سارکوسیستوز یک بیماری انگلی تکیاختهای (Protozoal disease) است که توسط جنس سارکوسیستیس (Sarcocystis) از راسته آپیکامپلکسا (Apicomplexa) ایجاد میشود. کلمه سارکوسیست از دو بخش یونانی sarkos (به معنای گوشت) و kystis (به معنای کیسه یا توده) گرفته شده است. برخلاف توکسوپلاسما و نئوسپورا که میزبان نهایی آنها گوشتخواران (مثل گربه و سگ) هستند، در سارکوسیستیس، میزبان نهایی معمولاً گوشتخوار است اما میزبان واسط میتواند طیف وسیعی از مهرهداران باشد.
متن استنادی انگلیسی برای مفهوم اولیه بیماری:
“Sarcocystis spp. are obligatory intracellular protozoal pathogens that resemble Toxoplasma and Neospora.”
چرخه زندگی سارکوسیستیس اجباری دو-میزبانه (Heteroxenous) است و به شدت به زنجیره غذایی شکارچی-شکار وابسته است. برای درک بهتر، شکل ۹۵.۱ کتاب را حتماً ببینید.
متن استنادی انگلیسی در مورد دفع نامنظم اووسیست:
“Because oocysts are trapped in the lamina propria, they are released at irregular intervals, even several months after initial infection.”
بر اساس جداول و متن کتاب، سه گونه اصلی بیماریزا عبارتند از:
| نام گونه (Species) | گونه میزبان | علائم بالینی و ارگان درگیر (Clinical Syndrome) |
|---|---|---|
| Sarcocystis canis | سگ (بیشتر تولههای زیر ۱۰ ماه) | هپاتیت (Hepatitis)، مننگوآنسفالومیلیت، پنومونی و درماتیت. معمولاً با نقص ایمنی همراه است. |
| Sarcocystis neurona یا شبهنورونا | سگ و گربه | مننگوآنسفالومیلیت (Meningoencephalomyelitis)، کوریورتینیت (Chorioretinitis) و میوزیت (Myositis). شایعترین تظاهر عصبی است. |
| Sarcocystis caninum (و گاهی همراه با S. svanai) | سگ | هپاتیت و میوزیت نکروزان شدید که منجر به سفتی و آتروفی عضلات و افزایش شدید آنزیم CK میشود. |
توجه کنید که عفونتهای شدید معمولاً در حیوانات جوان، حیواناتی که همزمان به دیستمپر (CDV) مبتلا هستند، یا حیواناتی که تحت درمان سرکوبکننده سیستم ایمنی (Immunosuppressive drugs) قرار گرفتهاند، دیده میشود.
S. neurona علت اصلی آنسفالومیلیت تکیاختهای اسب (EPM) است، اما در سگ و گربه هم ایجاد بیماری میکند. میزبان نهایی اختصاصی آن در آمریکای شمالی، اپوسوم ویرجینیا (Didelphis virginiana) است. به همین دلیل، این بیماری عمدتاً در قاره آمریکا و مناطقی که این اپوسوم زندگی میکند، دیده میشود. میزبانهای واسط طبیعی آن شامل گربه خانگی، راکون، اسکانک و آرمادیلو هستند. نکته بسیار مهم: اسب یک میزبان سرگردان (Aberrant host) است؛ یعنی تکثیر انگل فقط در سیستم عصبی مرکزی (CNS) انجام میشود و کیست عضلانی در اسب تشکیل نمیشود (پس اسب نمیتواند اپوسوم را آلوده کند). در حالی که گربهها به عنوان میزبان واسط طبیعی عمل کرده و کیست عضلانی تولید میکنند.
متن استنادی انگلیسی در مورد محدودیت جغرافیایی:
“S. neurona is confined to the Americas, dependent on the geographic location of its definitive host, the opossum (Didelphis spp.).”
علائم بستگی به گونه دارد؛ اما به طور کلی شامل تب، بیحالی، درد عضلانی، ضعف و ایکتر (زردی) است.
یافتههای آزمایشگاهی (متناسب با موارد ثبتشده):
- خون (CBC): اغلب کمخونی خفیف غیرتجدیدشونده، نوتروفیلی با تغییر به چپ، لنفوپنی، و گاهی ائوزینوفیلی (تا ۶۳۰۰ سلول در میکرولیتر). ترومبوسیتوپنی هم گزارش شده است.
- بیوشیمی (Chemistry): افزایش شدید آنزیمهای کبدی (ALT تا ۳۴۳۶، ALP تا ۲۲۰۳)، هیپربیلی روبینمی و افزایش بسیار شدید آنزیم عضلانی کراتین کیناز (CK) (تا ۱۳۲۰۶ U/L) که نشاندهنده میوزیت شدید است.
- مایع مغزی-نخاعی (CSF): در موارد عصبی، ممکن است پلئوسیتوز (افزایش سلول) با غلبه ائوزینوفیل (ائوزینوفیلیک مننگوآنسفالیت) یا لنفوسیت و نوتروفیل مشاهده شود. در یک مورد از کتاب، CSF دارای ۲۳٪ ائوزینوفیل بوده است. همچنین در موارد نادر، مروزوئیتهای آزاد یا داخل سلولی در CSF دیده شده است (شکل ۹۵.۳ را ببینید).
متن استنادی انگلیسی در مورد CSF ائوزینوفیلیک:
“the CSF had a total nucleated cell count of 117 cells/uL with 23% eosinophils…”
تشخیص قطعی نیازمند شناسایی انگل در بافتهاست. اما روشها متفاوتند (جدول ۹۵.۲ را بررسی کنید):
متن استنادی انگلیسی در مورد محدودیت PCR:
“Because positive PCR results can occur in healthy animals, they must be interpreted in light of clinical signs and other findings in the specimens tested.”
درمان عفونتهای رودهای نیازی نیست، اما در موارد خارجرودهای (عصبی و عضلانی) باید سریعاً اقدام کرد (جدول ۹۵.۳). داروهای توصیهشده عبارتند از:
هشدار بسیار مهم: استفاده از کورتیکواستروئیدها (Glucocorticoids) در این بیماران میتواند باعث بدتر شدن علائم شود، زیرا با سرکوب سیستم ایمنی، تکثیر شیزونتها را افزایش میدهد. در منابع تأکید شده که در برخی حیوانات پس از تجویز کورتیکواستروئید، علائم عصبی پیشرونده شده است.
متن استنادی انگلیسی در مورد خطر کورتیکواستروئیدها:
“Clinical signs worsened after glucocorticoid therapy in some animals, suggesting that immunosuppression may allow for proliferation of the parasite.”
پیشآگهی (Prognosis): در صورت تشخیص زودهنگام و درمان با پونازوریل یا کلیندامایسین، بهبودی نسبی ممکن است (مثل گربهای که در گزارش فقط نقص خفیف وضعیتدهی باقی ماند)، اما بسیاری از موارد به دلیل تشخیص دیرهنگام در کالبدگشایی (Necropsy) کشف میشوند و پیشآگهی ضعیف است.
خوشبختانه، گونههای سارکوسیستیس سگ و گربه برای انسان بیماریزا نیستند (غیرقابل انتقال). انسان میتواند میزبان نهایی یا واسط برای گونههای اختصاصی خودش باشد، اما نه برای این گونهها.
نکته مهم بهداشتی دیگر: به دلیل اینکه علائم عصبی این بیماری شباهت زیادی به هاری (Rabies) دارد، بسیاری از سگها و گربههای مبتلا به اشتباه به دلیل شک به هاری، معدوم (Euthanize) شدهاند. همچنین در چین، مشاهده سارکوسیست در گوشت سگهای عرضهشده برای مصرف انسان، یک هشدار بهداشتی بالقوه محسوب شده است.
تشخیص افتراقی (Differential Diagnosis): باید بیماریهای زیر را حتماً مد نظر داشته باشید (ذکر شده در Key Points کتاب):
توکسوپلاسموز، نئوسپوروز، هپاتوزونوز، هاری، دیستمپر سگ (CDV)، هپاتیت عفونی سگ، ویروس نیل غربی، ارلیشیوز، تب خالدار کوههای راکی (RMSF)، قارچهای عمقی، بیماریهای ذخیرهای نورونی، و نئوپلازیهای سیستم عصبی.
برای درک بهتر چرخه، حتماً به شکل ۹۵-۱ (چرخه زندگی)، برای تصویرسازی ضایعات مغزی به شکل ۹۵-۲ (MRI)، برای شناخت مروزوئیتها به شکل ۹۵-۳، برای تشخیص مدفوعی به شکل ۹۵-۴ و برای کیستهای عضلانی در بیوپسی به شکل ۹۵-۵ مراجعه کنید. امیدوارم این بازنویسی کاربردی، مبحث سنگین سارکوسیستوز را برای شما شیرین و مفهومی کرده باشد.