پاسخ:
ترومبوآمبولی (Thromboembolism - TE) به وضعیتی گفته میشود که در آن یا یک لخته خون به صورت موضعی در رگ یا قلب تشکیل میشود (ترومبوز - Thrombus) یا این لخته یا بخشی از آن کنده شده و با جریان خون به جای دیگری منتقل میشود (آمبولی - Embolus).
نکته کلیدی از متن اصلی:
“Thromboembolic (TE) disease involves either a locally formed (in situ) aggregation of platelets and other blood elements (thrombus), or a thrombus or other aggregate that breaks away from its origination site (embolus) and is carried downstream by blood flow.”
هر دو حالت میتوانند جریان خون را به طور کامل یا نسبی مسدود کنند. عواقب بالینی به اندازه و محل لخته بستگی دارد؛ گاهی علائم حاد و شدید ایجاد میشود و گاهی بدون علامت بالینی است و تنها در کالبدگشایی کشف میشود.
محلهای شایع درگیری: آئورت انتهایی (distal aorta)، سرخرگهای ریوی (pulmonary arteries)، قلب و ورید اجوف قدامی (cranial vena cava).
پاسخ:
هموستاز طبیعی حاصل تعادل بین سه دسته عامل است: - عوامل پیشانعقاد (Procoagulant) - عوامل ضدانعقاد (Anticoagulant) - سیستم فیبرینولیز (Fibrinolysis)
اندوتلیوم سالم با سه مکانیسم اصلی از تشکیل لخته جلوگیری میکند:
آسیب اندوتلیوم از سه طریق باعث تشکیل ترومبوز میشود: 1. آزادسازی اندوتلین (Endothelin) که باعث انقباض عروق و کندی جریان خون میشود. 2. ظهور PTS در سطح غشا که سرعت واکنشهای انعقاد را به شدت افزایش میدهد. 3. مهمترین مورد: قرار گرفتن سلولهای بیانکننده فاکتور بافتی (Tissue Factor - TF) که شروعکننده اصلی تشکیل ترومبوز است.
پاسخ:
این مدل انعقاد را به دو مسیر خارجی (Extrinsic - وابسته به TF) و داخلی (Intrinsic - وابسته به تماس) تقسیم میکرد که هر دو به فعالسازی فاکتور X منجر میشدند و سپس مسیر مشترک (Common Pathway) برای تبدیل پروترومبین به ترومبین و فیبرینوژن به فیبرین فعال میشد.
این مدل که نقش غشای سلول را در هموستاز درونتن (in vivo) برجسته میکند، به سه فاز همپوشان تقسیم میشود:
فاز آغازین (Initiation): آسیب عروقی، سلولهای زیراندوتلیالی بیانکننده TF را در معرض خون قرار میدهد. TF به FVIIa متصل شده و کمپلکس TF-FVIIa باعث فعالسازی مقدار کمی FXa میشود که به نوبه خود مقدار کمی ترومبین (FIIa) تولید میکند. همین ترومبین کم، پلاکتهای مجاور را فعال میکند.
فاز تقویت (Amplification): ترومبین باعث تغییر شکل پلاکت، دگرانولاسیون (آزادسازی مواد از گرانولهای پلاکتی) و بیان گیرندههای سطحی روی پلاکت میشود. مواد آزادشده از گرانولهای پلاکتی عبارتند از: ترومبوکسان A2، سروتونین، ADP، کلسیم و فیبرینوژن. گیرندههای پلاکتی به فاکتور فونویلبراند (از طریق GP Ib-IX) یا به پلاکتهای دیگر از طریق فیبرینوژن (از طریق GP αIIbβ3 که قبلاً GP IIb-IIIa نامیده میشد) متصل میشوند. این تجمع، یک پلاگ پلاکتی (Platelet Plug) ایجاد میکند.
فاز انتشار (Propagation): فاکتورهای انعقادی فعال شده روی سطح پلاکتهای فعال (که PTS در سطح خود دارند) واکنش داده و مقدار زیادی FXa تولید میکنند. FXa به همراه کوفاکتور خود FVa، پروترومبین را به ترومبین (FIIa) تبدیل میکند. ترومبین، فیبرینوژن را به مونومرهای فیبرین تبدیل کرده و این مونومرها پلیمریزه شده و فیبرین محلول را تشکیل میدهند. سپس فاکتور XIII فعال شده توسط ترومبین (یا فاکتور تثبیتکننده فیبرین)، فیبرین را به صورت عرضی به هم متصل کرده و لخته نامحلول و پایدار ایجاد میکند.
نقل قول از متن اصلی:
“The currently advocated cell-based model of hemostasis is divided into three sequential but overlapping phases: initiation, amplification, and propagation.”
پاسخ:
سهگانه ویرشو (Virchow’s Triad) شامل سه عامل مستعدکننده برای ایجاد ترومبوز پاتولوژیک است:
بیماریهای همراه: - سپسیس (Sepsis) - بیماریهای التهابی سیستمیک - بیماری قلبی کرمی (Heartworm Disease - HWD) - نئوپلازی (Neoplasia) - ترومای شدید - شوک (Shock) - کاتتریزاسیون وریدی - تزریق مواد تحریککننده - آترواسکلروز (Atherosclerosis) - هیپرهموسیستئینمی (Hyperhomocysteinemia)
نکته: آسیب اندوتلیوم باعث از دست رفتن خواص ضدپلاکتی، ضدانعقادی و فیبرینولیتیک اندوتلیوم سالم شده و همچنین TF و عوامل ضدفیبرینولیتیک آزاد میکند.
بیماریهای همراه: - انسداد عروقی (توده، کرم بالغ قلب، کاتتر) - بیماریهای قلبی (به ویژه کاردیومیوپاتی در گربهها) - نئوپلازی قلبی-عروقی - اندوکاردیت (Endocarditis) - شوک، هیپوولمی، کمآبی - بیحرکتی طولانیمدت (Prolonged Recumbency) - هیپرویسکوزیته (پلیسیتمی، لوسمی، هیپرگلوبولینمی) - هیپویسکوزیته (کمخونی) - ناهنجاری آناتومیک (آنوریسم، فیستول شریانی-وریدی)
بیماریهای همراه: - بیماری گلومرولی / نفروپاتی از دستدهنده پروتئین (Protein-Losing Nephropathy - PLN) - هیپرآدرنوکورتیسیسم (Hyperadrenocorticism - HAC) - کمخونی همولیتیک با منشأ ایمنی (Immune-Mediated Hemolytic Anemia - IMHA) - پانکراتیت (Pancreatitis) - انتروپاتی از دستدهنده پروتئین (Protein-Losing Enteropathy - PLE) - سپسیس / عفونت - نئوپلازی - انعقاد داخل عروقی منتشر (Disseminated Intravascular Coagulation - DIC) - بیماری قلبی
نکته مهم: کمبود آنتیترومبین (AT) شایعترین علت هیپرکواگولابل است. همچنین کاهش فعالیت پروتئین C، هیپرفیبرینوژنمی و افزایش فاکتورهای II، V، VII، VIII، IX، X یا XII نیز میتوانند نقش داشته باشند.
پاسخ:
PTE به معنی Pulmonary Thromboembolism است.
بیماریهای همراه با PTE در سگ: - بیماری قلبی کرمی (HWD) - کمخونی همولیتیک با منشأ ایمنی (IMHA) - نئوپلازی - انعقاد داخل عروقی منتشر (DIC) - سپسیس - هیپرآدرنوکورتیسیسم (HAC) - نفروپاتی از دستدهنده پروتئین (PLN) - پانکراتیت - ترومای شدید - کمکاری تیروئید (Hypothyroidism) - ترومبوز دهلیز راست (RA) ناشی از عفونت یا نئوپلازی
PTE در گربهها نادرتر است، اما با بیماریهای زیر همراهی دارد: - نئوپلازی - بیماری قلبی کرمی (HWD) - کمخونی (احتمالاً ایمنیمدار) - پانکراتیت - گلومرولونفریت - آنسفالیت - پنومونی - بیماری قلبی - سپسیس - تجویز گلوکوکورتیکوئید - انتروپاتی از دستدهنده پروتئین (PLE) - لیپیدوز کبدی (Hepatic Lipidosis)
پاسخ:
ATE = Arterial Thromboembolism
دو شاخه شدن آئورت (Aortic Trifurcation) - به اصطلاح “ترومبوس زینی” (Saddle Thrombus) - تصویر ۱۲.۱ را ببینید.
نکته از متن اصلی:
“Common physical examination findings of cats with ATE can be summarized with the mnemonic ‘5 Ps’: pain, pallor, paresis or plegia, pulselessness, and poikilothermia.”
علائم دیگر: تاکیپنه، تنفس دهانباز، هیپوترمی، آزوتمی، صداهای قلبی (سوفل، گالوپ، آریتمی).
۱. درمان حمایتی: - اکسیژندرمانی در صورت علائم تنفسی - تصحیح آزوتمی و الکترولیتها - گرم کردن خارجی در صورت هیپوترمی - مایعات وریدی (در صورت عدم وجود CHF) - تغذیه حمایتی
۲. ضد درد (Analgesia): - فنتانیل (Fentanyl): بولوس IV و سپس انفوزیون - بوپرنورفین (Buprenorphine): IM، IV، SC یا از راه مخاطی دهان - هیدرومورفون، متادون، مورفین
هشدار: آسپرومازین (Acepromazine) به دلیل اثرات گشادکنندگی عروق و خطر تشدید انسداد خروجی بطن در HCM توصیه نمیشود.
۳. درمان ضدپلاکتی (Antiplatelet Therapy):
عوارض: تلخی مزه، استفراغ (بهتر است با غذا یا در کپسول ژلاتینی داده شود).
آسپیرین (Aspirin): قبلاً خط اول بود، اما در مطالعه FATCAT نسبت به کلوپیدوگرل ضعیفتر بود.
۴. درمان ضدانعقاد (Anticoagulant Therapy):
مانیتورینگ: هدف prolong کردن aPTT به ۱.۵ تا ۲ برابر baseline.
هپارین با وزن مولکولی کم (Low Molecular Weight Heparin - LMWH):
۵. ترومبولیتیک (Thrombolytic Therapy): - rt-PA (Alteplase): تنها داروی مؤثر اما با عوارض جدی (خونریزی، آسیب ریپرفیوژن، هیپرکالمی). - دوز در گربه: ۵ میلیگرم به صورت انفوزیون ۹۰ دقیقهای (بولوس ۰.۷۵ میلیگرم، سپس ۲.۵ میلیگرم در ۳۰ دقیقه، سپس ۱.۷۵ میلیگرم در ۱ ساعت). - توجه: فقط در ۳-۴ ساعت اول انسداد مفید است و بقای واضحی ندارد.
۶. جراحی: به دلیل خطر بالای جراحی و آسیب ایسکمیک قبلی، معمولاً توصیه نمیشود.
پاسخ:
| ویژگی | گربه (Feline ATE) | سگ (Canine Aortic Thrombosis) |
|---|---|---|
| مکانیسم | آمبولی از قلب (معمولاً کاردیومیوپاتی) | ترومبوز درجا (in situ) در آئورت انتهایی |
| شروع علائم | حاد و شدید | مزمن و مبهم (اغلب >۲ هفته) |
| علت زمینهای شایع | کاردیومیوپاتی (HCM) | نفروپاتی از دستدهنده پروتئین (PLN) |
| نوع فلج | پاراپارزی حاد دوطرفه | لنگش متناوب (Claudication) یکطرفه یا دوطرفه |
| نبض فمورال | معمولاً غایب | ضعیف اما ممکن است وجود داشته باشد |
| بیمار در زمان مراجعه | معمولاً غیرقابل راهرفتن | اکثراً قادر به راهرفتن هستند |
توجه: بیماریهای قلبی اولیه در سگها به ندرت باعث ترومبوز سیستمیک میشوند، برخلاف گربهها.
۱. درمان حمایتی و ضد درد: - مایعات وریدی (در صورت عدم CHF) - ضد درد: فنتانیل، بوپرنورفین، هیدرومورفون (دوزها در جدول ۱۲.۳)
۲. ضدپلاکت: - کلوپیدوگرل: ۲-۴ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۲۴ ساعت (دوز بارگیری ۱۰ میلیگرم/کیلوگرم اثر سریعتر دارد) - آسپیرین با دوز بسیار پایین: ۰.۵-۱ میلیگرم/کیلوگرم هر ۲۴ ساعت (ارزانتر، اما شواهد ضعیفتر) - مطالعه در IMHA: آسپیرین با دوز بسیار پایین (۰.۵ میلیگرم/کیلوگرم) ایمن است و ممکن است بقا را بهبود بخشد.
۳. ضدانعقاد: - هپارین شکسته نشده (UFH): بولوس IV ۱۰۰ واحد/کیلوگرم، سپس CRI ۶۰۰-۸۰۰ واحد/کیلوگرم/روز - LMWH: انوکساپارین ۱.۵ میلیگرم/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت، دالتپارین ۵۰-۱۰۰ واحد/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت
۴. وارفارین (Warfarin) - برای درمان طولانیمدت در سگهای بزرگ: - مکانیسم: مهار ویتامین K اپوکسید ردوکتاز (کاهش فاکتورهای II، VII، IX، X) - دوز اولیه: ۰.۰۵-۰.۲ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۲۴ ساعت - مانیتورینگ: PT و INR (International Normalized Ratio) - هدف INR بین ۲-۳ - هشدار: شروع درمان با وارفارین به دلیل نیمعمر کوتاهتر پروتئینهای C و S، باعث هیپرکواگولابل گذرا میشود؛ بنابراین همزمان با هپارین شروع میشود.
جدول تنظیم دوز وارفارین (مطابق جدول ۱۲.۱): - INR 1.0-1.4: افزایش ۱۰-۲۰٪ دوز هفتگی، بررسی مجدد در ۱ هفته - INR 1.5-1.9: افزایش ۵-۱۰٪ دوز، بررسی در ۲ هفته - INR 2.0-3.0: بدون تغییر، بررسی در ۴-۶ هفته - INR 3.1-4.0: کاهش ۵-۱۰٪ دوز، بررسی در ۲ هفته - INR 4.1-5.0: قطع وارفارین ۱ روز، کاهش ۱۰-۲۰٪، بررسی در ۱ هفته - INR >5.0: قطع تا INR<3.0، کاهش ۲۰-۴۰٪، بررسی در ۱ هفته
۵. مهارکنندههای مستقیم فاکتور Xa (جدید): - ریواروکسابان (Rivaroxaban - Xarelto): ۰.۵-۱ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۲۴ ساعت - مزیت: نیاز به مانیتورینگ کمتر، خطر خونریزی کمتر نسبت به وارفارین
پاسخ:
ترومبوز وریدی در وریدهای بزرگ بیشتر از وریدهای کوچک علامتدار میشود.
علل: - بیماریهای ایجادکننده هیپرکواگولابل: IMHA، سپسیس، نئوپلازی، PLN، بیماری قارچی، بیماری قلبی، مصرف گلوکوکورتیکوئید - کاتتر ورید وداج (Jugular Catheter) یا لید پیسمکر دائمی
علائم (سندرم ورید اجوف قدامی - Cranial Caval Syndrome): - ادم زیرجلدی متقارن دوطرفه در سر، گردن و اندامهای قدامی - پلورال افیوژن (اغلب کیلوس - Chylous) به دلیل اختلال در تخلیه مجرای توراسیک - توده قابل لمس در ورید وداج (در صورت گسترش ترومبوز) - علائم کاهش برونده قلبی (به دلیل کاهش برگشت وریدی به قلب)
علل: - پانکراتیت و نکروز پانکراس - پریتونیت، نئوپلازی، هپاتیت، PLN، IMHA، واسکولیت - مصرف کورتیکواستروئید (در بسیاری از موارد اتفاقی)
علائم: - آسیت (Ascites) به دلیل افزایش فشار ورید باب
پاسخ:
۱. ضدپلاکتها (Antiplatelet Agents): مهار تجمع پلاکتی (مهم در جریان با برش بالا - High Shear)
| دارو | مکانیسم | دوز در گربه | دوز در سگ | نکات |
|---|---|---|---|---|
| کلوپیدوگرل (Clopidogrel) | مهار گیرنده P2Y12 پلاکت | ۱۸.۷۵ میلیگرم/گربه هر ۲۴ ساعت (بارگیری: ۷۵ میلیگرم یکبار) | ۲-۴ میلیگرم/کیلوگرم هر ۲۴ ساعت (بارگیری: ۱۰ میلیگرم/کیلوگرم) | داروی خط اول در گربه، تلخمزه، ممکن است استفراغ ایجاد کند. |
| آسپیرین (Aspirin) | مهار COX (کاهش ترومبوکسان A2) | ۸۱ میلیگرم/گربه هر ۷۲ ساعت (دوز پایینتر: ۵ میلیگرم/گربه هر ۷۲ ساعت) | ۰.۵-۱ میلیگرم/کیلوگرم هر ۲۴ ساعت | خطر زخم GI، در گربه به دلیل کمبود آنزیم گلوکورونیل ترانسفراز با فاصله بیشتر داده میشود. |
مطالعه FATCAT: کلوپیدوگرل به طور معنیداری از آسپیرین در پیشگیری ثانویه از ATE در گربه بهتر بود.
۲. ضدانعقادها (Anticoagulants): مهار فاکتورهای انعقادی (مهم در جریان با برش کم - Low Shear)
| دارو | مکانیسم | دوز در گربه | دوز در سگ | مانیتورینگ |
|---|---|---|---|---|
| هپارین شکستهنشده (UFH) | فعالسازی AT (مهار فاکتورهای IIa، IXa، Xa، XIa، XIIa) | بولوس IV ۱۰۰ واحد/کیلوگرم، سپس SC ۲۰۰ واحد/کیلوگرم هر ۸ ساعت یا CRI ۶۰۰-۸۰۰ واحد/کیلوگرم/روز | مشابه | aPTT: هدف ۱.۵-۲.۵ برابر baseline |
| انوکساپارین (LMWH) | مهار فاکتور Xa | ۱.۵ میلیگرم/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت | ۱.۵ میلیگرم/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت | Anti-Xa (هدف در انسان: ۰.۵-۱ واحد/میلیلیتر) |
| دالتپارین (LMWH) | مهار فاکتور Xa | ۱۰۰ واحد/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت | ۵۰-۱۰۰ واحد/کیلوگرم SC هر ۱۲-۲۴ ساعت | Anti-Xa |
| وارفارین | مهار ویتامین K اپوکسید ردوکتاز | به ندرت استفاده میشود | ۰.۰۵-۰.۲ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۲۴ ساعت | INR هدف: ۲-۳ |
| ریواروکسابان (مهارکننده مستقیم Xa) | مهار مستقیم فاکتور Xa | دوز منتشرشده دارد | ۰.۵-۱ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۲۴ ساعت | نیاز به مانیتورینگ معمول ندارد |
۳. ترومبولیتیکها (Thrombolytics): حل کردن لخته (محدودیت استفاده به دلیل خطر خونریزی و آسیب ریپرفیوژن)
| دارو | مکانیسم | دوز در گربه | دوز در سگ | نکات |
|---|---|---|---|---|
| rt-PA (Alteplase) | تبدیل پلاسمینوژن به پلاسمین (اختصاصی برای فیبرین داخل لخته) | ۵ میلیگرم/گربه به صورت پروتکل ۹۰ دقیقهای (بولوس ۰.۷۵، سپس ۲.۵ در ۳۰ دقیقه، سپس ۱.۷۵ در ۱ ساعت) | ۱.۴ میلیگرم/کیلوگرم به صورت پروتکل مشابه | فقط در ۳-۴ ساعت اول، عوارض: هیپرکالمی، اسیدوز، خونریزی |
| استرپتوکیناز/یوروکیناز | غیراختصاصی | توصیه نمیشود | گزارش شده اما با عوارض زیاد | به دلیل عوارض شدیدتر، استفاده نمیشود |
پاسخ:
در گربهها (پیشگیری از ATE): - گروههای هدف: گربههای با سابقه ATE، گربههای با کاردیومیوپاتی و بزرگ شدن متوسط تا شدید LA، کاهش عملکرد LA یا دهلیز، وجود اسپونتانئوس اکو-کونتراست (Swirling Smoke) یا ترومبوز داخل قلبی در اکوکاردیوگرافی. - داروی خط اول: کلوپیدوگرل (۱۸.۷۵ میلیگرم/گربه هر ۲۴ ساعت) بر اساس مطالعه FATCAT. - گزینههای ترکیبی: در موارد پرخطر (ترومبوز داخل قلبی، سابقه ATE) میتوان کلوپیدوگرل را با LMWH یا مهارکننده فاکتور Xa ترکیب کرد. - آسپیرین: فقط در صورت عدم تحمل کلوپیدوگرل یا عدم دسترسی.
نکته: اثربخشی پروفیلاکسی در پیشگیری اولیه از ATE به طور کامل ثابت نشده است و تصمیمگیری بر اساس ریسکاستراتیفیکیشن است.
در سگها (پیشگیری از عود ترومبوز آئورت): - ترکیب ضدپلاکت (کلوپیدوگرل یا آسپیرین) + ضدانعقاد (LMWH یا وارفارین یا مهارکننده Xa) - در سگهای بزرگ، وارفارین به دلیل هزینه کمتر نسبت به LMWH گزینه مناسبی است. - ریواروکسابان به عنوان گزینه جدید با مانیتورینگ کمتر، نویدبخش است.
مدیریت بیماری زمینهای: مهمترین اصل در پیشگیری، کنترل بیماری زمینهای است (مانند درمان PLN، IMHA، HAC، دیابت، نئوپلازی).
| اختصار | معنی کامل | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| TE | Thromboembolism | بیماری ترومبوآمبولی |
| ATE | Arterial Thromboembolism | ترومبوآمبولی شریانی (در گربهها شایعتر) |
| PTE | Pulmonary Thromboembolism | ترومبوآمبولی ریوی |
| DIC | Disseminated Intravascular Coagulation | انعقاد داخل عروقی منتشر |
| HCM | Hypertrophic Cardiomyopathy | کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک (شایعترین علت ATE در گربه) |
| CHF | Congestive Heart Failure | نارسایی احتقانی قلب |
| PLN | Protein-Losing Nephropathy | نفروپاتی از دستدهنده پروتئین (شایعترین علت ترومبوز آئورت در سگ) |
| IMHA | Immune-Mediated Hemolytic Anemia | کمخونی همولیتیک با منشأ ایمنی |
| HAC | Hyperadrenocorticism | هیپرآدرنوکورتیسیسم (سندرم کوشینگ) |
| PLE | Protein-Losing Enteropathy | انتروپاتی از دستدهنده پروتئین |
| HWD | Heartworm Disease | بیماری قلبی کرمی (دیروفیلاریوز) |
| AT | Antithrombin | آنتیترومبین (مهمترین مهارکننده طبیعی انعقاد) |
| TFPI | Tissue Factor Pathway Inhibitor | مهارکننده مسیر فاکتور بافتی |
| TF | Tissue Factor | فاکتور بافتی (شروعکننده اصلی انعقاد) |
| PTS | Phosphatidylserine | فسفاتیدیلسرین (در غشای پلاکت فعال ظاهر میشود) |
| LMWH | Low Molecular Weight Heparin | هپارین با وزن مولکولی کم (انوکساپارین، دالتپارین) |
| UFH | Unfractionated Heparin | هپارین شکستهنشده |
| aPTT | Activated Partial Thromboplastin Time | زمان ترومبوپلاستین نسبی فعال (برای مانیتورینگ هپارین) |
| INR | International Normalized Ratio | نسبت نرمالشده بینالمللی (برای مانیتورینگ وارفارین) |
| TEG | Thromboelastography | ترومبوالاستوگرافی (ارزیابی کلی هموستاز) |
| rt-PA | Recombinant Tissue Plasminogen Activator | فعالکننده نوترکیب بافتی پلاسمینوژن (آلتپلاز) |
تصویر ۱۲.۱ (FIG 12.1): نمای کالبدگشایی از آئورت انتهایی یک گربه با کاردیومیوپاتی که ترومبوآمبولی در محل دو شاخه شدن آئورت قرار دارد (Saddle Thrombus). برای درک محل آناتومیک و اندازه ترومبوز مفید است.
تصویر ۱۲.۲ (FIG 12.2):
(B) مقایسه بالشتک کف پای چپ (سرد و رنگپریده) با بالشتک پای جلویی چپ (سالم). این تصویر علائم “۵P” را به خوبی نشان میدهد.
جدول ۱۲.۱ (TABLE 12.1): راهنمای تنظیم دوز هفتگی وارفارین بر اساس INR. برای مانیتورینگ درمان با وارفارین در سگها بسیار کاربردی است.
جعبه ۱۲.۱ (BOX 12.1): لیست بیماریهای همراه با ترومبوآمبولی بر اساس سهگانه ویرشو.
جعبه ۱۲.۲ (BOX 12.2): خلاصه یافتههای بالینی شایع در گربههای با ATE.
جعبه ۱۲.۳ (BOX 12.3): خلاصه درمانهای دارویی برای ترومبوآمبولی حاد شامل دوزهای دقیق داروها.