پاسخ: اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) یک روش تصویربرداری غیرتهاجمی است که از امواج فراصوت (Ultrasound) برای بررسی ساختار و عملکرد قلب استفاده میکند. در دامپزشکی، این روش برای تشخیص و پیگیری بیماریهای قلبی در سگها و گربهها کاربرد دارد.
نکته از متن اصلی: “Two-dimensional echocardiography (2DE) provides complementary orthogonal and off-angle images recorded for anatomic detail. Virtually all cardiac structures are routinely visualized and assessed with 2DE.”
کاربردهای اصلی: - ارزیابی اندازه حفرههای قلبی (Cardiac chamber size) - بررسی ضخامت دیوارهها (Wall thickness) - ارزیابی عملکرد دریچهها (Valvular function) - اندازهگیری عملکرد سیستولیک و دیاستولیک (Systolic and diastolic function) - تشخیص افیوژن پریکارد (Pericardial effusion) - شناسایی شانتهای قلبی (Cardiac shunts)
پاسخ: اکثر سگها و گربهها را میتوان با مهار دستی ملایم (Gentle manual restraint) معاینه کرد. با این حال، در موارد زیر باید از آرامبخشها (Sedatives) استفاده کرد: - حیوانی که حاضر به دراز کشیدن نیست - حیوانی که به شدت مضطرب است - حیوانی که پرخاشگر است
آرامبخشهای رایج:
| سطح آرامبخشی | دارو | دوز | مسیر مصرف |
|---|---|---|---|
| خفیف (Mild) | بوتورفانول (Butorphanol) | 0.1-0.2 mg/kg | IV یا IM |
| خفیف (Mild) | بوپرنورفین (Buprenorphine) | 0.005-0.01 mg/kg | IV یا IM |
| متوسط (Moderate) | ترکیب بوتورفانول یا بوپرنورفین با آسپرومازین (Acepromazine) | 0.01-0.05 mg/kg | IV یا IM |
| سنگین (Heavy) | آلفاکسالون (Alfaxalone) | 1-2 mg/kg | IV |
نکته از متن اصلی: “Sedatives can lead to withdrawal of sympathetic tone and therefore indirectly decrease heart rate and myocardial function. These effects are negligible in most patients, and sedatives should not be withheld for these reasons.”
نکته مهم: آرامبخشها ممکن است ضربان قلب و عملکرد میوکارد را کاهش دهند، اما این اثرات در اکثر بیماران ناچیز است و نباید به این دلیل از آرامبخش صرفنظر کرد.
آمادهسازی محل اسکن: - موها را میتوان کوتاه کرد (Clipped) - از الکل ایزوپروپیل (Isopropyl alcohol) برای خیس کردن موها استفاده میشود - از ژل اولتراسوند (Ultrasound gel) برای ایجاد تماس بدون هوا بین پروب و قفسه سینه استفاده میشود
پاسخ: حیوانات را میتوان در هر وضعیتی اسکن کرد: ایستاده (Standing)، نشسته (Sitting)، به پشت خوابیده (Sternal recumbency) یا به پهلو خوابیده (Lateral recumbency).
نکته از متن اصلی: “Scan animals can be imaged from any position (standing, sitting, sternal or lateral recumbency). The use of a padded table with a cutout improves patient comfort, enables scanning from underneath (patient’s dependent side), and aids the exam and image quality.”
وضعیت استاندارد: 1. Right lateral recumbency (به پهلوی راست خوابیده) - برای نمای پاراسترنال راست (Right parasternal imaging) 2. Left lateral recumbency (به پهلوی چپ خوابیده) - برای نمای پاراسترنال چپ (Left parasternal imaging)
مزایای میز با برش (Cutout table): - بهبود راحتی بیمار - امکان اسکن از زیر بیمار (از سمت وابسته - Dependent side) - بهبود کیفیت تصویر
نکته: الکترودهای نوار قلب (ECG electrodes) پس از قرارگیری بیمار متصل میشوند.
پاسخ: حرکات اصلی پروب بر اساس راهنمای انجمن اکوکاردیوگرافی آمریکا (ASE - American Society of Echocardiography) به شرح زیر است:
| حرکت (Movement) | توضیح | مثال |
|---|---|---|
| Positioning (قرارگیری) | قرار دادن پروب در موقعیت مناسب پاراسترنال (فضای بین دندهای) | قرارگیری در فضای بین دندهای 5-6 راست |
| Rotation (چرخش) | چرخش پروب حول محور طولی خود (در جهت عقربههای ساعت یا خلاف آن) | چرخش در جهت عقربههای ساعت برای نمایش محور کوتاه |
| Tilt (کج کردن) | کج کردن پروب در همان موقعیت، بدون تغییر محور اصلی | تغییر صفحه تصویربرداری |
| Angle (زاویهدهی) | تغییر جهت پرتو اولتراسوند به سمت ساختار جدید | هدف قرار دادن ساختار جدید |
| Slide (لغزاندن) | حرکت پروب روی پوست بیمار به موقعیت جدید | حرکت به سمت بالا یا پایین روی قفسه سینه |
پاسخ: پنجرههای آکوستیک استاندارد (Standard transducer placement locations) عبارتند از:
۱. پاراسترنال راست (Right parasternal): - معمولاً در فضای بین دندهای 5 یا 6 (5th or 6th intercostal space) - پشتی به جناغ (Dorsal to the sternum) و شکمی به اتصال دنده-غضروفی (Ventral to the costochondral junction) - وقتی بیمار به پهلوی راست خوابیده است، ضربان قلب در این محل به راحتی لمس میشود
۲. ساب کاستال یا سابایفویید (Subcostal / Subxiphoid): - دقیقاً پایینتر از زائده خنجری (Xiphoid process) - پروب به آرامی به داخل شکم فشار داده شده و به سمت جمجمه-پشتی (Craniodorsally) زاویه داده میشود
۳. اپیکال چپ (Left apical): - پایین-شکمی (Caudoventrally)، معمولاً پایینتر از ضربان اپیکال چپ - نزدیک به جناغ
۴. کرانیال چپ (Left cranial): - بالاتر از موقعیت اپیکال چپ (Cranial to the left apical position) - معمولاً بین فضاهای بین دندهای 3 و 4 چپ
پاسخ: تصویربرداری دو بعدی (Two-dimensional echocardiography - 2DE) یک روش تصویربرداری است که تصاویر مقطعی (توموگرافیک) از قلب در زمان واقعی (Real-time) ارائه میدهد. تقریباً تمام ساختارهای قلبی به روتین با این روش قابل مشاهده هستند.
نکته از متن اصلی: “Virtually all cardiac structures are routinely visualized and assessed with 2DE. Current recommendations for performing echocardiography in dogs and cats are limited to imaging planes and display conventions.”
قاعده نامگذاری تصاویر و ویدئوها: 1. موقعیت مبدل (Transducer location): راست یا چپ پاراسترنال، اپیکال، یا ساب کاستال 2. صفحه پرتو اولتراسوند (Plane of the ultrasound beam): محور بلند (Long-axis)، محور کوتاه (Short-axis)، اپیکال، یا زاویهدار/هیبرید 3. تعداد حفرهها یا عروق بزرگ تصویر شده: نمای 2، 3، 4 یا 5 حفرهای 4. ویژگیهای توموگرافیک دیگر: مثلاً نمای گوش چپ در گربهها (Left auricular view in cats)
نکته مهم در نمایش تصاویر: به طور قراردادی، تصاویر اکوکاردیوگرافی به گونهای نمایش داده میشوند که ساختارهای جمجمهای (Cranial) و پشتی (Dorsal) در سمت راست بیننده قرار گیرند. استثناها شامل نمای 4 حفرهای اپیکال چپ و نمای ساب کاستال هستند که در آنها دهلیز چپ (LA) و بطن چپ (LV) در سمت راست بیننده قرار میگیرند.
نمای استاندارد اکوکاردیوگرافی دو بعدی: حداقل یک ویدئوی لوپ (Cine loop) نماینده از هر صفحه تصویربرداری که حداقل 3 سیکل قلبی (ترجیحاً در ریتم سینوسی) را ثبت کند، باید ذخیره شود.
پاسخ: M-mode (یا Motion-mode) یک روش تصویربرداری است که از یک خط تکی از تصویر B-mode (Brightness mode) اولتراسوند تولید میشود. این روش یک نمایش گرافیکی یکبعدی (1-Dimensional) از حرکت قلبی را در طول زمان ارائه میدهد.
نکته از متن اصلی: “M-mode provides a 1-dimensional graphic display of region-specific cardiac motion over time. Only the structures within the M-mode line are visualized.”
مزیت اصلی M-mode: قدرت تفکیک زمانی بالا (High temporal resolution) که به زمانبندی دقیق رویدادهای قلبی کمک میکند.
کاربردهای اصلی M-mode: 1. ارزیابی حفره و حرکت دیواره بطن چپ (LV cavity and wall motion) - در سطح وترهای تاندونی (Chordae tendineae) یا پاپیلاریهای فوقانی (High papillary muscle level) در امتداد محور کوتاه 2. ارزیابی حرکت دریچه میترال (Mitral valve motion) - در نوک دریچه، ثبت حداکثر جابهجایی دیاستولیک لبه قدامی (سپتال) دریچه میترال 3. ارزیابی حرکت حلقه دریچههای راست و چپ (Right and left ventricular annular motion) - TAPSE (Tricuspid Annular Plane Systolic Excursion)
نکته مهم: با وجود پیشرفتهای اخیر در تصویربرداری دو بعدی، M-mode امروزه کمتر از گذشته اهمیت دارد، اما همچنان برای برخی اندازهگیریهای خاص مفید است.
پاسخ: داپلر رنگی (Color Doppler Imaging - CDI) نمونههایی از تغییرات داپلر را در امتداد یک سری خطوط متوالی اولتراسوند برداشت میکند. این نمونهها در یک ناحیه مورد نظر بزرگ (ROI - Region of Interest) که بر روی تصویر زنده 2DE قرار میگیرد، پردازش میشوند.
نحوه نمایش رنگها: - آبی (Blue): جریان خون دور از مبدل (Away from transducer) - قرمز (Red): جریان خون به سمت مبدل (Toward transducer) - تغییر رنگ: با افزایش سرعت خون، رنگ از تیره به روشن تغییر میکند
مفهوم Aliasing (آلیاسینگ): وقتی سرعت جریان خون از حد Nyquist (حد آلیاسینگ) فراتر رود، سیگنال دچار آلیاسینگ شده و به رنگ متناوب تغییر میکند (از قرمز به آبی یا برعکس). این پدیده در سگها و گربههای سالم نیز شایع است زیرا سرعت جریان خون معمولاً از 100 cm/s فراتر میرود، به ویژه در مسیرهای خروجی بطنی (Ventricular outflow tracts).
مزایای CDI: - بومیسازی سریع الگوهای جریان خون سریع یا غیرطبیعی در نواحی بزرگ ROI - حساسیت بالا در تشخیص جریانهای غیرطبیعی
معایب CDI: - چالش در زمانبندی رویدادهای جریان خون در زمان واقعی - حساسیت بیش از حد (Oversensitivity) - تغییرات طبیعی جریان خون مرتبط با بسته شدن دریچه ممکن است با نارسایی دریچه اشتباه گرفته شود
پاسخ: داپلر طیفی (Spectral Doppler) شامل دو روش اصلی است: داپلر پالسی (Pulsed-Wave Doppler - PWD) و داپلر موج پیوسته (Continuous Wave Doppler - CWD).
مقایسه PWD و CWD:
| ویژگی | PWD | CWD |
|---|---|---|
| نحوه عملکرد | ارسال پالس، توقف، دریافت انعکاس، سپس ارسال مجدد | ارسال و دریافت پیوسته با کریستالهای مجزا |
| محدودیت سرعت | محدود (آلیاسینگ) | نامحدود (Virtually limitless) |
| مزیت اصلی | بومیسازی دقیق جریان خون | اندازهگیری جریانهای با سرعت بالا |
| ظاهر طیف | توخالی (Hollow) - یکنواخت | پرشده (Filled-in) - پهن شدگی طیفی (Spectral broadening) |
| کاربرد اصلی | محلیسازی جریان غیرطبیعی | اندازهگیری گرادیان فشار (PG) |
نکته از متن اصلی: “Pulsed-wave Doppler sends ultrasound, pauses, and waits to receive the reflected ultrasound waves back from the ROI before re-emitting ultrasound waves. Conversely, CWD continuously sends and receives ultrasound using multiple independent crystals in the probe.”
نکته مهم: بهترین نتایج با اولویتبندی CDI بر روی ناحیه مورد نظر، سپس فعالسازی PWD یا CWD و هدایت حجم نمونه (Sample volume) یا خط مکاننما (Cursor) به ناحیه با درخشانترین رنگ به دست میآید.
نمایش گرافیکی: - جریان به سمت مبدل (Toward transducer): مثبت (Positive) - بالای خط پایه (Baseline) - جریان دور از مبدل (Away from transducer): منفی (Negative) - زیر خط پایه
پاسخ: معادله ساده شده برنولی (Simplified Bernoulli equation) برای تخمین گرادیان فشار لحظهای (Instantaneous Pressure Gradient - PG) از طیف سرعت CWD استفاده میشود:
معادله:
PG (mmHg) = 4 × (Velocity [m/s])²
این معادله یک ابزار قدرتمند برای تخمین غیرتهاجمی فشار حفرههای قلبی یا شریانی در زمان واقعی است.
کاربردهای اصلی:
۱. تنگی دریچه ریوی (Pulmonary stenosis): اگر سرعت پیک ترانسپولمونری (Peak transpulmonary velocity) برابر 5.2 m/s باشد: PG = 4 × (5.2)² = 108 mmHg با فرض فشار طبیعی شریان ریوی (PA pressure) حدود 25 mmHg: فشار سیستولیک بطن راست (RV systolic pressure) ≈ 108 + 25 = 133 mmHg
۲. نارسایی دریچه سهلتی (Tricuspid regurgitation): اگر سرعت پیک نارسایی سهلتی (Peak TR velocity) برابر 4.28 m/s باشد: PG = 4 × (4.28)² = 73.4 mmHg با فرض فشار دهلیز راست (RA pressure) حدود 0-5 mmHg: این گرادیان معادل فشار سیستولیک بطن راست (و در نتیجه فشار سیستولیک شریان ریوی) است.
نکته مهم: برای اندازهگیری سرعت و گرادیان فشار، فقط از طیفهای CWD با کیفیت خوب، همتراز (Well-aligned)، و با کانتور و شکل منطبق با اصول همودینامیک استفاده کنید. میانگینگیری از حداقل 3 طیف سرعت با کیفیت خوب توصیه میشود.
پاسخ: TDI (Tissue Doppler Imaging) به کاربرد PWD بر روی بافت میوکارد (Myocardial tissue) اشاره دارد.
نحوه اندازهگیری: از نمای 4 حفرهای اپیکال چپ (Left apical 4-chamber view)، سرعتهای طولی میوکارد (Longitudinal myocardial velocities) معمولاً در حلقه جانبی میترال (Lateral mitral annulus) و حلقه جانبی سهلتی (Lateral tricuspid annulus) ثبت میشود.
اجزای طیف TDI: - e’ (Early diastolic): سرعت منفی (پایین) در اوایل دیاستول - حرکت میوکارد پایه به دور از مبدل - a’ (Late diastolic): سرعت منفی (پایین) در اواخر دیاستول - به دلیل انقباض دهلیزی - s’ (Systolic): سرعت مثبت (بالا) در سیستول - حرکت حلقه به سمت اپکس
نکته از متن اصلی: “Tissue velocities are lower relative to blood velocity, usually < 20 cm/s.”
کاربردهای TDI: - ارزیابی عملکرد دیاستولیک بطن چپ - تخمین فشار پرشوندگی (Filling pressure) - تشخیص زودهنگام اختلالات عملکرد میوکارد
پاسخ: این سه روش، تکنیکهای پیشرفته اکوکاردیوگرافی هستند که در دامپزشکی در حال ظهور میباشند.
۱. اکوکاردیوگرافی سه بعدی (3DE - Three-Dimensional Echocardiography): شامل تصویربرداری 3DE زنده (Real-time) و تکنیکهای پسپردازش (Post-processing) است که یک مدل سه بعدی از ترکیب لوپهای 2DE همزمان تولید میکنند.
نکته از متن اصلی: “Major hindrances for 3DE becoming more routine include added cost of specialized transducers and analysis software and dealing with faster and more variable heart rates of dogs and cats.”
۲. Strain Imaging (تصویربرداری کرنش): این روش تغییر شکل میوکارد (Myocardial deformation) ناشی از نیروی اعمالی را اندازهگیری میکند و از اکوکاردیوگرافی ردیابی اسپکل (Speckle tracking echocardiography) استفاده میکند.
مفاهیم کلیدی Strain: - مقدار منفی (Negative): فاصله بین اسپکلها کوتاه میشود - مقدار مثبت (Positive): فاصله بین اسپکلها بلند میشود
کاربرد اصلی: کرنش طولی جهانی (Global Longitudinal Strain - GLS) بطن چپ از نمای اپیکال برای تشخیص زودهنگام اختلالات عملکرد بطنی قبل از شاخصهای معمول استفاده میشود.
۳. اکوکاردیوگرافی با کنتراست (Contrast Echocardiography): شامل تجویز داخل وریدی محلول استریل (معمولاً سالین آژیتاته - Agitated saline) که امپدانس آکوستیک خون را افزایش میدهد.
کاربردهای اصلی در دامپزشکی: - مستندسازی شانتهای راست به چپ (Right-to-left shunts) مانند: - روزنه بیضی باز (Patent foramen ovale) - نقص سپتوم دهلیزی (Atrial septal defect) - نقص سپتوم بطنی (Ventricular septal defect) - مجرای شریانی باز (Patent ductus arteriosus)
پاسخ: اندازهگیری اندازه دهلیز چپ (Left Atrial size) یکی از مهمترین اندازهگیریهای اکوکاردیوگرافی است. بزرگشدگی دهلیز چپ در بیماریهای شایع سگها و گربهها دیده میشود.
اندازهگیریهای رایج دهلیز چپ:
| اندازهگیری | روش انجام | حد طبیعی (Cutoff) |
|---|---|---|
| LA_Lx (طول محور بلند) | از نمای RPLAX 4 حفرهای - خطی از ناحیه حفره بیضی (Fossa ovalis) تا انعکاس داخلی پریکارد در میدان دور | سگ: >1.6 cm/kg^0.39 گربه: >16 mm |
| LA/Ao_Sx (نسبت به آئورت در محور کوتاه) | از نمای RPSAX بازیلار - خط از لبه داخلی LA مجاور آئورت تا دیواره LA در میدان دور | سگ: >1.6 گربه: >1.6 |
| LAV (حجم دهلیز چپ) | روش SMOD (Simpson’s Method of Discs) - ردیابی مرز داخلی LA | سگ: >1.6 mL/kg (RPLAX) گربه: >2.3-2.7 mL (RPLAX) |
نکات کلیدی: - اندازهگیری در حداکثر اندازه (پایان سیستول بطنی) و درست قبل از باز شدن دریچه AV انجام میشود - از نمای RPLAX، بزرگشدگی LA باعث خمیدگی سپتوم دهلیزی به سمت RA و گشادشدگی ورید ریوی مجاور میشود - از نمای RPSAX، ریشه آئورت به عنوان مرجع عمل میکند
پاسخ: اندازهگیریهای بطن چپ برای ارزیابی اندازه حفره، ضخامت دیواره و عملکرد قلبی ضروری هستند.
اندازهگیریهای اصلی بطن چپ:
| اندازهگیری | روش انجام | حد طبیعی (Cutoff) |
|---|---|---|
| LVIDd (اندازه داخلی LV در پایان دیاستول) | از نمای RPLAX 4 حفرهای یا RPSAX پاپیلاری فوقانی - در سطح وترهای تاندونی، عمود بر سپتوم | سگ: >1.65 cm/kg^0.3 گربه: >20 mm |
| LVIDs (اندازه داخلی LV در پایان سیستول) | مشابه LVIDd اما در پایان سیستول (حداقل حجم LV) | - |
| IVSd (ضخامت سپتوم بین بطنی در پایان دیاستول) | روش Leading-edge-to-trailing-edge | سگ: >0.6 cm/kg^0.3 گربه: >6.0 mm (ضخیم) |
| LVFWd (ضخامت دیواره آزاد LV در پایان دیاستول) | روش Leading-edge-to-leading-edge (بدون پریکارد) | سگ: >0.6 cm/kg^0.3 گربه: >6.0 mm (ضخیم) |
| EDV (حجم پایان دیاستول) | روش SMOD - ردیابی مرز داخلی LV | سگ: >3.0-3.3 mL/kg |
| ESV (حجم پایان سیستول) | مشابه EDV اما در پایان سیستول | - |
نکات کلیدی در اندازهگیری: - اندازهگیری زمانبندی: LVIDd در شروع موج R (یا حداکثر حجم LV)، LVIDs در پایان موج T (یا حداقل حجم LV) - برای سگها، اندازهگیری معمولاً از نمای RPSAX پاپیلاری فوقانی با استفاده از M-mode یا 2DE انجام میشود - برای گربهها، ضخیمترین قسمت دیواره باید اندازهگیری شود (ممکن است در همان صفحه LVID نباشد) - از گنجاندن عضله پاپیلاری، تاندون کاذب (False tendon) یا وتر تاندونی در اندازهگیری خودداری کنید
پاسخ: عملکرد سیستولیک بطن چپ (Left Ventricular Systolic Function) یکی از مهمترین بخشهای معاینه اکوکاردیوگرافی است.
شاخصهای اصلی عملکرد سیستولیک:
۱. کسر کوتاهشدگی (FS - Fractional Shortening): FS = (LVIDd - LVIDs) / LVIDd × 100
| وضعیت | سگ | گربه |
|---|---|---|
| عملکرد طبیعی | >25% | >35% |
| اختلال احتمالی | 20-25% | 28-35% |
| اختلال سیستولیک | <20% | <28% |
۲. کسر جهشی (EF - Ejection Fraction): EF = (EDV - ESV) / EDV × 100
۳. اندازه مطلق پایان سیستول (Absolute end-systolic dimensions and volumes): افزایش اندازه پایان سیستول نشاندهنده اختلال عملکرد سیستولیک است.
عوامل مؤثر بر عملکرد سیستولیک: - پیشبار (Preload): تحت تأثیر حجم خون، بازگشت وریدی و کمپذیری بطنی - پسبار (Afterload): تحت تأثیر مقاومت عروقی، کمپذیری آئورت/شریانی - ضربان قلب و ریتم (Heart rate and rhythm): اثر Bowditch (افزایش ضربان قلب تا حدی عملکرد سیستولیک را افزایش میدهد) - داروها: داروهایی که بر پیشبار، پسبار یا انقباضپذیری تأثیر میگذارند
نکته مهم از متن اصلی: “When interpreting echocardiographic indices of systolic function requires understanding their key determinants (contractility, preload, afterload, heart rate and rhythm), drugs that affect these variables, and the clinical context.”
پاسخ: ارزیابی عملکرد دیاستولیک (Diastolic Function) به ویژه در بیماریهایی که مستقیماً منجر به اختلال پر شدن بطن چپ میشوند، از اهمیت بالینی برخوردار است.
شاخصهای اصلی عملکرد دیاستولیک:
۱. سرعتهای جریان ترانسمیترال (Transmittal flow velocities) - PWD: - E wave: سرعت پر شدن اولیه (Early filling velocity) - A wave: سرعت پر شدن ثانویه ناشی از انقباض دهلیزی (Late filling velocity secondary to atrial contraction)
۲. نسبت E/A: - کاهش نسبت E/A نشاندهنده اختلال عملکرد دیاستولیک است
۳. سرعتهای TDI: - e’ (Early diastolic tissue velocity): سرعت حرکت حلقه میترال در اوایل دیاستول - نسبت E/e’: شاخصی برای تخمین فشار پرشوندگی (Filling pressure)
نکته کلیدی: در تاکیکاردی (Tachycardia)، امواج E و A ممکن است با یکدیگر همآمیزی کنند (Fuse).
پاسخ: ارزیابی اندازه و عملکرد قلب راست (Right Heart Size and Function) هرچند چالشبرانگیز است، اما اهمیت بالینی آن در حال افزایش است، حتی در بیماریهایی که عمدتاً بر قلب چپ تأثیر میگذارند.
شاخصهای اصلی قلب راست:
| اندازهگیری | روش انجام | حد طبیعی (Cutoff) |
|---|---|---|
| RAD (بعد دهلیز راست) | از نمای RV-focused LAP 4-chamber - خطی که ناحیه RA را نصف میکند و موازی با حلقه TV است | سگ: >0.9 cm/kg^0.4 گربه: >14 mm |
| RAA (مساحت دهلیز راست) | ردیابی مرز داخلی RA | سگ: >0.8 cm²/kg^0.7 |
| RVIDd (بعد داخلی RV در پایان دیاستول) | از نمای RV-focused - در سطح میانی بطن، موازی با حلقه TV | سگ: >0.9 cm/kg^0.3 گربه: >9.1 mm |
| RVAd (مساحت RV در پایان دیاستول) | ردیابی مرز داخلی RV | سگ: >1.3 cm²/kg^0.6 |
| RVFWd (ضخامت دیواره آزاد RV) | روش Leading-edge-to-leading-edge | سگ: >0.4 cm/kg^0.3 گربه: >3.3 mm |
| TAPSE (Tricuspid Annular Plane Systolic Excursion) | جابهجایی سیستولیک حلقه سهلتی | سگ: <4.8 mm/kg^0.3 (M-mode) |
نکته از متن اصلی: “Normally the RA appears at least slightly smaller and certainly not larger than the LA. RV wall thickness usually appears to be one-third to one-half that of the LV. The RV chamber lumen should not appear larger than the LV, with the minor dimension usually < 50% that of the LV.”
نشانههای بزرگشدگی RV: - از دست دادن شکل مثلثی معمول در صفحات طولی (RPLAX و نمای اپیکال چپ) - گردشدگی اپکس (Apical rounding) - تسلط بر اپکس قلب
نکته مهم در مورد سپتوم بین بطنی (IVS): - به طور معمول، IVS در سیستول و دیاستول به سمت RV گرد است (محدب) - افزایش فشار RV باعث صافشدگی IVS میشود (عمدتاً در سیستول) - افزایش حجم RV باعث صافشدگی دیاستولیک سپتوم میشود
پاسخ: تصمیمگیری بر اساس اکوکاردیوگرافی نیازمند رویکردی سیستماتیک و چندوجهی است.
توصیههای کلی:
الف) میانگینگیری از چند سیکل قلبی: - 2-3 سیکل قلبی در ریتم سینوسی (Sinus rhythm) - 3-5+ سیکل در صورت نامنظم بودن ریتم (مثلاً فیبریلاسیون دهلیزی)
ب) توجه به بافتار بالینی (Clinical context): ارزیابیهای اکوکاردیوگرافی باید همیشه با در نظر گرفتن کل وضعیت بیمار انجام شود.
ج) استفاده از فاصلههای مرجع (Reference intervals) به عنوان راهنما: فواصل مرجع قطعی نیستند و باید به عنوان راهنما استفاده شوند. برای بیماران با یافتههای مرزی یا مبهم، اثبات تکرارپذیری از طریق معاینات سریالی (Serial examinations) توصیه میشود.
د) اولویت با فواصل مرجع مخصوص نژاد (Breed-specific): اگر در دسترس هستند، فواصل مرجع مخصوص نژاد بر فواصل مرجع چندنژادی اولویت دارند. به عنوان مثال: - اندازه حفره قلبی در بیشتر تازیها (Sighthounds) و نیوفاندلند (Newfoundland) به طور قابل توجهی با سایر نژادها متفاوت است
ه) اولویت با اندازهگیریهای نرمالشده به اندازه بدن: فواصل مرجعی که مقادیر را به نحوی به اندازه بدن نرمالسازی میکنند، حتی در سطح گونه یا نژاد (در صورت موجود بودن)، باید در اولویت قرار گیرند.
و) اجتناب از تکیه بر یک اندازهگیری واحد: به ویژه برای تصمیماتی که تأثیر ماندگار یا پرهزینه دارند (مانند تصمیمات اصلاحنژادی، داروهای طولانیمدت، تشخیصهای تهاجمی، اقدامات مداخلهای و جراحی). در صورت امکان، استفاده از چندین اندازهگیری/شاخص که صفحات تصویربرداری متعدد یا متعامد را در بر میگیرند، ترجیح داده میشود.
مثال عملی: مستند کردن بزرگشدگی LA با LA/Ao_Sx و LA_Lx یا LAV (از RPLAX، نمای اپیکال چپ، یا هر دو) باید اطمینان را افزایش دهد که LA واقعاً بزرگ شده است اگر بیش از یکی از آنها بالاتر از فاصله مرجع باشد.
| اختصار | معنای کامل |
|---|---|
| 2DE | Two-Dimensional Echocardiography |
| 3D | Three-Dimensional |
| 3DE | Three-Dimensional Echocardiography |
| Ao_Lx | Aortic annulus diameter in long-axis |
| Ao_Sx | Aortic root diameter in short-axis |
| ASE | American Society of Echocardiography |
| CDI | Color Doppler Imaging |
| CHF | Congestive Heart Failure |
| CWD | Continuous Wave Doppler |
| DCM | Dilated Cardiomyopathy |
| ECG | Electrocardiogram |
| EF | Ejection Fraction |
| FS | Fractional Shortening |
| HCM | Hypertrophic Cardiomyopathy |
| IVS | Interventricular Septum |
| LA | Left Atrium |
| LA/Ao_Sx | Left atrial diameter indexed to aortic root diameter in short-axis |
| LAV | Left Atrial Volume |
| LV | Left Ventricle |
| LVIDd | Left Ventricular Internal Dimension at end-diastole |
| LVIDs | Left Ventricular Internal Dimension at end-systole |
| MMVD | Myxomatous Mitral Valve Disease |
| PA | Pulmonary Artery |
| PG | Pressure Gradient |
| PWD | Pulsed-Wave Doppler |
| RA | Right Atrium |
| ROI | Region of Interest |
| RPLAX | Right Parasternal Long-Axis |
| RPSAX | Right Parasternal Short-Axis |
| RV | Right Ventricle |
| RVOT | Right Ventricular Outflow Tract |
| SMOD | Simpson’s Method of Discs |
| TAPSE | Tricuspid Annular Plane Systolic Excursion |
| TDI | Tissue Doppler Imaging |
| TV | Tricuspid Valve |
توصیه نهایی برای مطالعه: برای درک بهتر مفاهیم، به تصاویر اشارهشده در متن اصلی مراجعه کنید: - Figure 97.1: میز اکوکاردیوگرافی با برش - Figure 97.2: نمای M-mode از LV (محور کوتاه در سطح پاپیلاری، سطح دریچه میترال، و TAPSE) - Figure 97.3: آلیاسینگ در داپلر رنگی نارسایی دریچه سهلتی - Figure 97.4: داپلر طیفی PWD و CWD از مسیر خروجی LV - Figure 97.5: TDI در حلقه جانبی میترال - Figure 97.6: سرعتهای جریان ترانسمیترال با PWD - Figure 97.7: کاربرد معادله برنولی در تنگی دریچه ریوی - Figure 97.8: اندازهگیری حجم LV با SMOD - Figure 97.9: بزرگشدگی دهلیز چپ