پاسخ: رسوب املاح کلسیم در بافتها را کلسیفیکاسیون (Calcification) میگوییم.
مثال: رسوب کلسیم در کانال گوش خارجی در سگهای پیر (شکل A-1 ۶)، هماتومها، بورسها، تومورهای پستانی (شکل C-1 ۶)، منیسک داخلی زانو (Stifle)، و پوست در سندرم کوشینگ (نگاه کنید به شکل F-1 ۶).
کلسیفیکاسیون متاستاتیک (Metastatic Calcification): رسوب کلسیم در بافتهای سالم است که ناشی از اختلال متابولیک سطح کلسیم و فسفر خون است.
متن اصلی برای استناد:
“Dystrophic calcification is the deposition of calcium salts in abnormal tissue or tissue that is dead, degenerating, or damaged. Metastatic calcification is the deposition of calcium salts in tissue that is not the site of a disease process. It results from abnormalities in blood and tissue calcium and phosphate levels.”
نکته تصویر: لطفاً به اشکال A تا Q در شکل ۶-۱ توجه کنید که طیف وسیعی از رسوب کلسیم را نشان میدهد.
پاسخ: کلسینوزیس سیرکوماسکریپتا (Calcinosis circumscripta) که به آن کالک گیشت (Kalk gicht) یا نقرس گچی (Chalk gout) هم گفته میشود، رسوب تودههای آمورف (بیشکل) از مواد کلسیفیه در بافت زیرجلدی و پوست است. علت آن دقیقاً مشخص نیست، اما بیماری مزمن کلیوی یا هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه مطرح است. نکته طلایی: حدود نیمی از موارد در سگهای نژاد ژرمن شپرد (German Shepherd) جوان و بهظاهر سالم دیده میشود (شکل ۶-۲). محل ضایعه: معمولاً روی اندامها، زیر پد (پای حیوان) یا روی برجستگیهای استخوانی.
پاسخ: فیستول شریانی-وریدی (Arteriovenous Fistula - AVF) یک ارتباط مستقیم بین سرخرگ و سیاهرگ بدون عبور از بستر مویرگی (Capillary bed) است که باعث میشود خون مستقیماً از شریان به ورید برود. در اندامها، این فیستول باعث میشود که الگوی ترابکولار (Trabecular pattern) استخوانهای مجاور درشتتر (Coarse) شود. نشانه برانهام (Branham’s bradycardia sign): اگر روی شریان نزدیک به فیستول فشار دهیم، بازگشت وریدی به قلب کم شده و ضربان قلب حیوان کاهش مییابد (برادی کاردی). برای نمایش عروق، از آنژیوگرافی (Arteriography) استفاده میشود (شکل ۶-۳).
متن اصلی برای استناد:
“If pressure is exerted proximal to an arteriovenous fistula, the venous return to the heart is diminished and the heart rate falls. This is known as Branham’s bradycardia sign.”
پاسخ: بین عضلات، بافت همبند (فاسیا) وجود دارد که در آن چربی ذخیره شده است. در رادیوگرافی، این چربی به صورت خطوط رادیولوسنت (تیره) دیده میشود و به آنها صفحات فاشیال (Fascial Planes) میگوییم (برای دیدن آنها باید از نور شدید استفاده کرد). کاربرد تشخیصی: جابهجایی این صفحات بسیار مهم است. مثال: اگر صفحه فاشیال پشت مفصل زانو (Stifle) به سمت عقب جابهجا شود، نشاندهنده توراکسیون داخل کپسول مفصلی (intra-articular swelling) است. همچنین، پد چربی زیر کشکک (Infrapatellar fat pad) در اثر خونریزی یا ادم داخل کپسولی، شفافیت رادیولوژیک خود را از دست میدهد (شکل ۶-۴).
پاسخ: - تودههای نرم: در رادیوگرافی باعث جابهجایی ساختمانهای مجاور میشوند (مثلاً توده رتروفارنکس، حنجره را به سمت شکمی جابهجا میکند). - آمفیزم (Emphysema): وجود گاز در بافتهای نرم که به صورت سایههای رادیولوسنت (تیره) دیده میشود. علت آن میتواند زخم نافذ (شکستگی باز) یا جراحی باشد. - سونوگرافی (Ultrasound): - هماتوم (Hematoma): الگوی اکوژنیسیته متغیر دارد (بسته به سن لخته). - آبسه (Abscess): عمدتاً آنکوئیک (Anechoic) با فلوكولهای اکوژنیک (نشاندهنده بقایای سلولی) است. - جسم خارجی فلزی (Metallic FB): بسیار هایپراکوییک (Hyperechoic) با سایه آکوستیک ضخیم و آرتیفکت محوشدگی (Reverberation) ایجاد میکند. جسم خارجی غیرفلزی سایه متغیری دارد. توجه: عدم مشاهده جسم خارجی در سونوگرافی، وجود آن را رد نمیکند (شکل G-5 ۶).
متن اصلی برای استناد:
“Nonmetallic foreign bodies cause variable degrees of acoustic shadowing, whereas metallic foreign bodies are highly echogenic, causing large acoustic shadows and multiple reverberation artifacts. Failure to demonstrate a foreign body does not preclude its presence.”
پاسخ: غده تیروئید در گردن، در کنار نای (Trachea) و داخلیتر از شریان کاروتید قرار دارد. ابعاد نرمال در سونوگرافی (با پروب ۱۰-۱۵ مگاهرتز): - سگ: طول ۲.۵ تا ۳ سانتیمتر، عرض ۰.۴ تا ۰.۶ سانتیمتر. (شکل دوکی، ایزواکوییک یا هیپواکوییک با بافت گرانوله) - گربه: طول حدود ۲ سانتیمتر، عرض حدود ۰.۲ سانتیمتر.
یافتههای پاتولوژیک: - آدنوم تیروئید (Thyroid adenoma): شایعترین علت هیپرتیروئیدیسم در گربههاست. غده بزرگ و هیپواکوییک میشود (یکنواخت یا مختلط). - کارسینوم تیروئید (Thyroid carcinoma): در سگها شایعتر است. معمولاً یکطرفه، هیپواکوییک، با حاشیه نامشخص (Poorly defined) و نفوذ به بافتهای اطراف (ورید ژوگولار یا کاروتید). برای تشخیص دقیق، از نمونهبرداری با هدایت سونوگرافی (FNA) یا سینتیگرافی (Scintigraphy) با ید یا تکنسیوم رادیواکتیو استفاده میشود (شکل F-6 ۶). در اسکن هستهای، بافت غیرطبیعی تیروئید جذب بیشتری دارد.
متن اصلی برای استناد:
“The thyroid gland is found by locating a carotid artery as a linear anechoic, pulsing structure deep to the jugular furrow. … Each lobe is 2.5 to 3.0 cm long and 0.4 to 0.6 cm wide in dogs. In cats the length is about 2 cm and the width is approximately 0.2 cm.”
پاسخ: غدد پاراتیروئید در مجاورت یا گاهی درون بافت تیروئید قرار دارند (معمولاً دو عدد در هر لوب تیروئید؛ یکی در قطب فوقانی و دیگری در قطب تحتانی). اندازه نرمال: کمتر از ۲ میلیمتر هستند و به صورت ساختمانهای آنکوئیک یا هیپواکوییک با حاشیه مشخص دیده میشوند. آدنوم پاراتیروئید (Parathyroid adenoma): علت اصلی هیپرکلسمی است. این ضایعه معمولاً منفرد (Single)، کروی (Spheroid) و با اندازه ۵ میلیمتر یا بزرگتر بوده و به خوبی قابل مشاهده است (شکل F و G-6 ۶).
متن اصلی برای استناد:
“Parathyroid adenomas are a cause of hypercalcemia. These lesions are usually single and appear as well-defined, spheroid nodules 5 mm or greater in size.”
پاسخ: عضلات طبیعی در سونوگرافی دارای بافت هیپواکوییک با خطوط اکوژنیک طولی (Striations) هستند. - پارگی تاندون آشیل (Achilles tendon rupture): تاندون ضخیم، هیپواکوییک شده و ممکن است نقایص آنکوئیک (جمعی خونریزی) در آن دیده شود یا قطعات استخوانی آوولسیون (Avulsion fracture) به صورت نقاط هایپراکوییک همراه با سایه آکوستیک در آن مشاهده گردد (شکل C تا G-7 ۶). - تنوسینوویت دوسر بازو (Bicipital tenosynovitis): در نمای عرضی (Transverse) مفصل شانه، یک ساختار بیضوی آنکوئیک (مایع) اطراف تاندون را گرفته و خود تاندون هیپواکوییک و متورم میشود (شکل H و J-7 ۶). - میوزیت استخوانساز (Myositis ossificans): صفحات استخوانی در داخل عضله رسوب میکند و در سونوگرافی به صورت نوارهای هایپراکوییک همراه با سایه آکوستیک عمیق (Acoustic shadowing) بین لایههای عضلانی دیده میشود (شکل Q-1 ۶).
پاسخ: - سینوس (Sinus tract): یک مجرای چرکی کور (Blind) است که به خارج یا داخل ختم میشود و تمایلی به بهبودی ندارد (اغلب به دلیل جسم خارجی). - فیستول (Fistulous tract): یک ارتباط دو طرفه بین دو حفره بدن یا بین حفره بدن و فضای خارج است که با اپیتلیوم پوشیده شده است.
روش سینوگرافی/فیستولوگرافی (Sinography/Fistulography): تزریق ماده حاجب یدینه (Iodine-based aqueous contrast) به داخل مجرا. مشکل: این روش اغلب کل مسیر را نشان نمیدهد زیرا مجرا شاخههای باریک دارد و تزریق با فشار کافی سخت است. همچنین اسپیلاج ماده حاجب روی پوست، تفسیر را خراب میکند. راهکار بهتر: سونوگرافی قبل از تزریق ماده حاجب انجام شود، زیرا هوا در مجرا باعث آرتیفکت شده و میتواند شبیه جسم خارجی دیده شود. اجسام خارجی غیرفلزی (خار، چوب) به صورت هایپراکوییک با سایه دیده میشوند (شکل ۶-۹).
متن اصلی برای استناد:
“A sinus tract is a blind, purulent tract that shows no tendency to heal. … A fistulous tract is a communication between two body cavities or between a body cavity and the exterior. … The procedure is often unsatisfactory in demonstrating the full extent of the tract.”
پاسخ: این بخش فوقالعاده برای آزمون تخصصی مهم است. دو روش اصلی برای بیوپسی داریم: ۱. روش گاید (Biopsy guide): سوزن در مسیر مشخصی حرکت میکند ولی انعطافپذیری کم است. ۲. روش دست آزاد (Freehand): سوزن با زاویه ۹۰ درجه نسبت به پروب وارد میشود که نیاز به مهارت دارد ولی انعطافپذیرتر است. شرط ضروری قبل از بیوپسی: حتماً وضعیت انعقادی حیوان (PT, PTT, Platelet count) چک شود.
نکات ارگانهای خاص (بر اساس متن اصلی):
متن اصلی برای استناد:
“Clotting disorders are a contraindication for biopsy. … Only the cortex is sampled, and the corticomedullary junction should not be traversed by the needle tip because this is the site of the arcuate vessels, and there is risk of serious hemorrhage.”
جمعبندی نهایی برای آزمون: به خاطر بسپارید که کلسیفیکاسیون متاستاتیک یعنی اختلال متابولیک (کلیه، کوشینگ)، دیستروفیک یعنی آسیب موضعی. در سونوگرافی تیروئید سگ، کارسینوم اغلب یکطرفه و نامنظم است و در گربه آدنوم (هیپرتیروئیدی) شایعتر است. در بیوپسی، امنترین نقطه کلیه، قطب تحتانی است و از مدولای کلیه باید فرار کرد. فیستولوگرافی همیشه کامل نیست و سونوگرافی ارجح است.