بخش ۸۶: مدیریت تغذیه‌ای بیماری قلبی

  1. هدف اصلی از مدیریت تغذیه در بیماران قلبی چیست؟
  2. «کاشکسی قلبی» (Cardiac Cachexia) یعنی چه و چرا مهم است؟
  3. چرا بعضی از حیوانات قلبی با وجود اضافه‌وزن، دچار کاشکسی می‌شوند؟
  4. نقش پروتئین و تورین در رژیم غذایی حیوانات قلبی چیست؟
  5. چربی‌های امگا-۳ چه کمکی به بیماران قلبی می‌کنند و مقدار مناسب آنها چقدر است؟
  6. محدودیت سدیم (نمک) در رژیم غذایی باید از چه زمانی و چقدر باشد؟
  7. پتاسیم و منیزیم چه اهمیتی در این بیماران دارند و چطور باید کنترل شوند؟
  8. مکمل‌های کارنیتین، آنتی‌اکسیدان‌ها و کوآنزیم Q10 چه جایگاهی دارند؟
  9. «DCM مرتبط با رژیم غذایی» (Diet-Associated DCM) چیست و چطور تشخیص داده می‌شود؟
  10. در عمل، چطور باید به یک حیوان قلبی غذا داد و با بی‌اشتهایی و بدغذایی مقابله کرد؟

پاسخ به سوال اول: هدف اصلی از مدیریت تغذیه در بیماران قلبی چیست؟

پاسخ:
هدف از مدیریت تغذیه در حیوانات مبتلا به بیماری قلبی، سه چیز است (دقیقاً مطابق متن):

  1. حفظ ترکیب بدنی ایده‌آل (نه فقط وزن، بلکه توده عضلانی و چربی مناسب).
  2. پرهیز از کمبودها و پرخوری‌های تغذیه‌ای (یعنی رژیم باید متعادل باشد).
  3. استفاده از دوزهای دارویی برخی مواد مغذی (مثل اسیدهای چرب امگا-۳) برای اثرات فراتر از نیازهای پایه.

متن اصلی برای استناد:
“The main goals of nutrition for patients with heart disease are to maintain optimal body composition, to avoid nutritional deficiencies and excesses, and to take advantage of the potential benefits of pharmacologic doses of certain nutrients.”


پاسخ به سوال دوم: «کاشکسی قلبی» یعنی چه و چرا مهم است؟

پاسخ:
کاشکسی قلبی (Cardiac Cachexia) یعنی تحلیل رفتن توده عضلانی (Lean Body Mass) در حیوانات مبتلا به نارسایی احتقانی قلب (CHF). این پدیده خیلی شایع است:

نکته طلایی: کاشکسی فقط در حیوانات لاغر دیده نمی‌شود؛ حتی حیوانات چاق هم ممکن است دچار از دست دادن عضلات شوند (یعنی همزمان چاقی و تحلیل عضلانی داشته باشند).
علت اصلی: افزایش سایتوکاین‌های التهابی مثل TNF-α و IL-1 که باعث افزایش کاتابولیسم (تجزیه) عضلات، کاهش اشتها و افزایش نیاز انرژی می‌شوند.

چرا باید زود تشخیص داده شود؟
چون در مراحل اولیه (کاهش خفیف عضله) قابل برگشت است. بهترین نقطه برای تشخیص، عضلات اپاکسیال (Epaxial) و سپس گلوتئال، اسکاپولار و تمپورال است. نمره‌دهی توده عضلانی (Muscle Condition Score) به صورت: نرمال، کاهش خفیف، کاهش متوسط و کاهش شدید انجام می‌شود (تصویر مربوطه را در جلد کتاب یا فصل ۷۲ ببینید).

متن اصلی برای استناد:
“Cardiac cachexia is the muscle loss commonly seen in patients with congestive heart failure (CHF)… The distinguishing feature of cachexia is a loss of lean body mass, which has direct and deleterious effects on strength, immune function, and survival.”


پاسخ به سوال سوم: چرا بعضی حیوانات قلبی با وجود اضافه‌وزن، دچار کاشکسی می‌شوند؟

پاسخ:
در مطالعات اخیر مشاهده شده که ۳۰٪ از سگ‌های دارای اضافه‌وزن با CHF و ۱۸٪ از گربه‌های دارای اضافه‌وزن با CHF، کاشکسی داشتند.
پس وزن بدن تنها معیار نیست؛ باید همزمان نمره وضعیت بدنی (BCS) و نمره عضلانی را چک کرد.

توصیه عملی نویسندگان کتاب:
- برای حیوانات سالم یا با بیماری بدون علامت: BCS ایده‌آل ۵/۹ (یعنی ۴.۵ تا ۵).
- برای حیوانات با CHF: BCS بالاتر (۶-۷/۹) را ترجیح می‌دهند، اما تأکید می‌کنند که افزایش وزن بعد از CHF معمولاً به صورت چربی است و سودمند نیست؛ بنابراین رژیم کاهش وزن را بعد از شروع CHF شروع نمی‌کنند، مگر اینکه چاقی شدید باشد.


پاسخ به سوال چهارم: نقش پروتئین و تورین در رژیم غذایی حیوانات قلبی چیست؟

پاسخ:

پروتئین:
- ممنوعیت پروتئین کم: چون این بیماران مستعد از دست دادن عضله هستند، رژیم‌های کم‌پروتئین (مثل رژیم‌های کلیوی یا برخی رژیم‌های سالمندان) توصیه نمی‌شوند، مگر در موارد پروتئین‌وری یا نارسایی شدید کلیه (که حتی در آن صورت هم سعی می‌شود پروتئین را خیلی کم نکنند).
- حداقل نیاز پروتئین طبق AAFCO: سگ ۴.۵ گرم در ۱۰۰ کیلوکالری، گربه ۶.۵ گرم در ۱۰۰ کیلوکالری. مقادیر بالاتر برای بیماران CHF یا کاشکسی مطلوب است.

تورین (Taurine):
- برای گربه‌ها: تورین یک اسید آمینه ضروری است. کمبود آن باعث DCM (کاردیومیوپاتی اتساعی) می‌شود که خوشبختانه با مکمل‌دهی برگشت‌پذیر است. دوز معمول: ۱۲۵ تا ۲۵۰ میلی‌گرم خوراکی هر ۱۲ ساعت.
- برای سگ‌ها: سگ‌ها معمولاً خودشان تورین می‌سازند، اما بعضی نژادها (مثل کوکر اسپانیل و گلدن رتریور) مستعد کمبود هستند، مخصوصاً اگر رژیم‌های غیرسنتی (مثل بدون غلات، یا برنج و گوشت بره) یا کم‌پروتئین مصرف کنند.
- در سگ‌های مبتلا به DCM، اندازه‌گیری تورین پلاسما و خون کامل توصیه می‌شود و در صورت کمبود، دوز ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ میلی‌گرم هر ۱۲ ساعت تجویز می‌شود (حتی اگر کمبود ثابت نشده باشد، به دلیل بی‌خطری، مکمل‌دهی منطقی است).

متن اصلی برای استناد:
“Taurine deficiency-induced DCM in cats is reversible… In the minority of dogs with DCM that have taurine deficiency, diet may play some role… the authors believe measurement of plasma and whole blood taurine concentrations is justified in all dogs with DCM.”


پاسخ به سوال پنجم: چربی‌های امگا-۳ چه کمکی می‌کنند و مقدار مناسب چقدر است؟

پاسخ:
اسیدهای چرب امگا-۳ (مخصوصاً EPA و DHA) چندین اثر مفید دارند:

دوز توصیه‌شده توسط نویسندگان:
- EPA: ۴۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، روزانه
- DHA: ۲۵ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، روزانه

نکته عملی: بیشتر مکمل‌های روغن ماهی کپسول ۱ گرمی دارند که تقریباً ۱۸۰ میلی‌گرم EPA و ۱۲۰ میلی‌گرم DHA دارند. بنابراین برای هر ۴.۵ کیلوگرم وزن، یک کپسول داده می‌شود.
توجه: از روغن جگر ماهی کاد و روغن بذر کتان استفاده نکنید. حتماً مکمل حاوی ویتامین E باشد و فقط برندهای با کنترل کیفیت مستقل توصیه شوند.


پاسخ به سوال ششم: محدودیت سدیم از چه زمانی و چقدر باید باشد؟

پاسخ:
توصیه‌ها بر اساس مرحله بیماری (طبق دسته‌بندی ACVIM) است:

هشدار: رژیم‌های «سالمندان» از نظر سدیم بسیار متغیرند (۳۳ تا ۴۱۲ میلی‌گرم) و اغلب کم‌پروتئین هستند، پس مناسب نیستند. همچنین رژیم‌های کلیوی به دلیل کم‌پروتئین بودن، توصیه نمی‌شوند مگر در موارد خاص.


پاسخ به سوال هفتم: پتاسیم و منیزیم چه اهمیتی دارند و چطور کنترل می‌شوند؟

پاسخ:

پتاسیم (Potassium):
- هیپوکالمی (کم‌بود پتاسیم): باعث ضعف عضلانی، آریتمی و کاهش اثر داروهای ضدآریتمی می‌شود. دیورتیک‌ها (مثل فوروزماید) دفع پتاسیم را افزایش می‌دهند.
- هیپرکالمی (افزایش پتاسیم): ممکن است با مصرف مهارکننده‌های ACE یا اسپیرونولاکتون ایجاد شود. اگر پتاسیم از ۵.۵-۶.۰ میلی‌اکی والان در لیتر بالاتر رفت، باید رژیم غذایی از نظر پتاسیم بررسی شود.
- دامنه پتاسیم در رژیم‌های کم‌سدیم: از کمتر از ۱۵۰ تا بیشتر از ۳۰۰ میلی‌گرم در ۱۰۰ کیلوکالری متغیر است. حداقل AAFCO برای سگ و گربه: ۱۵۰ میلی‌گرم در ۱۰۰ کیلوکالری.

منیزیم (Magnesium):
- کمبود منیزیم (هیپومنیزیمی) ریسک آریتمی، کاهش انقباض قلبی و ضعف عضلانی را افزایش می‌دهد. دیورتیک‌ها دفع منیزیم را زیاد می‌کنند.
- اندازه‌گیری منیزیم سرم چندان دقیق نیست (ذخایر بدن را نشان نمی‌دهد)، اما اندازه‌گیری منیزیم یونیزه بهتر است.
- رژیم‌های کم‌سدیم تجاری حاوی ۱۰ تا ۵۰ میلی‌گرم منیزیم در ۱۰۰ کیلوکالری هستند (حداقل AAFCO برای سگ ۱۵ و برای گربه ۱۰ میلی‌گرم).


پاسخ به سوال هشتم: مکمل‌های کارنیتین، آنتی‌اکسیدان‌ها و کوآنزیم Q10 چه جایگاهی دارند؟

پاسخ:

کارنیتین (Carnitine):
- نقش کلیدی در متابولیسم اسیدهای چرب و تولید انرژی در عضله قلب دارد.
- کمبود آن در برخی نژادها (مثل باکسر) دیده شده. در سگ‌های DCM، مکمل‌دهی ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم هر ۸ ساعت می‌تواند مفید باشد، هرچند شواهد قطعی کم است. عوارض جانبی ناچیز (مشکلات گوارشی خفیف).

آنتی‌اکسیدان‌ها (Antioxidants):
- استرس اکسیداتیو در بیماری قلبی نقش دارد، اما نتایج تحقیقات متناقض است.
- ویتامین‌های E، C و گلوتاتیون از جمله آنتی‌اکسیدان‌های مهم هستند. بسیاری از رژیم‌های تجاری قلب، آنتی‌اکسیدان اضافه دارند، اما نیاز به مطالعات بیشتر است.

کوآنزیم Q10 (Coenzyme Q10):
- به عنوان کوفاکتور در تولید انرژی و آنتی‌اکسیدان مطرح است.
- شواهد در سگ‌ها محدود است. در یک مطالعه روی نژاد کاوالیر کینگ چارلز اسپانیل، مکمل‌دهی ۱۰۰ میلی‌گرم به ازای هر سگ به مدت ۳ هفته تأثیری بر اکوکاردیوگرافی نداشت. دوز متداول: ۳۰ میلی‌گرم هر ۱۲ ساعت (در سگ‌های بزرگ تا ۹۰ میلی‌گرم). شکل Ubiquinol جذب بهتری دارد، اما دوز مناسب آن مشخص نیست.


پاسخ به سوال نهم: «DCM مرتبط با رژیم غذایی» چیست و چطور تشخیص داده می‌شود؟

پاسخ:
از سال ۲۰۱۸، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) هشدار داد که رژیم‌های حاوی مقادیر بالای حبوبات (پالس‌ها) مانند نخود، عدس، لوبیا و سیب‌زمینی، مخصوصاً رژیم‌های عاری از غلات، با بروز DCM در سگ‌ها (و اخیراً گربه‌ها) مرتبط است.

ویژگی‌های این نوع DCM:
- در هر نژادی دیده می‌شود (نه فقط نژادهای مستعد).
- با تغییر رژیم، عملکرد قلب بهبود می‌یابد (برگشت‌پذیری نسبی).
- بیشتر این سگ‌ها کمبود تورین ندارند (مقادیر تورین اغلب نرمال یا بالا است)، بنابراین علت دقیق ناشناخته است؛ احتمالاً ترکیبی از عوامل سمی یا کمبود برخی مواد دیگر.

توصیه عملی:
اگر حیوانی رژیم حاوی حبوبات مصرف می‌کند و DCM یا اختلال سیستولیک در آن تشخیص داده شد، رژیم را به رژیمی بدون حبوبات و سیب‌زمینی تغییر دهید و در صورت نیاز، داروهای قلبی شروع کنید. اندازه‌گیری تورین و در صورت لزوم مکمل‌دهی توصیه می‌شود. بهبودی ماه‌ها تا سال‌ها طول می‌کشد و معمولاً کامل نیست.


پاسخ به سوال دهم: در عمل، چطور باید به حیوان قلبی غذا داد و با بی‌اشتهایی مقابله کرد؟

پاسخ:
هیچ رژیم «بهترین» واحدی وجود ندارد؛ باید رژیم را با شرایط هر بیمار (علائم بالینی، بیماری‌های همراه، ترجیحات غذایی و وضعیت کلیه و الکترولیت‌ها) تطبیق داد.

مراحل عملی:
۱. ارزیابی تغذیه‌ای در هر ویزیت: شامل تاریخچه دقیق غذایی (غذا اصلی، تشویقی، غذاهای سفره، نحوه دادن قرص).
۲. انتخاب چند رژیم مناسب (از رژیم‌های تجاری مخصوص قلب یا حتی برخی رژیم‌های معمولی با سدیم کم) و دادن حق انتخاب به صاحب و حیوان.
۳. کالری هدف: ابتدا ۱ تا ۱.۲ برابر نیاز استراحتی (RER)، سپس بر اساس تغییرات وزن و عضله تنظیم شود.
۴. مدیریت بی‌اشتهایی و بدغذایی (هیپورکسیا و دیسورکسیا):
- اگر حیوان ناگهان اشتها را از دست داد، احتمالاً CHF کنترل نشده یا عوارض دارویی دارد (نیاز به بررسی مجدد).
- غذا را گرم کنید، از ظروف متفاوت، مکان جدید، افزودنی‌های طعم‌دهنده (آب گوشت بدون نمک، گوشت پخته بدون نمک) استفاده کنید.
- برای گربه‌ها طعم گوشت و برای سگ‌ها طعم شیرین ممکن است اشتها را تحریک کند.
- در صورت نیاز از محرک‌های اشتها مثل کاپرومورلین (در سگ‌ها) یا میرتازاپین (در گربه‌ها) استفاده کنید.

نکته مهم درباره تشویقی‌ها و قرص‌ها:
بسیاری از صاحبان برای دادن قرص از مواد پرنمک استفاده می‌کنند. راهکارهای کم‌سدیم در جعبه ۱۵۷.۲ آمده است (مثل پنیر خامه‌ای کم‌سدیم، خامه فرم گرفته، یا «Pill Pockets» طعم‌های خاص که نمک کم دارند).

در نهایت، تغییر رژیم را در بحران حاد CHF انجام ندهید؛ ابتدا حیوان را پایدار کنید، سپس به تدریج رژیم جدید را معرفی کنید.


بازگشت به فهرست دانشنامه