پاسخهای تشریحی (به همراه اصطلاحات انگلیسی و ارجاع به متن اصلی):
پاسخ: میازیس (Myiasis) به زبان خیلی ساده یعنی آلودگی بافتهای زنده انسان یا مهرهداران به لاروهای مگسها (مگوت) که حداقل برای مدتی از بافت مرده یا زنده، مایعات بدن یا حتی غذای بلعیده شده میزبان تغذیه میکنند. این یک تعریف خیلی حیاتی است که در متن اصلی هم آمده:
“Myiasis is defined as the infestation of live human and vertebrate animals with dipterous larvae, which, at least for a certain period, feed on the host’s dead or living tissue, liquid body-substances, or ingested food.”
این بیماری بر اساس دو معیار اصلی تقسیمبندی میشود:
میازیس اختیاری (Facultative myiasis): مگسها معمولاً روی لاشه یا مواد آلی در حال پوسیدگی تخم میگذارند، اما بهطور اتفاقی زخم یا بافتهای دچار کوفتگی میزبانهای زنده را هم آلوده میکنند (شایعترین نوع در میازیس زخم).
بر اساس محل درگیری (آناتومیک):
پاسخ: بیشتر گونههای ایجادکننده میازیس در سگ و گربه متعلق به راسته دوبالان (Diptera) هستند. چهار خانواده اصلی عبارتند از:
نکته مهم: گونههای مختلف پراکندگی جغرافیایی خاص خود را دارند (مثلاً Cochliomyia hominivorax از آمریکای شمالی ریشهکن شده ولی در آمریکای جنوبی و کارائیب شایع است).
پاسخ: مگسهای Cuterebra بزرگ و شبیه زنبور هستند. آنها هرگز روی خود حیوان تخم نمیگذارند! مادهها تخمها را در اطراف لانه جوندگان یا خرگوشها میگذارند.
نکته اپیدمیولوژیک حیاتی: در یک مطالعه بر روی ۴۲ قلاده (۲۰ سگ و ۲۲ گربه) از میشیگان و انتاریو، ۹۰٪ موارد در ماههای ژوئیه و آگوست دیده شدند. همچنین سگهای نژاد یورکشایر تریر به طور قابل توجهی بیش از سایر نژادها درگیر میشوند (چون کوچک هستند و در سطح زمین بیشتر در معرض لاروها قرار میگیرند). میانگین وزن سگهای مبتلا ۴.۱ کیلوگرم بود (۸۰٪ کمتر از ۴.۵ کیلوگرم).
متن اصلی: “90% of 42 cases (20 dogs and 22 cats) in one study that included cases from Michigan (United States) and Ontario (Canada) were seen in July and August” و “80% of dogs were ≤ 4.5 kg; Eight of the dogs were Yorkshire terriers, and this breed was significantly overrepresented.”
پاسخ: نشانهها بستگی به محل جاگیری لارو دارد:
شکل جلدی (فورانکولار - Furuncular): شایعترین شکل. یک توده زیرجلدی (کیست واربل) همراه با یک سوراخ کوچک (Air pore) که ترشحات سروسانگوئین (خونی-رقیق) از آن خارج میشود و موها را به هم میچسباند. خود لارو گاهی از سوراخ بیرون میزند و جمع میشود (اغلب در ناحیه سر، گردن یا تنه). ممکن است خارش داشته باشد.
درگیری تنفسی فوقانی: اگر لارو از بینی وارد شده و در حلق یا نای گیر کند، علائمی مثل عطسه (Sneezing)، خونریزی بینی (Epistaxis)، ترشحات بینی، سرفه (Cough)، تنفس صدادار (Stertor) و تنگی نفس رخ میدهد. گاهی لارو با عطسه از بینی خارج میشود (تصویر ۱۰۸.۳ یک لارو کوتربرا در نای یک سگ را نشان میدهد).
درگیری چشمی (Ophthalmomyiasis): شامل ترشحات چشمی، ادم قرنیه، تورم دور چشم، اسپاسم پلک (Blepharospasm) و یووئیت (Uveitis) است. اگر لارو وارد اتاقک قدامی یا خلفی چشم شود، التهاب شدید و حتی نابینایی ایجاد میکند (التهاب اتاقک قدامی شدیدتر است).
درگیری سیستم عصبی مرکزی (CNS یا Cerebrospinal cuterebriasis): این وضعیت بیشتر در گربهها دیده میشود و به عنوان یکی از علل اصلی آنسفالوپاتی ایسکمیک گربهها (Feline Ischemic Encephalopathy) شناخته میشود. لارو از حفره بینی از طریق صفحه غربالی (Cribriform plate) به مغز وارد میشود و ضایعات التهابی و ایسکمیک ایجاد میکند. علائم عصبی عبارتند از:
جالب است بدانید که در یک مطالعه، ضایعات مغزی بیشتر در سمت چپ مشاهده شده است (Left lateralizing signs)!
پاسخ: - تشخیص بالینی/پارازیتولوژی: مشاهده مستقیم لارو در سوراخ پوست، بینی یا چشم. اگر لارو در زیر پوست باشد، با تراشیدن موها و دیدن پور (سوراخ) تشخیص داده میشود. - آزمایشات خون: اختصاصی نیستند، ولی ممکن است ائوزینوفیلی (Eosinophilia)، لکوسیتوز نوتروفیلی و ترومبوسیتوپنی دیده شود. در سگها ممکن است پروتئینوری (Proteinuria) قابل توجه (نشانه گلومرولوپاتی ثانویه) مشاهده شود. - تصویربرداری (MRI): درگیری CNS دارای ظاهر مشخصی است. در تصاویر T2-weighted، ضایعات هایپراینتنس (نسبت به ماده خاکستری) همراه با یک رینگ (حاشیه) هیپواینتنس دیده میشود که با تزریق گادولینیوم افزایش کنتراست نشان میدهد (تصویر ۱۰۸.۲A و B را ببینید). مسیر حرکت لارو معمولاً از نازوفارنکس یا صفحه غربالی قابل ردیابی است. - آنالیز مایع مغزی-نخاعی (CSF Analysis): معمولاً افزایش سلولهای التهابی نوتروفیل و ائوزینوفیل (Pleocytosis) و افزایش پروتئین دیده میشود. - تشخیص افتراقی: در گربههای با علائم عصبی و سابقه عطسه در فصل تابستان، حتماً باید به فکر کوتربریازیس و کریپتوکوکوز (Cryptococcosis) باشید.
پاسخ: درمان بر اساس محل لارو کاملاً متفاوت است:
فورانکولار (زیر جلدی): لارو را با پنس به آرامی خارج کنید. توصیه اکید: لارو را له نکنید و فشار نیاورید، چون آزاد شدن آنتیژنهای لارو ممکن است شوک آنافیلاکتیک ایجاد کند! (هرچند در عمل، فشار ملایم معمولاً مشکلی ندارد). زخم باید دبریدمان و لاواژ (شستشو) شود. برای کاهش خارش از NSAIDs کوتاهمدت (۷۲ ساعت) استفاده کنید.
تنفسی و چشمی: لاروها معمولاً با آندوسکوپی یا جراحی (کراتوتومی در چشم) خارج میشوند.
درگیری CNS (مهمترین بخش برای آزمون): درمان انتخابی قطعی نیست، اما ایورمکتین (Ivermectin) شایعترین داروی گزارششده است. دوز معمولاً ۲۰ تا ۴۰۰ میکروگرم بر کیلوگرم زیرجلدی یا خوراکی. نکته بسیار حیاتی: ایورمکتین معمولاً از سد خونی-مغزی عبور نمیکند، اما فرض بر این است که التهاب ناشی از مهاجرت لارو این سد را مختل کرده است. احتیاط: مرگ لارو ممکن است واکنش حساسیت نوع ۱ (آنافیلاکسی) ایجاد کند! در برخی منابع توصیه میشود ۱ تا ۲ ساعت قبل از تزریق ایورمکتین، دیفن هیدرامین (۴ میلیگرم بر کیلوگرم IM) و دگزامتازون (۰.۱ میلیگرم بر کیلوگرم IV) تجویز شود.
در یک سگ مبتلا، از دوز افزایشی ایورمکتین استفاده شد (روز اول ۲۰، روز دوم ۲۵ و روز سوم ۳۰ میکروگرم بر کیلوگرم) به همراه متیلپردنیزولون.
پیشآگهی (Prognosis): در مطالعه ۴۲ حیوان، میزان مرگومیر کلی ۱۷٪ بود. نکته جالب: فقط ۱ گربه مرد (به دلیل پریتونیت سپتیک ثانویه)، ولی ۶ سگ از ۲۰ سگ مردند که همگی وزن کمتر از ۴.۵ کیلوگرم داشتند و به سندرم پاسخ التهابی سیستمیک (SIRS) یا انعقاد داخل عروقی منتشر (DIC) دچار شدند.
پاسخ: بیشتر مگوتهایی که در زخم سگ و گربه میبینیم، انگلهای اختیاری (Facultative) هستند که از بافت نکروزه و در حال پوسیدگی تغذیه میکنند. اما چند گونه انگل اجباری (Obligatory) هستند و بافت سالم را هم میخورند که بسیار خطرناکترند:
ریسک فاکتورها: حیوانات ضعیف، ولگرد، عقیمنشده (Intact) و آنهایی که زخم ناشی از گازگرفتگی دارند. حیوانات چاق (Obesity) و فلج (Paresis) هم مستعدتر هستند، چون نمیتوانند خود را تمیز کنند. ماههای گرم و مرطوب (اواخر بهار تا اوایل پاییز) اوج فعالیت مگسهاست. مگس ماده تخم یا لارو را روی لبه زخم، یا اطراف سوراخهای طبیعی (مقعد، بینی، گوش) میگذارد.
پاسخ: در گذشته از حشرهکشهای موضعی (ارگانوفسفرهها) استفاده میشد، اما امروز داروهای سیستمیک (خوراکی یا موضعی) تحول ایجاد کردهاند.
پاسخ: سودومایازیس یعنی میازیس تصادفی و اتفاقی. این زمانی رخ میدهد که حیوان تخم یا لارو مگس را به همراه غذای آلوده، گوشت فاسد یا مردار ببلعد و لاروها در مدفوع یا استفراغ مشاهده میشوند.
“Pseudomyiasis is when maggots are found in the intestinal or urogenital tract as passersby; they have accidentally been swallowed or migrated into these areas without actually feeding on tissues.”
تشخیص آن از آلودگی واقعی (جایی که لارو در روده رشد میکند) بسیار مهم است. اگر حیوان را به مدت ۲ تا ۳ روز در قفس نگه دارید و فقط غذای کنسروی یا خشک سالم به آن بدهید، دیگر لاروی در مدفوع دیده نمیشود (زیرا منبع خارجی قطع شده است). بنابراین درمان خاصی ندارد و فقط مدیریت تغذیه کافی است.
نکته تشخیصی بسیار مهم برای روتین آزمایشگاهی: گاهی لاروها روی مدفوعی که از محیط جمعآوری شده (نه مستقیم از رکتوم)، تخمگذاری میکنند و باعث تشخیص اشتباه میشوند. برای تأیید، همیشه از نمونه تازه رکتال استفاده کنید.
پاسخ: بله، بسیاری از گونههای مگس میتوانند انسان را هم آلوده کنند. با این حال، نکته بسیار مهم و آرامشبخش: میازیس به طور مستقیم از سگ و گربه به انسان منتقل نمیشود (“Infestations are not directly transmitted from dogs and cats to humans”).
کاربرد درمانی! جالب است بدانید که لارو Lucilia sericata در پزشکی انسانی برای دبریدمان زخمهای نکروزه (Maggot Debridement Therapy) استفاده میشود. همچنین سگهای مبتلا به Cordylobia anthropophaga در آفریقا به عنوان مخزن (Reservoir) شناخته میشوند و جابجایی این حیوانات میتواند باعث گسترش جغرافیایی مگسهای پیچان شود، اما نقش اپیدمیولوژیک مهمی در انتقال مستقیم به انسان ندارند.
مطالعه موردی (Case Example) برای جمعبندی: یک گربه نر ۱ ساله در ماه جولای با شروع ناگهانی آتاکسی و کاهش بینایی مراجعه کرد. در MRI ضایعات هیپراینتنس در مغز و یک توده مشکوک به فورانکل در نازوفارنکس دیده شد (تصویر ۱۰۸.۲). آنالیز مایع CSF افزایش نوتروفیل و ائوزینوفیل را نشان داد. تشخیص کوتربریازیس سیستم عصبی داده شد. درمان با ایورمکتین (۳۰۰ میکروگرم بر کیلوگرم خوراکی، دو بار با فاصله ۴۸ ساعت)، پردنیزولون و کلیندامایسین شروع شد. تشنجهای ثانویه با زونیسامید کنترل شد و گربه پس از ۳ سال هنوز زنده و سالم بود (که نشان میدهد درمان در موارد CNS گاهی موفقیتآمیز است).