حداقل دو نما لازم است: نمای لترال (lateral) و نمای دورسوونترال (dorsoventral, DV) یا ونترودورسال (ventrodorsal, VD). برای بررسی کامل، دو نمای لترال مخالف (راست و چپ) به همراه یک نمای DV یا VD توصیه میشود.
چرا نمای لترال مخالف مهم است؟
ریهای که در سمت پایین (dependent lung) قرار دارد، به دلیل فشار ریه بالایی، به خوبی باد نمیشود و کنتراست آن کاهش مییابد. بنابراین ضایعات کوچک در ریه پایین ممکن است دیده نشوند. به همین دلیل دو نمای لترال مخالف لازم است تا هر دو ریه به عنوان ریه بالایی (uppermost) بررسی شوند.
متن انگلیسی مرجع: “If pathology is suspected in one lung, that lung should be uppermost because the dependent lung does not inflate fully, and contrast in it is therefore diminished.”
نکات کلیدی تکنیک: - رادیوگرافی باید در دم (inspiration) انجام شود تا ریهها با هوا پر شوند و کنتراست بین ساختارها به حداکثر برسد. - در نمای لترال، اندامهای جلویی به سمت جلو کشیده میشوند تا عضلات سهسر (triceps) روی لوبهای آپیکال قرار نگیرند. - ستون مهرهها و استرنوم باید موازی باشند (بدون چرخش). - مرکز پرتو روی فضای بیندندهای پنجم (پشت لبه خلفی اسکاپولا) قرار میگیرد. - در نمای DV، حیوان روی شکم قرار میگیرد و آرنجها به سمت خارج برده میشوند. این نما برای بررسی قلب و عروق برتر است. در نمای VD (به پشت)، ریهها بهتر باد میشوند اما در حیوانات دیسپنه ممکن است خطرناک باشد.
نکته تکنیکی: اگر ضخامت قفسه سینه ≥۱۵ سانتیمتر باشد، باید از گریت (grid) استفاده کرد. زمان نوردهی کمتر از ۱/۱۰ ثانیه باشد تا حرکت تنفسی باعث مات شدن تصویر نشود. فیلمهای بیشنما (overexposed) الگوی عروقی را از بین میبرند و فیلمهای کمنما (underexposed) شبیه به افزایش اپاسیتی ریه میشوند.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۵، A و B نمونههایی از جسم خارجی رادیواپک در نای را نشان میدهد. شکل ۳-۶، G و H اهمیت دو نمای لترال مخالف را برای نشان دادن ضایعات نشان میدهد.
رادیوگرافی طبیعی در دم (inspiration):
- ریهها باید دارای شفافیت بالا (radiolucency) باشند.
- عروق ریوی، قلب و نای به خوبی مشخص هستند.
- دیافراگم و قلب نباید روی هم افتاده باشند (هرچند در حیوانات با قفسه سینه گرد، ممکن است کمی همپوشانی داشته باشند).
نای (trachea): در نمای لترال به صورت یک لوله شفاف (radiolucent) در بالای قلب دیده میشود. در نمای VD یا DV، نای در خط وسط قرار دارد، هرچند در نژادهای براکیسفالیک ممکن است به سمت راست جابهجا شود.
عروق ریوی (pulmonary vessels):
- سرخرگهای لوبار کرانیال در نمای لترال از سیاهرگها کمی بالاتر قرار دارند و اندازه آنها نباید از یکسوم پهنای دنده چهارم بیشتر باشد.
- در نمای DV، سرخرگ لوبار کبودال جانبیتر از برونش و سیاهرگ داخلیتر است. اندازه سرخرگ و سیاهرگ در جایی که از روی دنده نهم عبور میکنند باید برابر یا کمتر از قطر آن دنده باشد.
قلب (heart): در سگها شکل قلب در نژادهای مختلف متفاوت است. در گربهها قلب بیضیشکل و مایلتر است. در گربههای پیر، قوس آئورت (aortic arch) ممکن است به صورت برجستگی در سمت چپ دیده شود (شکل ۳-۶، K و L).
دیافراگم (diaphragm):
- در نمای لترال، کروس راست و چپ (crura) بر اساس طرف خوابیده مشخص میشوند. در راستخواب (right lateral recumbency)، کروس راست جلوتر است.
- در گربهها ریهها به طور کامل فضای دیافراگمیکولومبار (diaphragmaticolumbar recess) را پر نمیکنند و این نباید با مایع پلور اشتباه شود.
متن مرجع: “In the cat there is less variation in conformation than in dogs. The diaphragmaticolumbar recess is not occupied by lung tissue. This should not be mistaken for fluid.”
مدیاستین (mediastinum): در نژادهای براکیسفالیک و حیوانات چاق، مدیاستین پهنتر دیده میشود (شکل ۳-۶، C و F). تیموس در حیوانات جوان گاهی به صورت مثلثی در سمت چپ قفسه سینه دیده میشود که به آن “بادبان تیموسی” (thymic sail) میگویند (شکل ۳-۹، G).
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۶ نمای نرمال ریهها را در سگ و گربه نشان میدهد.
پنج الگوی اصلی وجود دارد که در جدول ۳-۱ خلاصه شده است. هر الگو نشاندهنده درگیری یک بخش آناتومیک خاص است:
علت: جایگزینی هوای آلوئولها با مایع، خون، سلول یا ترشحات.
علائم رادیولوژیک (7 نشانه): 1. اپاسیتیهای پفکی (fluffy): تودههای نامشخص که به تدریج به بافت نرمال محو میشوند، شبیه پشمکند. 2. ایر برونکوگرام (Air bronchogram): برونشهای حاوی هوا در میان بافت متراکم ریه دیده میشوند (شکل ۳-۱۰، C). مهم: در آلوئولار شدن، عروق دیده نمیشوند ولی برونشها دیده میشوند. 3. ایر آلوئولوگرام (Air alveologram): گروههای کوچکی از آلوئولهای حاوی هوا در میان آلوئولهای پر از مایع، ظاهر خالخالی (mottled) ایجاد میکنند (شکل ۳-۱۰، D). 4. توزیع لوبار (lobar distribution): معمولاً یک لوب یا بخشی از آن درگیر میشود و مرز لوبار (شکافهای بینلوبار) قابل دیدن میشود. 5. تغییر سریع: الگوی آلوئولار به سرعت ظاهر و پس از درمان موفق به سرعت ناپدید میشود. 6. عروق داخل لوب درگیر کاملاً پنهان میشوند. 7. محو شدن مرز قلب یا دیافراگم (border effacement / silhouette sign): اگر ضایعه در تماس با قلب باشد، مرز قلب در آن ناحیه از بین میرود (شکل ۳-۱۴، A).
تشخیصهای افتراقی: ادم ریوی، خونریزی داخل ریوی، پنومونی، آتلکتازی، گرانولوما، انفارکتوس، و به ندرت نئوپلازی.
نکته: آتلکتازی (atelectasis) یعنی ریزش یا عدم بادکردن ریه که باعث کاهش حجم و جابهجایی مدیاستین به سمت ضایعه میشود. در مقابل، کنسالیدیشن (consolidation) یعنی پر شدن آلوئولها بدون کاهش حجم و بدون جابهجایی مدیاستین.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۰، A و B نمونههای ادم ریوی با الگوی آلوئولار را نشان میدهند.
علت: افزایش اپاسیتی بافت پشتیبان ریه (دیواره آلوئولها، سپتای بینلوبار، مویرگها، بافت لنفاوی، برونشیولها) به دلیل فیبروز، سلولهای التهابی، نئوپلازی یا مایع بینابینی.
دو نوع: - بدون ساختار (unstructured): کاهش کلی کنتراست، مات شدن عروق، خطوط غیرعروقی (nonvascular linear markings) و ظاهر شبکهای یا لانهزنبوری. - ساختاردار (structured): ندولهای با اندازههای مختلف (گاهی میلیاری، miliary)، ضایعات حفرهدار (cavitary).
تشخیصهای افتراقی: نئوپلازی، گرانولوم، عفونتهای قارچی، فیبروز ریوی، ادم بینابینی اولیه، و بیماریهای پارازیتی.
نکته: ندولهای پوستی، کنهها یا نوک پستانها (teats) نباید با ندولهای ریوی اشتباه شوند (شکل ۳-۶، P تا S، و شکل ۳-۱۱، A).
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۱ نمای گسترده بیماری اینترستیشیال را نشان میدهد.
علت: ضخیم شدن دیواره برونشها به دلیل التهاب مزمن، کلسیفیکاسیون غضروف، یا برونشکتازی.
علائم: - کاف دور برونش (peribronchial cuff): در نمای انتهایی (end-on) برونش شبیه “دونات” میشود (doughnut appearance) و سرخرگ کنار آن شبیه انگشتر نقشدار (signet ring) است. - ظاهر ریل قطار (railroad track / tramline): دیوارههای ضخیم برونش به صورت خطوط موازی تا محیط ریه کشیده میشوند. - کلسیفیکاسیون برونشها: در حیوانات مسن یا مبتلا به هیپرآدرنوکورتیسیسم دیده میشود (شکل ۳-۸، B).
تشخیصهای افتراقی: برونشیت مزمن، برونشکتازی، آسم گربهها (feline asthma)، و سالخوردگی.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۲ نمونههای برونشیت مزمن و آسم گربه را نشان میدهد.
دو نوع:
هیپوواسکولار (Hypovascular): ریهها پررنگتر (hyperlucent) و عروق کوچکتر و کمتعدادتر هستند. علل: کاهش حجم خون (دهیدراسیون، شوک، کمخونی)، تنگی پولمونری، یا ترومبوآمبولی. در نمای DV اگر عروق محیطی با نور قوی دیده شوند، علت اوراکسپوژر است، نه هیپوواسکولاریتی واقعی.
هیپرواسکولار (Hypervascular):
- بزرگشدن سیاهرگها (venous congestion): نشانه نارسایی چپ قلب، سیاهرگها از سرخرگها بزرگترند و از پهنای دنده چهارم یا نهم عبور میکنند.
- بزرگشدن سرخرگها (arterial enlargement): شایعترین علت دیروفیلاریازیس (heartworm) است که عروق را نامنظم، پیچخورده (tortuous) و گرهدار میکند (شکل ۳-۱۳، A و B).
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۳، A و B و شکل ۳-۴۳ برای دیروفیلاریازیس.
بیشتر بیماریها الگوی مختلط دارند، مثلاً ادم ریوی ممکن است آلوئولار و اینترستیشیال باشد، یا برونشیت مزمن ممکن است اینترستیشیال و برونشیال باشد.
ادم کاردیوژنیک (نارسایی قلبی): - توزیع متقارن و پریهیلار (اطراف ناف ریه)، شکل “پروانهای” (butterfly pattern) در سگها. - معمولاً قلب بزرگ است (هرچند در نارسایی حاد ممکن است بزرگ نباشد). - بزرگشدن سیاهرگهای ریوی قبل از ادم دیده میشود. - پاسخ سریع به درمان دیورتیک (طی ۱۲-۲۴ ساعت بهبود قابل توجه).
ادم غیرکاردیوژنیک (نوروژنیک، تنفسی، آسپیراسیون، ARDS، مسمومیت با گاز): - توزیع نامتقارن، اغلب لوبهای کبودال (که در سمت پایین خوابیده) درگیرند. - قلب اندازه طبیعی دارد. - الگوی عمدتاً آلوئولار. - کندتر از نوع کاردیوژنیک برطرف میشود. - علل: ضربه به سر (ادم نوروژنیک)، غرقشدگی، انسداد شدید راه هوایی، استATUS اپیلپتیکوس، هیپوآلبومینمی، ARDS.
متن مرجع برای ARDS: “Acute respiratory distress syndrome… is a form of noncardiogenic pulmonary edema. Radiologic signs are not specific, include an interstitial lung pattern in the early stages progressing through an alveolar type of pattern with eventually consolidation of the lung.”
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۶، C و D ادم کاردیوژنیک و شکل E ادم نوروژنیک را نشان میدهد.
متن مرجع: “Fungal pneumonias… produce mainly an interstitial pattern. Nodular opacities of varying sizes are usual. The picture may simulate metastatic lung disease.”
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۵، D1 تا D8 برای عفونتهای قارچی.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۵، Q تا W پیشرفت و بهبود این بیماری را نشان میدهد.
متن مرجع: “Negative radiographic findings do not exclude the possibility that lung metastases are present. Widespread metastatic disease may be present although thoracic radiographs appear normal… less than 5mm in diameter.”
تشخیصهای افتراقی توده منفرد: آبسه، کیست، انفارکتوس، همانژیوم، گرانولوم.
پنومو استئوماتا (osteomata): ندولهای کلسیفیه کوچک (۱-۲ میلیمتر) که بدون اهمیت بالینی هستند و نباید با متاستاز اشتباه شوند (شکل ۳-۱۸، M).
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۸، A تا O انواع نئوپلازی ریه.
علائم: 1. قلب از استرنوم فاصله میگیرد (در نمای لترال، فضای شفاف بین قلب و استرنوم). 2. لبه لوبهای ریه به عقب کشیده شده و قابل دیدن است. 3. فقدان مارکینگهای عروقی در محیط قفسه سینه. 4. فیلم به نظر اوراکسپوز میرسد (به دلیل هوای زیاد). 5. در نمای DV با پرتو افقی در حالت دمی، هوای پلور در بخش بالایی قفسه سینه جمع میشود.
نکته: گاهی چینهای پوستی (skinfolds) شبیه لبه ریه میشوند و تشخیص کاذب پنوموتوراکس میدهند. این خطوط معمولاً تا خارج از قفسه سینه قابل ردیابی هستند (شکل ۳-۲۳، I و J).
تنسون پنوموتوراکس: هوای فشرده، دیافراگم را صاف و به عقب میکشد و “چادرزدگی” (tenting) در محل اتصال عضله دیافراگم به دندهها دیده میشود (شکل ۳-۲۳، K). این وضعیت تهدیدکننده زندگی است.
علائم (۱۲ نشانه اصلی): 1. اپاسیتی همگن در بخش شکمی قفسه سینه (نمای لترال). 2. ظاهر اسکالوپدار (scalloped) به دلیل مایع در شکافهای بینلوبار (شکل ۳-۲۱). 3. شکافهای بینلوبار به صورت خطوط منحنی از محیط به سمت ناف ریه دیده میشوند. 4. نمای قلبی و دیافراگم محو میشود. 5. در موارد شدید، نای به سمت پشتی جابهجا میشود (ریهها شناور میشوند). 6. زوایای کوستوفرنیک (costophrenic angles) از بین میروند. 7. در نمای DV یا VD، مایع بین دیواره قفسه سینه و لبه ریه دیده میشود. 8. حساسیت بیشتر: نمای DV (حیوان روی شکم) برای تشخیص مایع کمحجم بهتر است، به خصوص در بازدم (expiration). 9. مایع ممکن است نامتقارن باشد (نشانه التهاب، توده، یا پارگی دیافراگم). 10. در گربهها، پلورال افیوژن ممکن است یکطرفه باشد (به ویژه پیوتوراکس).
انواع مایع پلور: ترانسودا، خون (هموتوراکس)، لنف (کایلوتراکس)، اگزودا (پیوتوراکس). رادیولوژی نمیتواند نوع مایع را تشخیص دهد.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۲۲ انواع مایع پلور و تخلیه آن را نشان میدهد.
فتق اکتسابی (پارگی تروماتیک) شایعتر از مادرزادی است.
علائم رادیولوژیک اولیه (Primary Signs): 1. بخشی از دستگاه گوارش (معده، روده) به درون قفسه سینه جابهجا شده است (اگر حاوی گاز باشد به راحتی تشخیص داده میشود). 2. اپاسیتی غیرعادی در قفسه سینه. 3. خط دیافراگم محو یا ناقص است. 4. اگر کبد هرنیه شود، تودهای در بخش خلفی قفسه سینه دیده میشود که قلب و دیافراگم را میپوشاند. 5. طحال نیز ممکن است هرنیه شود. 6. در موارد حاد، مایع پلور (خونریزی) وجود دارد. 7. جابهجایی مدیاستین به سمت مخالف (mediastinal shift).
علائم ثانویه: - فقدان چربی رباط فالسیفورم در شکم. - عدم مشاهده معده یا طحال در جایگاه طبیعی خود در شکم. - شکستگی دندهها (حاد یا ترمیمیافته) در موارد تروماتیک. - کوفتگی ریه (pulmonary contusion) و پنوموتوراکس در موارد حاد.
تستهای تکمیلی: اگر مایع پلور زیاد است، پس از توراکوسنتز رادیوگرافی مجدد انجام شود. پریتونئوگرافی با کنتراست مثبت (تزریق ماده حاجب یددار داخل صفاق، ۱-۲ ml/kg) میتواند تشخیص را تأیید کند. ممکن است نتیجه منفی کاذب بدهد اگر احشای هرنیه شده راه ارتباطی را مسدود کرده باشد.
متن مرجع برای تشخیص هرنی دیافراگم: “The presence of contrast material within the pleural cavity confirms a diaphragmatic rupture. False-negative results may be obtained if displaced organs are incarcerated in the diaphragmatic tear.”
فتق پریتونئوپریکارد (Peritoneopericardial hernia): مادرزادی، ارگانهای شکمی وارد کیسه پریکارد میشوند. نمای قلب بسیار بزرگ و نامنظم است و گاهی گاز روده در سایه قلب دیده میشود. سونوگرافی برای افتراق از کاردیومگالی مفید است.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۲۰ نمونههای مختلف فتق دیافراگم.
مدیاستین قدامی (cranial mediastinum): - تودههای شایع: تیمومای لنفوسارکوم (در گربهها)، لنفوم، تیموما، کیست، اکتوپیک تیروئید، کموادکتوم، و بزرگشدن گرههای لنفاوی استرنال. - علائم رادیولوژیک: افزایش اپاسیتی در ناحیه کرانیوونترال، جابهجایی نای به سمت پشتی و راست، محو شدن مرز قدامی قلب (silhouette sign). گره استرنال بزرگ شده به صورت اپاسیتی بالای دومین استرنبر دیده میشود (شکل ۳-۲۶، N). - در گربههای جوان، تیموس طبیعی ممکن است سایه قلبی را بپوشاند.
مدیاستین میانی (هیلار / perihilar): - بزرگشدن گرههای تراکئوبرونشیال: نای انتهایی به سمت شکمی رانده میشود و برونشهای اصلی از هم فاصله میگیرند (ظاهر “پاهای کمانی” = bowlegged). - نای ممکن است در اثر فشار خارجی تنگ شود. (در مقایسه، بزرگی دهلیز چپ نای را بالا میبرد؛ در حالی که لنفادنوپاتی هیلار آن را به پایین فشار میدهد، شکل ۳-۲۶، L). - شایعترین علل لنفادنوپاتی هیلار: لنفوسارکوم و بیماریهای قارچی.
مدیاستین خلفی (caudal mediastinum): - تودههایی مانند مگاازوفاگوس، فتق هیاتال، آبسه، گرانولوما، نئوپلازی. - تشخیص از تودههای لوب آکسسوری دشوار است.
کمک سونوگرافی: تودههای مدیاستین معمولاً هیپواکو و دارای بافت یکنواخت هستند (لنفوم)، ممکن است کاویته (نکروز یا خونریزی) نشان دهند. کیستهای مدیاستین در گربهها به صورت تودههای آنکوئیک با دیواره نازک دیده میشوند.
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۲۶ انواع تودههای مدیاستین.
علل: سوراخ شدن نای، مری، برونشها، یا پارگی آلوئول (هوا از راه غلاف عروق و برونش به مدیاستین میرسد). جراحات نافذ گردن یا قفسه سینه.
علائم رادیولوژیک: 1. ساختارهای مدیاستین که معمولاً دیده نمیشوند (مثل ورید اجوف قدامی، تنه براکیوسفالیک، سرخرگ سابکلاوین، آئورت) به خوبی با هوا مشخص میشوند (شکل ۳-۲۵، A و B). 2. دیواره نای از دو طرف مشخص میشود، ولی خود نای کمرنگتر به نظر میرسد (چون هوای اطراف، کنتراست آن را کاهش داده است). 3. آئورت سینهای تا دیافراگم قابل ردیابی است. 4. هوا در بافتهای نرم گردن و گاهی زیرجلد (آمفیزم زیرجلدی) دیده میشود. 5. هوا ممکن است از سوراخ آئورت به فضای رتروپریتونئال برود و کلیهها و آئورت شکمی را مشخص کند.
نکته: مری پر از هوا (مگاازوفاگوس) میتواند علائم مشابهی ایجاد کند، اما در آن هوا در بافتهای نرم وجود ندارد (شکل ۳-۲۵، C).
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۲۵، G و H جابهجایی مدیاستین توسط لیپوم را نشان میدهد.
تعریف: تودههایی که از دیواره قفسه سینه (دندهها، عضلات، ستون فقرات) یا دیافراگم منشأ میگیرند و پلور را به سمت داخل هل میدهند.
ویژگیهای رادیولوژیک که آنها را از توده ریوی جدا میکند: 1. لبه محدب و مشخص به سمت داخل قفسه سینه دارند. 2. قاعده پهن به دیواره چسبیده و لبههای آن به سمت مرکز قوس دار است (کمتر از توده ریوی گرد هستند). 3. پهنترین قسمت توده در مرکز اتصال به دیواره است. 4. ممکن است تخریب یا واکنش پریوستال در دندهها یا مهرهها دیده شود (علت: نئوپلازی استخوان، مانند کندروسارکوم). 5. گاهی همراه با مایع پلور هستند.
پدیده کوه یخ (iceberg phenomenon): توده کوچک قابل لمس روی دنده ممکن است تنها بخش کوچکی از توده داخل قفسه سینه باشد (شکل ۳-۲۴).
تشخیصهای افتراقی: تومورهای دنده (استئوسارکوم، کندروسارکوم)، آبسه دیواره، گرانولوما، همانژیوسارکوم، و ضایعات التهابی.
متن مرجع: “Extrapleural masses show a sharply defined convex edge as they project into the thorax. The ribs, sternum, and spine should be examined for signs of periosteal reaction or bone destruction.”
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۲۴، A تا C و شکل ۳-۲۷ و ۳-۲۸.
سونوگرافی ریه به دلیل وجود هوا در ریهها محدودیت زیادی دارد؛ زیرا امواج صوتی با اختلاف امپدانس شدید بین بافت نرم و هوا منعکس میشوند و تصویر معمولی از ریه سالم فقط یک خط پلور/ریه (hyperechoic line) با آرتیفکتهای ریوربریشن است.
موارد کاربرد سونوگرافی: 1. بررسی ضایعات مجاور دیواره قفسه سینه که ریه را کنار زده یا جایگزین کردهاند (مثل تودهها، آبسهها، کیستها). مایع داخل ضایعه (کاویته) را از توده جامد افتراق میدهد. 2. پلورال افیوژن: مایع به عنوان پنجره صوتی عمل میکند و قلب، دیافراگم و لبه ریه را نشان میدهد. مایع التهابی دارای اکوهای متحرک و تارهای فیبرین است. 3. آتلکتازی و کنسولیدیشن: بافت ریه به صورت هیپواکو با اکوهای خطی هایپراکو (برونشهای حاوی هوا) دیده میشود که شبیه بافت کبد است (hepatization). 4. بیوپسی و آسپیراسیون با هدایت سونوگرافی: برای تودههای قابل دسترس. 5. ارزیابی دیافراگم: از طریق پنجره کبدی (subcostal) میتوان حرکت و یکپارچگی دیافراگم را بررسی کرد. مراقب آرتیفکت آینهای (mirror image artifact) باشید که شبیه پارگی دیافراگم به نظر میرسد.
محدودیتها: بیماریهای منتشر ریوی قابل ارزیابی نیستند. پروبهای سکتور (با سطح تماس کوچک) برای کاوش از فضاهای بیندندهای لازم است. فرکانس پروب بر اساس اندازه حیوان انتخاب میشود (۷-۱۰ مگاهرتز برای گربه و سگ کوچک، ۵-۷ برای متوسط، ۲-۳ برای غولپیکر).
متن مرجع برای سونوگرافی ریه: “The air-filled lung tissue does not transmit sound waves because of the difference in acoustic impedance between soft tissue and air. Therefore the normal ultrasonographic image of the lungs is of a hyperechoic smooth line that represents the pleura/lung interface.”
ارجاع به تصویر: شکل ۳-۱۵، N برای کنسولیدیشن ریوی، شکل ۳-۱۸، P تا S برای تودهها، شکل ۳-۲۲، G تا R برای مایع پلور.