پاسخ:
قلب (میوکارد - Myocardium) تمام خون بدن را دریافت میکند و برای انقباض مداوم به شدت به اکسیژن و مواد مغذی مانند ATP وابسته است. هر سمی که متابولیسم انرژی سلول را مختل کند، مستقیماً به قلب آسیب میزند. مهمتر اینکه سلولهای عضلانی قلب توانایی بازسازی (Regeneration) معناداری ندارند، یعنی آسیبشان اغلب دائمی است. ریه هم تقریباً تمام سموم استنشاقی را جذب میکند و اولین هدف آنهاست.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 1):
“The heart receives all the systemic circulation and needs a steady supply of nutrients (adenosine triphosphate [ATP], oxygen, etc.). Any toxin that affects these processes can be detrimental. The myocardium does not have the ability to regenerate to any meaningful degree.”
پاسخ:
آلبوترول در دوز درمانی یک آگونیست اختصاصی بتا-۲ (Beta-2 agonist) است (گشادکننده برونش). اما در مسمومیت (مثلاً وقتی سگ اسپری را گاز میگیرد)، اثر بتا-۱ (Beta-1) هم پیدا میکند و باعث افزایش شدید ضربان (تاکیکاردی سینوسی - Sinus Tachycardia) و نیروی انقباض قلب میشود. همچنین پتاسیم را به درون سلول میبرد و هیپوکالمی (Hypokalemia) شدید ایجاد میکند که خودش باعث آریتمیهای کشندهتر میشود.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 1 & 2):
“In an overdose situation, albuterol also stimulates beta-1 activity… sinus tachycardia (200-300 bpm)… a non-selective beta blocker is the drug of choice (e.g., propranolol 0.02-0.06 mg/kg IV; titrate up as needed to achieve a more contextually-appropriate heart rate, e.g., <200/min). If the serum potassium is still < 2.5 mEq/L after beta blocker administration, potassium should be supplemented because hypokalemia further predisposes to ventricular arrhythmias.”
پاسخ:
دو دسته اصلی CCBها داریم:
۱. نوع غیر دیهیدروپیریدینی (Non-dihydropyridine) مثل وراپامیل (Verapamil) و دیلتیازم (Diltiazem): عمدتاً روی گره SA و AV اثر میگذارند و باعث برادیکاردی (Bradycardia) شدید و بلوک قلبی میشوند.
۲. نوع دیهیدروپیریدینی (Dihydropyridine) مثل آملودیپین (Amlodipine) و نیفدیپین (Nifedipine): عمدتاً روی عضلات صاف عروق اثر میکنند و باعث هیپوتانسیون (Hypotension) شدید میشوند (البته در مسمومیت شدید، هر دو نوع علائم همپوشانی دارند).
درمان:
علاوه بر مایعات و کلسیم (گلوکونات یا کلرید کلسیم)، درمان با انسولین/دکستروز یکی از بهترین گزینههاست، زیرا انسولین باعث افزایش اینوتروپی (Inotropy - نیروی انقباضی) قلب در مدلهای حیوانی شده است. اگر پاسخ نداد، از IV Lipid Emulsion (چربیدرمانی) و دوپامین/نوراپینفرین استفاده کنید.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 3):
“In overdose situations this leads to bradycardia and severe hypotension… Fluid replacement and calcium administration may help correct blood pressure and conduction abnormalities. IV lipid emulsion therapy can be attempted… Insulin/dextrose has improved survival in a canine model by improving cardiac inotropy.”
پاسخ:
گلیکوزیدهای قلبی (Cardiac Glycosides) آنزیم سدیم-پتاسیم ATPase (Na⁺/K⁺ ATPase) را در غشای سلول میوکارد مهار میکنند. این کار باعث افزایش سدیم داخل سلولی میشود که به نوبه خود با مبادله با کلسیم، کلسیم بیشتری وارد سلول میکند و نیروی انقباض را بالا میبرد (در دوز درمانی مفید است). اما در مسمومیت، باعث انواع آریتمیها (بلوک AV، تاکیکاردی بطنی و تغییرات قطعه ST)، استفراغ، بیحالی و بیاشتهایی میشود.
نیمهعمر حذف دیگوکسین: در سگ ۱۴.۴ تا ۵۶ ساعت و در گربه ۲۳.۸ تا ۴۲.۸ ساعت است، پس علائم روزها طول میکشد. جذب زغال فعال: تا ۹۶٪ جذب دیگوکسین را کاهش میدهد.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 3):
“Cardiac glycosides inhibit the myocardial cell Na+/K+ ATPase pump… Activated charcoal binds to cardiac glycosides and decreases digoxin absorption by 96%… There is a digoxin-specific immune fragment antigen-binding (Fab) product available for humans that has been used off label in dogs and cats. Some studies have shown cross-reactivity with plant-based cardiac glycosides. It may be cost prohibitive.”
پاسخ:
وزغهای سمی مثل وزغ نیشکر (Rhinella marina یا همان Cane toad) و وزغ کلرادو (Incilius alvarius) سمومی به نام بوفوژنین (Bufogenins) و بوفادینولید (Bufadienolides) از غدد پاروتید خود ترشح میکنند که دقیقاً مثل گلیکوزیدهای قلبی، پمپ Na⁺/K⁺ ATPase را مهار میکنند. علائم خیلی سریع (کمتر از چند دقیقه) شامل ترشح شدید بزاق (Hypersalivation)، استفراغ، آریتمی، و تشنج است.
روش صحیح دکونتامینیشن (Decontamination): دهان حیوان را از پشت به جلو (Back to Front) با آب لولهکشی بشویید (شلنگ یا سرنگ را از گوشه دهان به سمت عقب ببرید تا حیوان آب را قورت ندهد). اگر وزغ بلعیده شده و حیوان علامت ندارد، استفراغ را تحریک کنید.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 3):
“Rhinella marina… and Inclilus alvarius… are the two species that can cause serious toxic problems… The toxins are excreted from the parotid glands and act like cardiac glycosides (inhibit the Na+, K+ - ATPase pumps)… The mouth should be rinsed from back to front (point hose or syringe rostrally, to avoid water being swallowed) with tap water.”
پاسخ:
گریاندوتوکسین (Grayanotoxin) به کانالهای سدیم در غشای سلولهای تحریکپذیر (عصبی، قلبی و عضلانی) متصل میشود و نفوذپذیری غشا به سدیم را افزایش داده و سلول را در حالت دپولاریزاسیون طولانیمدت (Prolonged Depolarization) نگه میدارد. این کار باعث کاهش فعالیت گره SA، برادیکاردی و حتی ایست سینوسی (Sinus Arrest) میشود.
در حیوانات نشخوارکننده، باکتریهای شکمبه این سم را تخریب میکنند اما در غیرنشخوارکنندگان (Non-ruminants) مثل سگ و گربه، معمولاً به اندازهای نمیخورند که علائم قلبی دهند و اغلب فقط استفراغ میکنند. درمان: پایش ریتم قلب و در صورت نیاز داروهای ضدآریتمی.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“Grayanotoxins… bind to sodium channels… This increases the membrane permeability of sodium ions and maintains the cells in a state of prolonged depolarization… with non-ruminants, it is rare that they will eat enough to cause cardiac signs, but vomiting is common.”
پاسخ:
ایمیدازولینها مثل نافازولین، تتراهیدروزولین و اکسیمتازولین آگونیستهای آلفا-آدرنرژیک هستند که در مسمومیت باعث استفراغ، ضعف، برادیکاردی شدید، افت هوشیاری و کما میشوند. جذب آنها از دستگاه گوارش سریع است و علائم در عرض ۳۰ دقیقه تا ۴ ساعت ظاهر میشود، بنابراین القای استفراغ و زغال فعال معمولاً توصیه نمیشود.
پادزهر اختصاصی:
- آتیپامزول (Atipamezole): با دوز ۵۰ میکروگرم بر کیلوگرم (یکچهارم IV و مابقی عضلانی - IM).
- یوهمبین (Yohimbine): با دوز ۰.۱ میلیگرم بر کیلوگرم IV.
توجه: ممکن است نیاز به تکرار در ۱ تا ۲ ساعت بعد باشد.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“Imidazoline decongestants are readily absorbed via the gastrointestinal (GI) tract and signs occur within 30 minutes to 4 hours of exposure. Induction of emesis and administration of activated charcoal are usually not indicated… Reversal of clinical signs can be achieved with atipamezole (50 mcg/kg, one-fourth IV, rest IM) or yohimbine (0.1 mg/kg IV). These medications may need to be repeated in 1-2 hours.”
پاسخ:
پاراکوات به طور فعال توسط سیستم انتقال دهندههای پلیآمین (Polyamine) در سلولهای اپیتلیال آلوئولی (Pneumocytes) جذب شده و در ریه تجمع مییابد. در داخل سلول، پاراکوات وارد چرخه اکسیداسیون-احیا شده و رادیکالهای سوپراکسید (Superoxide) تولید میکند که باعث مرگ سلول و در نهایت فیبروز ریوی (Pulmonary Fibrosis) میشود. اکسیژن (O₂) این فرایند اکسیداتیو را تشدید کرده و آسیب را افزایش میدهد؛ بنابراین تا حد امکان از اکسیژندرمانی اجتناب کنید (مگر در موارد ضروری).
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“Paraquat is actively transported into the pneumocytes… undergoes reduction… forms a superoxide radical… Oxygen increases oxidative injury in the lungs. Hemodialysis gives the best prognosis… The prognosis is guarded to poor.”
پاسخ:
فنیلپروپانولامین (PPA) برای بیاختیاری ادرار در سگها استفاده میشود. دوز درمانی حدود ۱ میلیگرم بر کیلوگرم است اما علائم شدید در دوزهای بالای ۲۰ میلیگرم بر کیلوگرم ظاهر میشود که شامل بیقراری، تاکیکاردی اولیه و سپس به دنبال افزایش فشار خون، لِتارژی و برادیکاردی میشود.
نکته حیاتی و سوال امتحانی: در این مسمومیت، اگر حیوان برادیکاردی (ضربان پایین) داشت، هرگز آتروپین تجویز نکنید، زیرا آتروپین فشار خون را بدتر افزایش میدهد. برای مدیریت برادیکاردی، فشار خون را پایش کنید و از گشادکنندههای عروقی (Vasodilators) مثل نیتروپروساید (Nitroprusside) استفاده کنید.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“serious signs appear at doses above 20 mg/kg… Initially, patients may be agitated and tachycardic, but as the blood pressure increases (vasoconstriction), they may become lethargic and bradycardic… Atropine is contraindicated in the management of bradycardia as it can worsen the hypertension.”
پاسخ:
سولفوریل فلوراید یک گاز تدخینی (Fumigant) برای کشتن موریانههاست. هنگامی که حیوان این گاز را استنشاق میکند، فلوراید آزاد موجود در آن به کلسیم خون متصل شده و باعث هیپوکلسمی شدید (Hypocalcemia) میشود. کاهش کلسیم باعث تِتانی (Tetany)، تشنج، آریتمیهای قلبی و مرگ میشود. گاز کلروپیکرین (Chloropicrin) که همراه آن است نیز باعث تحریک تنفسی (سرفه و ترشحات) میشود.
درمان: اصلاح هیپوکلسمی با تزریق کلسیم و حفظ تهویه. پیشآگهی ضعیف (Poor) است.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“Sulfuryl fluoride… the free fluoride found in sulfuryl fluoride binds to calcium, leading to hypocalcemia… tetany, seizures, arrhythmias, and death… The prognosis is poor.”
پاسخ:
درخت سرخدار (Yew - Taxus spp.) حاوی آلکالوئید تاکسین (Taxine) است که مستقیماً روی کانالهای یونی میوکارد اثر گذاشته و تبادل طبیعی سدیم و کلسیم را مهار میکند. این اثر باعث کاهش دپولاریزاسیون قلبی و ایجاد آریتمیهای کشنده میشود. همۀ قسمتهای گیاه به جز گوشت قرمز اطراف دانه سمی هستند و مرگ ناگهانی (Sudden death) در عرض چند ساعت شایع است.
درمان: حمایتی (Supportive care) و استفاده از زغال فعال (با احتیاط، زیرا استرس تجویز آن ممکن است علائم را بدتر کند). پیشآگهی عالی: اگر حیوان ۱۲ ساعت اول را زنده بماند، به احتمال زیاد بهبود مییابد.
عین متن انگلیسی برای استناد (Page 4):
“Yews contain taxine alkaloids that have a direct action on cardiac myocyte ion channels. They inhibit the normal exchange of sodium and calcium across myocardial cells… All parts of the plant, except for the flesh of the red berry, are toxic. Sudden death is not uncommon… Patients that survive 12 hours are likely to survive the intoxication.”
حتماً به جدول ۱۳۷.۱ (Table 137.1) در کتاب مراجعه کنید. این جدول یک جمعبندی طلایی از تمام سموم قلبی و تنفسی، مکانیسم و درمان آنهاست. برای مثال، مونوکسیدکربن (CO) با هموگلوبین ترکیب شده و باعث هیپوکسمی میشود و درمان با اکسیژن یا اتاقک هایپرباریک است، یا سیانید (Cyanide) با مهار فسفوریلاسیون اکسیداتیو باعث هیپوکسی سلولی شده و پادزهر آن هیدروکسوکوبالامین است.