فلکشن (Flexion) باشد، از ناحیه شکمی باریک میشود. - کشیدگی بیش از حد ستون مهرهها (Excessive stretching) در حین رادیوگرافی، باریکیهای خفیف را میپوشاند. - فضاهای طبیعی باریک: محل اتصال سرویکوتوراسیک (C7-T1)، لومبوساکرال (L7-S1) و گاهی T10-T11 به طور طبیعی باریکتر هستند. همچنین باریکترین دیسکها در C2-C3 و L4-L5 و عریضترینها در C4-C5 و L2-L3 هستند.


سوال پنجم: سندرم وبلر (اسپوندیلوپاتی گردنی) چیست؟

پاسخ: سندرم Cervical Spondylopathy یا Wobbler Syndrome بیشتر در دوبرمن پینشر (Doberman Pinscher) بالغ دیده میشود (گزارشاتی در باست هاند و رودزیان ریج بک نیز وجود دارد). علائم شامل آتاکسی پیشرونده اندامهای خلفی (و گاهی قدامی) و درد در هنگام مانور گردن است.

یافتههای رادیولوژیک شاخص:

  1. تغییر شکل مهرهها (اغلب در C5-C6-C7).
  2. باریک شدن و مثلثی یا قیفیشکل شدن (Funnel-shaped) قسمت جمجمهای مهره که باعث تنگی کانال مهرهای میشود.
  3. بدشکلی یا جابهجایی زوائد مفصلی جمجمهای (Cranial articular processes).
  4. در نمای فلکشن، جابهجایی پشتی انتهای جمجمهای مهرهها به داخل کانال نخاع.
  5. ضایعات کیستیک (Cystlike lesions) ناشی از مفاصل فاست (Synovial facet joints) در گردن خلفی که به کمپرسیون کمک میکنند. در MRI با وزن T2 (Transverse T2-weighted) بهصورت ساختارهای هایپراینتنس (Hyperintense) و گرد در خلف-طرفی (Dorsolateral) نخاع دیده میشوند.
  6. در میلوگرافی، کمپرسیون خارج دورا (Extradural) در مرکز مفاصل فاست دیده میشود که اگر کمپرسیون شکمی باشد، نشانه پرولاپس دیسک است و اگر پشتی باشد، نشانه هیپرتروفی لیگامان فلاووم (Ligamentum Flavum) است.

نکته احتیاط: مانورهای فلکشن، اکستنشن و تراکشن باید بهآرامی انجام شوند تا علائم بالینی تشدید نشوند و به نخاع آسیب نرسد. گاهی با این مانورها، پدیده خلأ (Vacuum Phenomenon) در دیسک ایجاد میشود.


سوال ششم: تفاوت رادیولوژیک اسپوندیلوزیس، اسپوندیلیت و دیسکوسپوندیلیت چیست؟

پاسخ: این سه واژه نباید با هم اشتباه شوند:

متن اصلی انگلیسی برای استناد:
“Collapse of the disk space is the earliest sign of discospondylitis. The intervertebral disk space becomes widened initially and then gradually becomes narrow.”
⚠️ هشدار: عوامل ایجادکننده شامل بروسلا کنیس (Brucella canis)، استافیلوکوک اورئوس و آسپرژیلوس هستند. تشخیص قطعی نیاز به نمونهبرداری سوزنی (Fine-needle aspiration) زیر راهنمای فلوروسکوپی یا سونوگرافی دارد.


سوال هفتم: پدیده خلأ، گرههای اشمورل و استئوپنی چه هستند؟

پاسخ: - پدیده خلأ (Vacuum Phenomenon): تجمع گاز در داخل دیسک بین مهرهای (معمولاً نیتروژن) که در رادیوگرافی بهصورت نواحی شفافتر (رادیولوسنت) دیده میشود. این پدیده اغلب با بیماری دژنراتیو مفاصل و ناپایداری مفصل همراه است و گاهی با مانورهای کششی گردن ایجاد میشود. (به شکل ۵-۳۶، B مراجعه کنید) - گرههای اشمورل (Schmorl’s Nodes): فرورفتگیهای نیمدایره، شفاف و کاملاً مشخص در وسط صفحات انتهایی مهرهها که ناشی از فتق هسته دیسک به درون بدنه مهره (از طریق صفحه انتهایی) است. این ضایعه معمولاً در نژادهای متوسط تا بزرگ مانند ژرمن شپرد دیده میشود و اگر مشاهده شود، ممکن است نشاندهنده استئوپنی (Osteopenia) باشد. (شکل ۵-۴۰، D تا F) - استئوپنی (Osteopenia): کاهش عمومی دانسیته استخوان. در رادیوگرافی بهصورت کاهش شفافیت مهرهها، برجسته شدن صفحات انتهایی در مقایسه با جسم مهره (Sclerotic End Plates)، برجسته بودن ترابکولها (Trabecular pattern) و نمای بیشازحد نوردهی (Overexposed) دیده میشود. علل آن شامل هیپرپاراتیروئیدیسم کلیوی، هیپرآدرنوکورتیسیسم و نئوپلازی است.


سوال هشتم: بیماریهای خاص گربهسانان (هیپرویتامینوز A و موکوپلیساکاریدوز) چیست؟

پاسخ: - هیپرویتامینوز A (Hypervitaminosis A): در گربههایی که بیش از حد جگر میخورند. ویتامین A باعث تحریک استئوبلاستها و تشکیل استخوان زیرپریوستئال (Subperiosteal) میشود. در رادیوگرافی، استخوانسازی جدید روی مهرههای گردنی و سینهای بهصورت اگزوستوزهای بزرگ (بسیار بزرگتر از اسپوندیلوزیس معمولی) دیده میشود که باعث آنکیلوز (Ankylosis) و خشکی ستون فقرات میگردد. معمولاً گربههای ۲ تا ۴ ساله درگیر میشوند. (شکل ۵-۴۴، A) - موکوپلیساکاریدوز (Mucopolysaccharidosis): یک بیماری ارثی ذخیرهای لیزوزومی است. در رادیوگرافی، مهرهها کوتاه و ضخیم (Short and thick)، صفحات انتهایی کج و معوج (دیسپلازی اپیفیزیال) و استئوپنی منتشر دیده میشود. همچنین استخوانهای جمجمه rostral کوچکتر هستند (ظاهر پهن صورت - Facial dysmorphism). (شکل ۵-۴۴، B)


سوال نهم: در شکستگیها و دررفتگیهای مهرهای چه نکاتی حیاتی است؟

پاسخ: شکستگیهای مهرهای معمولاً ناشی از تصادفات جادهای هستند. نکته ایمنی فوقالعاده مهم: در جابهجایی حیوان مشکوک به آسیب نخاعی فوقالعاده دقت کنید تا آسیب بیشتری به نخاع وارد نشود. نمای Ventrodorsal در این موارد ممکن است خطرناک باشد؛ میتوان از نمای جانبی با پرتو افقی (Horizontal beam) و حیوان به پهلو خوابیده استفاده کرد.

یافتههای تشخیصی: - شکستگی فشاری (Compression Fracture): مهره کوتاهتر و گوهایشکل میشود و دانسیته آن افزایش مییابد (مگر اینکه پاتولوژیک باشد که در آن کاهش دانسیته داریم). - دررفتگی اطلس-آکسیس (Atlantoaxial Luxation): در نمای جانبی، فاصله قوس اطلس با خار پشتی آکسیس بیشتر از حد طبیعی است و تنه آکسیس به سمت پشتی و جمجمهای جابهجا میشود. شکستگی زائده اودنتوئید (Odontoid Process / Dens) در نمای Ventrodorsal بهخوبی دیده میشود. (شکل ۵-۴۱، A تا I) - مرکز استخوانی جداگانه (Separate center of ossification) برای زائده اودنتوئید تا ۶ ماهگی جوش میخورد و نباید با شکستگی اشتباه شود.


سوال دهم: علائم نئوپلازی و کیستهای عنکبوتیه در نخاع چیست؟

پاسخ: - نئوپلازی (Neoplasia): ضایعات بدخیم مهرهها (مانند استئوسارکوم و متاستازها) اغلب تخریبی (Destructive) هستند تا پرولیفراتیو، و بر خلاف دیسکوسپوندیلیت، معمولاً صفحات انتهایی و فضاهای دیسک را درگیر نمیکنند. ضایعات میلوم مولتیپل (Multiple Myeloma) بهصورت نقاط گرد تخریبی (Punched-out lesions) در مهرهها دیده میشوند. (شکل ۵-۴۲، A تا G) - کیستهای عنکبوتیه نخاع (Spinal Arachnoid Cysts): یا کیستهای سابآراکنوئید، ضایعات کیستیک خوشخیم پر از مایع CSF هستند. در سگهای جوان نژاد بزرگ در ناحیه گردنی قدامی و در سگهای مسن نژاد کوچک در ناحیه سینهای خلفی دیده میشوند. در میلوگرافی بهصورت بزرگشدگی قطرهاشکل (Teardrop-shaped) ستون کنتراست پشتی یا یک نقص پرشدگی (Filling defect) دیده میشوند. در MRI با وزن T2 بهترین تشخیص داده میشوند (هیپراینتنس). (شکل ۵-۴۵، A و B)


✨ خلاصه نهایی و جمعبندی برای شب امتحان

  1. دم اسبی = رادیوگرافی ساده برای تشخیص کمپرسیون کافی نیست (نیاز به CT/MRI یا میلوگرافی).
  2. انواع دیسک = تیپ یک (حاد، کندرودیستروفیک، کلسیفیه) و تیپ دو (مزمن، سایر نژادها، فیبروئید).
  3. کمپرسیون دهانه رحم (وبلر) = دوبرمن، بدشکلی C5-C7، کیستهای سینوویال در MRI.
  4. عفونت در مقابل دژنراسیون = Spondylosis (استخوانسازی خوشخیم شکمی) در مقابل Discospondylitis (تخریب صفحه انتهایی، ابتدا باز شدن و سپس باریک شدن دیسک).
  5. یافتههای خاص = گره اشمورل (فتق به درون مهره)، پدیده خلأ (گاز در دیسک)، استئوپنی (کاهش تراکم).
  6. گربه = هیپرویتامینوز A (اگزوستوز بزرگ گردنی) و موکوپلیساکاریدوز (مهرههای کوتاه و پهن).
  7. تروما = حین اخذ نمای VD احتیاط شدید! شکستگی اودنتوئید در VD بهتر دیده میشود.
  8. تومور = تخریبی، میلوم (Punched-out)، کیست عنکبوتیه (بزرگشدگی سابآراکنوئید در MRI).
  9. قانون طلایی = یافتههای رادیوگرافی هیچگاه بهتنهایی نشاندهنده شدت علائم بالینی نیستند (بسیاری از حیوانات با دیسک کلسیفیه یا اسپوندیلوزیس، بدون علامت هستند). همیشه با معاینه عصبی تطابق دهید!

بازگشت به فهرست دانشنامه