پاسخ:
مدیریت موفق بسیاری از بیماریهای غدد درونریز (Endocrine Diseases) با استفاده از استراتژیهای تغذیهای مناسب تسهیل میشود. مهمترین و کلیدیترین این بیماریها، دیابت شیرین (Diabetes Mellitus - DM) است. در مرتبه بعد، پرکاری تیروئید گربه (Feline Hyperthyroidism)، کمکاری تیروئید (Hypothyroidism) و پرکاری غدد فوقکلیوی (Hyperadrenocorticism) قرار دارند که اگرچه درمان اصلی آنها پزشکی است، اما مدیریت تغذیه برای کنترل اشتها، کاهش وزن و کنترل هیپرلیپیدمی ثانویه (Secondary Hyperlipidemia) در آنها ضروری است.
عین متن اصلی برای استناد:
“Successful management of many endocrine diseases may be facilitated with appropriate nutritional strategies. Most important is diabetes mellitus (DM) … and, to a lesser extent, feline hyperthyroidism … often require consideration of nutritional management for appetite control, weight loss, and controlling secondary hyperlipidemia.”
پاسخ:
در سگهای دیابتی، نیاز به انسولین (Insulin requirement) تا حد زیادی توسط عوامل غذایی مانند زمان وعده (Meal timing)، حجم غذا (Meal size) و سرعت جذب گلوکز از روده تعیین میشود.
- زمانبندی ثابت (Consistent timing) حیاتی است. ایدهآل این است که دقیقاً همان مقدار از همان غذا، هر روز در ساعت مشخصی داده شود.
- به جای یک وعده بزرگ، دو وعده کوچک هماهنگ با دو نوبت تزریق انسولین (ترجیحاً هر ۱۲ ساعت) بسیار بهتر است تا از نوسانات شدید قند خون جلوگیری شود.
- اگر سگی تمایل به خوردن در طول روز دارد، باید تشویق شود که حداقل ۵۰٪ از انرژی روزانه را دقیقاً هنگام تزریق انسولین مصرف کند تا گلوکز کافی برای اثر انسولین تزریقی فراهم شود.
عین متن اصلی برای استناد:
“Ideally, the same amount of the same diet is fed at the same time every day. Two smaller meals, coordinated with twice-a-day insulin injections, are preferable to one large daily meal… consumption of a significant portion of the daily energy requirement (up to 50%) at the time of insulin administration should be encouraged.”
پاسخ:
برخلاف سگها، گربههای دیابتی نیاز به کنترل دقیق وعدههای غذایی ندارند. دلیل اصلی این تفاوت، زمان تخلیه معده (Gastric emptying) طولانیتر و الگوی جذب کربوهیدرات در گربههاست. به عنوان مثال، وقتی رژیمی حاوی نشاسته ذرت (Cornstarch) به هر دو حیوان داده میشود، قند خون سگ در عرض ۱۵ دقیقه به اوج خود (حدود ۹۲ میلیگرم بر دسیلیتر) میرسد، در حالی که گربه برای رسیدن به همین قند خون (حدود ۹۳ میلیگرم) به ۷.۲ ساعت زمان نیاز دارد. جالب اینجاست که در گربهها، پاسخ قندی به رژیمهای خشک تجاری نه تنها طولانیمدت (جذب طی ۱۰ تا ۱۲ ساعت) است، بلکه ارتباطی با غلظت یا قابلیت هضم کربوهیدرات رژیم ندارد.
عین متن اصلی برای استناد:
“peak blood glucose concentration for dogs was 92 mg/dL … 15 minutes after eating, while cats reached a similar peak value of 93 mg/dL … after 7.2 hours. These findings are consistent with data demonstrating that feline glycemic responses to commercial dry diets are not only prolonged … but are also not associated with dietary carbohydrate concentration or carbohydrate digestibility.”
پاسخ:
فیبر (Fiber) با کاهش سرعت تخلیه معده و جذب مواد مغذی، شدت افزایش قند خون بعد از غذا (Postprandial Hyperglycemia) را کاهش میدهد. اما نکته بسیار مهم در مورد اندازهگیری آن است:
چالش بزرگ اینجاست که استفاده از روش CF باعث تخمین بیش از حد (Overestimate) میزان کربوهیدرات و انرژی غذا میشود و مقایسه محصولات را با مشکل مواجه میکند.
عین متن اصلی برای استناد:
“Since CF is a poor measure of the true fiber concentration in commercial pet foods, there are significant challenges in comparing products based on fiber type and concentration, and both energy content and carbohydrate concentration may be significantly overestimated.”
پاسخ:
شواهد نشان میدهد که اگر استراتژی فیبر بالا (High-fiber strategy) مد نظر است، غلظت فیبر باید بیش از ۵۵ گرم فیبر رژیمی کل در هر مگاکالری (g TDF/Mcal) باشد تا اثر مفید خود را نشان دهد.
- در یک مطالعه، فیبر نامحلول (Insoluble) با غلظت ۷۳ گرم در مگاکالری در مقایسه با فیبر محلول (۵۶ گرم) با کاهش میانگین و حداکثر قند خون همراه بود.
- با این حال، در مطالعهای دیگر روی سگهای مبتلا به دیابت تجربی، هر دو نوع فیبر (سلولز به عنوان نامحلول و پکتین به عنوان محلول) در غلظتهای بالا منجر به کاهش قند خون شدند و تفاوت معنیداری بین آنها دیده نشد.
- نکته مهم: غلظتهای متوسط فیبر (۱۸ تا ۲۰ گرم TDF/Mcal) هیچ مزیتی نسبت به رژیمهای با فیبر نسبتاً پایین (۱۴ گرم) نشان ندادند. بنابراین، غلظت از نوع فیبر مهمتر است و باید از آستانه ۵۵ عبور کرد.
عین متن اصلی برای استناد:
“In summary, if a higher fiber strategy is desired, it appears that the concentration should exceed 55 g TDF/Mcal from an insoluble or mixed fiber source to provide a beneficial effect.”
“there is evidence that diets high in insoluble fiber (73 g TDF/Mcal), when compared to high-soluble-fiber (56 g TDF/Mcal) diets, are beneficial… However, when fiber types were compared… there was no difference between groups fed the high fiber diets.”
پاسخ:
پاسخ کوتاه خیر، بدون بررسی دقیق و فردی است. شواهد علمی قوی برای ترویج یک استراتژی غذایی خاص در گربهها وجود ندارد. بیشترین مشکل این است که تعریف «کمکربوهیدرات» سلیقهای است و اغلب بر اساس محاسبات غلط فیبر خام (CF) است که منجر به حذف اشتباه گزینههای مفید میشود.
از سوی دیگر، رژیمهای تجاری که به عنوان «کمکربوهیدرات» بازاریابی میشوند، معمولاً چربی و تراکم انرژی بالایی (High fat & High energy density) دارند که برای گربههای دیابتی دارای اضافه وزن اصلاً ایدهآل نیست (هرچند رژیمهای کنسروی با رطوبت بالا تا حدودی این مشکل را جبران میکنند).
از ۴ مطالعه معتبری که رژیمها را مقایسه کردهاند، مشخص شد که بهبودی یا بهبودی کامل (Remission) دیابت، صرفنظر از نوع رژیم، بیشتر در گربههای چاقی رخ داده که وزن و چربی بدن خود را کاهش دادهاند. بنابراین، کاهش وزن هدف مهمتری نسبت به صرفاً کاهش کربوهیدرات است.
عین متن اصلی برای استناد:
“Feline diets marketed as “low carbohydrate” tend to be high in fat and have high energy density, which is not ideal for overweight cats with DM… Inaccurate calculation of carbohydrate concentrations using CF values may result in needless and incorrect elimination of potentially beneficial dietary options.”
“it appears that improvement or resolution of the diabetic state may be more likely in cats who were obese and who lost body fat, regardless of diet.”
پاسخ:
مدیریت تغذیه دیابت در سگ و گربه باید کاملاً بر اساس شرایط منحصربهفرد بیمار باشد. عواملی مانند بیماریهای همراه (Comorbidities)، وزن بدن، نمره وضعیت بدنی (Body Condition Score)، اشتها، تحرک و حتی خوراکیهای بینوعده (Treats) باید در نظر گرفته شوند.
- هدف نهایی: دستیابی و حفظ بدن لاغر (Lean body condition) است زیرا حساسیت به انسولین را بهبود میبخشد.
- اگر حیوان اضافهوزن دارد، رژیمهای پرچرب و پرکالری مناسب نیستند. اگر حیوان لاغر است، رژیمهای با فیبر بالا و تراکم انرژی پایین مناسب نیستند.
- در نهایت، اگر زمانبندی غذا مناسب باشد و رژیم فعلی متعادل باشد، ممکن است اصلاً نیازی به تغییر رژیم غذایی نباشد، مگر اینکه مشکل همزمان دیگری وجود داشته باشد.
عین متن اصلی برای استناد:
“For both dogs and cats, appropriate dietary management of DM depends, in part, on individual factors: comorbidities, body weight, body and muscle condition score… Diets that are highly energy dense and high in fat are not appropriate for achieving a lean condition in an overweight pet. Conversely, a lower-energy-density, high fiber diet is not ideal for a thin diabetic.”
پاسخ:
انسولینوم یک تومور پانکراسی است که با ترشح بیرویه انسولین باعث هیپوگلیسمی (Hypoglycemia) و علائمی مانند تشنج (Seizures - میتوانید ویدئوی ۶۱.۳ را ببینید)، کلاپس و ضعف (Collapse and weakness - ویدئوهای ۶۱.۱ و ۶۱.۲) میشود. اهداف تغذیهای عبارتند از:
1. اجتناب از روزه طولانی: حیوان باید چندین وعده کوچک در طول روز، به ویژه یک وعده قبل از خواب، دریافت کند.
2. کاهش کربوهیدراتهای ساده (Simple sugars): قندهای ساده ترشح انسولین از تومور را تحریک میکنند و باید کاملاً حذف شوند.
3. میزان متعادل چربی و پروتئین (۲۰ تا ۳۵٪ از انرژی): این مقدار به کند شدن تخلیه معده کمک میکند. فیبر محلول (Soluble fiber) نیز با ایجاد کیموس ویسکوز، جذب گلوکز را آهسته میکند.
4. توجه به تراکم انرژی: از افزایش وزن ناخواسته به دلیل اثر آنابولیک هیپرانسولینمی جلوگیری شود. رژیمهای درمانی تجاری که برای دیابت سگ ساخته شدهاند، معمولاً گزینه خوبی هستند.
عین متن اصلی برای استناد:
“Dietary simple sugars may stimulate secretion of profound amounts of tumor-derived insulin and must be avoided. Moderate fat and protein intake (20 - 35% of dietary energy for each macronutrient) will help slow stomach emptying and GI transit… Fiber, especially soluble fiber, also slows GI transit and promotes a more viscous chyme from which absorption of glucose is slowed or reduced.”
پاسخ: - سلنیوم (Selenium): برای عملکرد طبیعی تیروئید ضروری است. سلنوپروتئینها مانند آنزیم ۵’-دییدیناز نوع ۱ (Type I iodothyronine 5’-deiodinase) که T4 (تیروکسین) را به T3 (ترییدوتیرونین) فعال تبدیل میکند، به میزان سلنیوم دریافتی وابسته هستند. کمبود سلنیوم باعث افزایش T4 و کاهش T3 میشود، اما در گربههای تغذیه شده با غذای تجاری، کمبود یا مسمومیت با سلنیوم نادر است زیرا دفع ادراری افزایش مییابد. - ید (Iodine): برای ساخت هورمونهای تیروئید ضروری است. غلظت ید در غذاهای حیوانات خانگی بسیار متغیر است. - رژیم کمید (Low-iodine diet): کاهش مصرف ید به عنوان یک هدف برای کنترل پرکاری تیروئید مطرح شده است. دادههایی وجود دارد که از موفقیتآمیز بودن محدودیت ید (به عنوان مثال، رژیمهای درمانی با ۰.۲ میلیگرم ید بر کیلوگرم ماده خشک) در درمان گربههای پرکار حمایت میکند. با این حال، میزان نیاز دقیق ید در گربههای پرکار ناشناخته است و گربهها میتوانند در کوتاهمدت تعادل منفی ید را بدون علائم بالینی تحمل کنند.
عین متن اصلی برای استناد:
“There are data supporting successful use of dietary iodine restriction as a treatment for cats with hyperthyroidism, mostly using the wet and dry formulas of an iodine-restricted (0.2 mg/kg dry matter) veterinary therapeutic…”
“Selenoproteins such as type I iodothyronine 5’-deiodinase, which converts T4 to T3, are impacted by the dietary supply of selenium.”