حالا به ترتیب به هر سوال پاسخ میدهیم.
پاسخ:
بیماریهای اصلی حفرهٔ پلور شامل تجمع مایع (Pleural Effusion) و تجمع هوا (Pneumothorax) هستند. همچنین تودههای مدیاستین (Mediastinal Masses) و پنومومدیاستین (Pneumomediastinum) نیز مطرحاند.
علائم بالینی (Clinical Signs):
هر چیزی که مانع از بازشدن طبیعی ریهها (Lung Expansion) شود، باعث علائم تنفسی میشود.
- نشانهٔ اولیه: عدم تحمل ورزش (Exercise Intolerance).
- نشانهٔ پیشرفته: دیسترس تنفسی آشکار (Overt Respiratory Distress).
- در معاینه فیزیکی:
- تعداد تنفس افزایش یافته (Tachypnea).
- صداهای ریوی در سمع (Auscultation) کاهش یافته است (چون مایع یا هوا مانع انتقال صدا میشود).
- در تنفسهای شدید، حرکت شکم افزایش مییابد (Increased Abdominal Excursions).
- تنفس پارادوکسیکال (Paradoxical Breathing): یعنی در زمان دم (Inspiration)، دیوارهٔ شکم به داخل کشیده میشود (برخلاف حالت عادی که شکم در دم بیرون میآید). این الگو در سگها و گربههای با دیسترس تنفسی ناشی از بیماری پلور دیده میشود (مطالعهٔ LeBoedec و همکاران، ۲۰۱۲).
نکتهٔ تکمیلی از متن اصلی:
“Paradoxical breathing refers to a breathing pattern in which the abdominal walls are ‘sucked in’ during inspiration. Paradoxical breathing has been associated with pleural diseases in dogs and cats presented for respiratory distress.”
در گربههای با تودهٔ مدیاستین، ممکن است هنگام لمس، قسمت جلویی قفسهسینه (Anterior Thorax) کمتر از حالت طبیعی قابل فشردن باشد (Decreased Compressibility).
آمبولی ریوی (Pulmonary Thromboembolism - PTE) نیز میتواند باعث افیوژن پلور (معمولاً خفیف و از نوع اگزودا یا ترانسودای تغییر یافته) شود. اگر تنفس حیوان شدیدتر از حد انتظار با توجه به حجم مایع باشد، به PTE مشکوک شوید.
پاسخ:
تشخیص با رادیوگرافی قفسهسینه (Thoracic Radiography)، اولتراسونوگرافی (Thoracic Ultrasonography) یا توراکوسنتز (Thoracocentesis) تایید میشود. اما ترتیب اقدامات بسیار مهم است:
گام اول (حیوانات با دیسترس شدید): اگر حیوان در دیسترس تنفسی است و به افیوژن یا پنوموتوراکس مشکوکید، بلافاصله توراکوسنتز انجام دهید تا حیوان را پایدار کنید، حتی پیش از رادیوگرافی. هرچند توراکوسنتز تهاجمیتر از رادیوگرافی است، اما منفعت درمانی آن بسیار بیشتر از خطر عوارض جزئی آن است.
گام دوم (حیوانات پایدار): اگر حیوان پایدار است، ابتدا رادیوگرافی یا اولتراسونوگرافی انجام دهید تا وجود مایع یا هوا و محل آن را قبل از توراکوسنتز تایید کنید.
نقش اولتراسونوگرافی: در حیوانات بدحال، اولتراسونوگرافی با استرس کم، وجود مایع را تایید و محل دقیق سوزن را برای توراکوسنتز مشخص میکند. همچنین برای تشخیص تودهها، فتق دیافراگم و بیماریهای قلبی یا پریکارد بسیار مفید است. توجه کنید که امواج صوتی از ریههای دارای هوا عبور نمیکنند؛ بنابراین تودهها فقط در صورتی دیده میشوند که به دیوارهٔ قفسهسینه، قلب یا دیافراگم چسبیده باشند. وجود مایع پلور، کیفیت اولتراسونوگرافی را بهبود میبخشد؛ پس اگر حیوان پایدار است، بهتر است اولتراسونوگرافی را قبل از خارج کردن مایع انجام دهید.
رادیوگرافی مجدد: پس از تخلیهٔ هرچه بیشتر مایع یا هوا و فرصت برای باز شدن مجدد ریهها (Reexpansion)، دوباره رادیوگرافی بگیرید. این کار برای ارزیابی دقیق پارانشیم ریه، اندازه و شکل قلب و تشخیص تودهها ضروری است؛ زیرا وجود مایع، نمای قلب و تودهها را میپوشاند.
آزمایش مایع (سیتولوژی و بیوشیمی): برای تمام حیوانات با افیوژن پلور، آنالیز سیتولوژی (Cytologic Analysis) و اندازهگیری پروتئین و تعداد سلولهای هستهدار (Total Nucleated Cell Count) واجب است. این اطلاعات برای طبقهبندی دقیق مایع، طرح تشخیصی و درمان مناسب حیاتی است (جدول ۲۳٫۱ کتاب را ببینید).
برای تودهٔ مدیاستین: نمونهبرداری با سوزن ظریف (Fine-Needle Aspirate) زیر راهنمای اولتراسوند انجام میشود.
در موارد بدون تشخیص پس از اقدامات فوق، سیتی اسکن قفسهسینه (Thoracic CT)، توراکوسکوپی (Thoracoscopy) یا توراکوتومی (Thoracotomy) توصیه میشود.
پاسخ:
مایع پلور بر اساس غلظت پروتئین (Protein Concentration) و تعداد سلولهای هستهدار (Nucleated Cell Count) به دستههای زیر تقسیم میشود. همچنین ظاهر ماکروسکوپی (Gross Appearance) میتواند راهنما باشد، اما هرگز به ظاهر اکتفا نکنید؛ چون ممکن است باعث اشتباه در تشخیص و از دست دادن عوامل بیماریزا یا سلولهای نئوپلاستیک شود (تصویر ۲۳٫۱ کتاب را ببینید).
ترانسودای خالص: پروتئین < ۲٫۵ تا ۳ گرم در دسیلیتر، تعداد سلولهای هستهدار < ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ در میکرولیتر. سلولهای غالب: مونونوکلئر (ماکروفاژها، لنفوسیتها و سلولهای مزوتلیال). مایع تقریباً شفاف است (تصویر A).
ترانسودای تغییر یافته: پروتئین تا ۳٫۵ گرم در دسیلیتر، تعداد سلولها تا ۵۰۰۰ در میکرولیتر. سلولهای غالب: نوتروفیلها و مونونوکلئرها. مایع کمی کدر و ممکن است متمایل به قرمز باشد (تصویر B).
علل تشکیل: افزایش فشار هیدرواستاتیک (Hydrostatic Pressure)، کاهش فشار انکوتیک پلاسما (Plasma Oncotic Pressure) یا انسداد لنفاوی (Lymphatic Obstruction).
افزایش فشار هیدرواستاتیک: در نارسایی احتقانی قلب راست (Right-Sided Congestive Heart Failure) یا بیماری پریکارد (Pericardial Disease). نشانههای بالینی مانند نبضهای غیرطبیعی گردنی (Jugular Pulses)، ریتم تاختتاز (Gallop Rhythm)، آریتمی یا سوفل (Murmur) به تشخیص کمک میکنند. در افیوژن پریکارد، صدای قلب ممکن است کدر باشد. برای بررسی قلب از رادیوگرافی (پس از تخلیه مایع)، الکتروکاردیوگرافی (ECG) و اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) استفاده کنید.
کاهش فشار انکوتیک پلاسما: به دلیل هیپوآلبومینمی (Hypoalbuminemia). اگر آلبومین کمتر از ۱ گرم در دسیلیتر باشد، ترانسودای خالص ایجاد میشود. ادم زیرجلدی (Subcutaneous Edema) در نواحی وابسته به گرانش دیده میشود. هیپوآلبومینمی میتواند ناشی از کاهش تولید (بیماری کبدی) یا افزایش دفع (گلومرولوپاتی یا انتروپاتی از دستدهنده پروتئین) باشد. اندازهگیری پروتئین تام پلاسما با رفراکتومتری (Refractometry) یک غربالگری سریع است و بیوشیمی سرم میزان دقیق آلبومین را میدهد.
انسداد لنفاوی: در اثر نئوپلازی (Neoplasia) یا فتق دیافراگم (Diaphragmatic Hernia). فتق دیافراگم معمولاً با سابقهٔ ترومای اخیر یا قدیمی همراه است. اغلب ترانسودای تغییر یافته ایجاد میکند، اما ممکن است اگزودا هم باشد. تشخیص با رادیوگرافی، اولتراسونوگرافی، گاهی باریم خوراکی (Upper GI Series) یا تزریق داخلصفاقی ماده حاجب و سیتی اسکن تایید میشود.
نکته از متن اصلی:
“Diaphragmatic hernias should be suspected in any animal with a history of trauma. The trauma may have been recent or may have occurred years ago.”
اگزودا: پروتئین > ۳ گرم در دسیلیتر و تعداد سلولهای هستهدار > ۵۰۰۰ در میکرولیتر.
اگزودای غیرسپتیک: سلولهای غالب شامل نوتروفیلهای غیردژنره (Nondegenerative Neutrophils)، ماکروفاژها، ائوزینوفیلها و لنفوسیتها هستند. اثری از ارگانیسم نیست. مایع نسبتاً کدر است (تصویر C).
علل افتراقی:
- پریتونیت عفونی گربهها (FIP - Feline Infectious Peritonitis): پروتئین مایع بسیار بالا (نزدیک به سرم)، وجود رشتهها یا لختههای فیبرین (Fibrin Strands/Clots) در مایع. ممکن است تب یا کوریورتینیت (Chorioretinitis) نیز داشته باشد. تشخیص قطعی FIP دشوار است و هیچ تستی اختصاصیت کامل ندارد؛ بررسی مایع، الکتروفورز، تیتر آنتیبادی کوروناویروس و PCR از بافتها یا افیوژن کمککنندهاند (به فصل ۹۶ مراجعه کنید).
نئوپلازی، فتق دیافراگم مزمن، پیچخوردگی لوب ریه (Lung Lobe Torsion) و اگزودای سپتیک در حال بهبود (که قبلاً آنتیبیوتیک گرفته و ویژگیهای آن تغییر کرده است).
هشدار: اگر حیوان قبل از نمونهگیری آنتیبیوتیک دریافت کرده باشد، ممکن است نوتروفیلها غیردژنره به نظر برسند و تعداد باکتریها به حد غیرقابل تشخیص کاهش یابد؛ پس قبل از شروع درمان، نمونهگیری کنید.
پیچخوردگی لوب ریه (Lung Lobe Torsion): بیشتر در سگهای با قفسهسینهٔ عمیق و باریک دیده میشود. ممکن است به دنبال افیوژن قبلی یا بیماری ریوی (با آتلکتازی) رخ دهد. در صورت بدتر شدن ناگهانی حیوان با افیوژن قبلی، به تورشن مشکوک شوید. مایع اغلب اگزودای غیرسپتیک، کیلوس یا هموراژیک است. تشخیص با رادیوگرافی، اولتراسونوگرافی، سیتی، برونکوسکوپی یا توراکوتومی.
اگزودای سپتیک (Pyothorax): تعداد سلولها بسیار بالا (۵۰٬۰۰۰ تا بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ در میکرولیتر)، نوتروفیلهای دژنره (Degenerate Neutrophils) غالبند. باکتریها داخل و خارج سلول دیده میشوند (تصویر D و همچنین شکل ۲۴٫۱ کتاب). مایع بدبوست. علل: نافذ شدن زخم به قفسهسینه، سوراخ شدن مری، اجسام خارجی (مثلاً دمبریدهٔ علف - Grass Awns) یا گسترش پنومونی باکتریایی.
تستها: رنگآمیزی گرم (Gram Stain)، کشت هوازی و بیهوازی با آنتیبیوگرام (درخواست کشت طولانیمدت برای اکتینومایسس و نوکاردیا). عفونتهای مخلوط (Mixed Infections) شایعند. حتی اگر کشت منفی شد، گرمآمیزی اطلاعات فوری برای انتخاب آنتیبیوتیک میدهد.
ظاهر: شیریرنگ و کدر (تصویر E) به دلیل کیلومیکرونهای حاوی چربی. گاهی خونیرنگ (ممکن است به دلیل توراکوسنتز قبلی باشد). در حیوانات بیاشتها ممکن است شفاف و بیرنگ باشد (نادر).
سیتولوژی: مانند ترانسودای تغییر یافته یا اگزودای غیرسپتیک با پروتئین > ۲٫۵ و تعداد سلول ۴۰۰ تا ۱۰۰۰۰ در میکرولیتر. در مراحل اولیه، لنفوسیتهای کوچک غالبند، بهمرور نوتروفیلهای غیردژنره و ماکروفاژها افزایش مییابند.
تشخیص قطعی: اندازهگیری تریگلیسیرید (Triglycerides) مایع پلور و سرم. تریگلیسیرید مایع کیلوس نسبت به سرم بالاست. (نمونه باید خوب مخلوط شود چون چربی به سطح میآید.)
علل: ایدیوپاتیک (شایعترین)، مادرزادی، یا ثانویه به تروما، نئوپلازی، بیماری قلبی، پریکارد، دیروفیلاریازیس، پیچخوردگی لوب ریه و فتق دیافراگم. درمان با یافتن و درمان علت زمینهای موفقتر است (فصل ۲۴).
PCV مایع افیوژن از PCV خون محیطی کمتر است.
علل: تروما، اختلالات خونریزیدهنده سیستمیک (مثل مسمومیت با ضد انعقادها - Rodenticide Intoxication)، نئوپلازی (به ویژه همانژیوسارکوم قلب یا ریه) و پیچخوردگی لوب ریه. در مسمومیت با ضد انعقاد، ممکن است تنها علامت دیسترس تنفسی ناشی از هموتوراکس باشد. آزمایشها: زمان لختهشدن فعال (ACT)، شمارش پلاکت، سپس PT و PTT اختصاصیتر.
توجه: اگزودای سپتیک نیز گاهی ظاهر هموراژیک دارد که با سیتولوژی افتراق داده میشود.
نئوپلازی داخل قفسهسینه میتواند هر نوع مایعی (ترانسودای تغییر یافته، اگزودا، کیلوس، هموراژیک) ایجاد کند. تومورها ممکن است در ریه، مدیاستین، پلور، قلب یا گرههای لنفاوی باشند.
- اگر سلولهای نئوپلاستیک در مایع ریزش کنند (به ویژه در لنفوم مدیاستین)، تشخیص زودهنگام با سیتولوژی ممکن است.
- هشدار: به غیر از لنفوم، تشخیص نئوپلازی فقط بر اساس سیتولوژی مایع مشکل است؛ زیرا التهاب میتواند باعث تغییرات واکنشی شدید در سلولهای مزوتلیال شود که با سلولهای نئوپلاستیک اشتباه میشوند. بنابراین تشخیص سیتولوژیک نئوپلازی غیر از لنفوم باید با احتیاط زیاد انجام شود.
- در بسیاری موارد، سلولهای نئوپلاستیک در مایع نیستند. باید از رادیوگرافی و اولتراسونوگرافی برای یافتن توده استفاده کرد و از تودهها نمونهبرداری کرد. در صورت نرمال بودن تصاویر، ممکن است به CT، توراکوسکوپی یا اکتشاف جراحی نیاز باشد.
پاسخ:
ضخیمشدن پلور (Pleural Thickening): به صورت خطوط نازک با چگالی مایع (Pleural Fissure Lines) بین لوبها دیده میشود که از محیط به سمت ناف (Hilar Region) قوس دارند. ممکن است به دلیل فیبروز قبلی، پلوریت خفیف یا افیوژن کمحجم باشد. در سگهای مسن ممکن است اتفاقی باشد. نفوذ نئوپلاستیک پلور معمولاً افیوژن ایجاد میکند تا ضخیمشدن.
افیوژن پلور: پس از تجمع ۵۰ تا ۱۰۰ میلیلیتر (بسته به اندازه حیوان) قابل مشاهده است.
نکته مهم: تا زمانی که مایع تخلیه نشود، ارزیابی دقیق قلب، ریه، دیافراگم و مدیاستین ممکن نیست. استثنا: دیدن حلقههای رودهٔ حاوی گاز در قفسهسینه که نشاندهندهٔ فتق دیافراگم است.
پنوموتوراکس: وجود هوا در فضای پلور به صورت شفافیت هوا (Air Opacity) بدون عروق یا راههای هوایی بین لوبها و دیوارهٔ قفسهسینه دیده میشود. با افزایش هوا، ریهها متراکمتر شده و قلب از جناغ (Sternum) بالا میآید و بین آنها شفافیت هوا دیده میشود (تصویر ۲۳٫۳ کتاب). برای تشخیص دقیق پارانشیم، هوا را تخلیه کنید. برای یافتن ضایعات حفرهدار (Cavitary Lesions) در پنوموتوراکس خودبهخود، از CT استفاده کنید.
مدیاستین:
پاسخ:
اندیکاسیونها (Indications):
- جمعآوری نمونه برای تشخیص.
- تخلیه مایع یا هوا برای تثبیت حیوان با تهویهی مختل.
- پیش از رادیوگرافی برای ارزیابی دقیقتر.
عوارض (Complications): نادر، اما شامل پنوموتوراکس ناشی از پارگی ریه، هموتوراکس و پیوتوراکس یاتروژنیک (Iatrogenic Pyothorax) میشود.
روش انجام (Technique):
- حیوان را در حالت خوابیده به پهلو (Lateral Recumbency) یا سینهخواب (Sternal Recumbency) قرار دهید؛ هر حالت که استرس کمتری دارد.
- معمولاً مایع یا هوا در هر دو طرف وجود دارد. محل معمول: فاصلهٔ دندهای هفتم (7th Intercostal Space - ICS)، حدود دو سوم فاصله از اتصال غضروف دندهای به دنده (Costochondral Junction) تا ستون مهرهها. برای مایع، سمت وابسته به گرانش (نزدیک به جناغ) و برای هوا، سمت غیروابسته مناسبتر است.
- از بیحسی موضعی (Local Anesthetic) و در صورت نیاز آرامبخشی (Sedation) استفاده کنید.
- با تکنیک استریل، ناحیه را بتراشید و ضدعفونی کنید.
- ابزار رایج: کاتتر پروانهای (Butterfly Catheter) به همراه سهراهی (Three-Way Stopcock) و سرنگ. برای مایعات بسیار چسبناک (مثل FIP یا پیوتوراکس) به سوزن بزرگتر نیاز است.
- برای جلوگیری از ورود هوا به قفسهسینه هنگام تعویض سرنگ، سهراهی را ببندید.
- سوزن را فقط از پوست عبور دهید، سپس پوست را به همراه سوزن حدود دو فاصلهی دندهای به سمت محل اصلی حرکت دهید تا از ورود هوا از مسیر سوزن جلوگیری شود.
- سوزن را بلافاصله جلوی دنده (Cranial Border of Rib) وارد کنید تا از عروق و عصب بیندندهای دور بمانید.
- با نگهداشتن سوزن روی دیوارهٔ قفسهسینه، فشار منفی ملایم با سرنگ وارد کنید تا ورود به فضای پلور با دیدن مایع یا هوا مشخص شود. پس از ورود، نوک سوزن را به سمت پایین (دور از ریه) بگیرید.
- جایگزین: کاتتر وریدی روی سوزن (Over-the-Needle Catheter) با سایز ۱۴-۱۶ و طول ۸ یا ۱۳ سانتیمتر در سگهای بزرگ؛ این کاتتر نرمتر است و به حیوان اجازه میدهد برای تخلیه بهتر جابهجا شود. پس از قرارگیری، لولههای رابط و سهراهی متصل کنید.
- پس از ذخیرهی نمونه برای آزمایش، تا حد امکان مایع یا هوا را تخلیه کنید (به جز در هموتوراکس حاد - به فصل ۲۵ مراجعه کنید).
پاسخ:
اندیکاسیونها:
- پنوموتوراکس پیشرونده که با توراکوسنتزهای مکرر کنترل نشود.
- درمان پیوتوراکس (به فصل ۲۴ مراجعه کنید).
نکته: قبل از لولهگذاری، اگر حیوان بحرانی است، ابتدا توراکوسنتز و درمان شوک انجام دهید تا پایدار شود.
عوارض: نشت هوا (Pneumothorax) در اثر نقص سیستم، بیرون کشیدن لوله، گاز گرفتن لوله توسط حیوان، پارگی ریه هنگام لولهگذاری، و پیوتوراکس یاتروژنیک (عفونت ناشی از تکنیک غیراستریل). برای پیشگیری، هنگام عدم استفاده، لوله را نزدیک بدن ببندید و با باند محافظت کنید؛ از کالر الیزابتنی (Elizabethan Collar) استفاده کنید.
نحوهٔ لولهگذاری (طبق متن و تصاویر ۲۳٫۵ و ۲۳٫۶):
- از لولههای مخصوص قفسهسینه (Pediatric Chest Tubes) که چندین سوراخ (Fenestrations) و مشخصات طولی دارند و رادیواپک هستند، استفاده کنید. برای پیوتوراکس، بزرگترین سایزی که بین دندهها جا شود؛ برای پنوموتوراکس، سایز اهمیت کمتری دارد.
- انتهای لوله را با آداپتور سرنگ، سهراهی و گیرهٔ شلنگ (Hose Clamp) مسدود کنید (تصویر A).
- با تکنیک استریل، سمت درگیر را انتخاب کنید (در بیماری دوطرفه، هر طرف). ناحیهٔ پشت دندهها (Caudal Rib Cage) را بتراشید و ضدعفونی کنید. حیوان را بیهوش یا آرام کنید.
- برش کوچکی در پوست در فاصلهٔ دندهای دهم (10th ICS) ایجاد کنید و یک بخیهٔ کیسهای (Purse-String Suture) دور آن بگذارید (نبندید).
- لوله را با کمک پنس هموستات (Curved Hemostats) یا استایلت (Stylet) از زیر پوست از دهم به هفتمین فاصلهٔ دندهای هدایت کنید (Tunneling Subcutaneously - تصاویر B و C).
- در دهمین فاصله دندهای، لوله را با یک حرکت سریع از دیوارهٔ قفسهسینه به داخل فضای پلور ببرید (تصویر D) و سپس لوله را به جلو ببرید تا طول تعیینشده وارد قفسهسینه شود (باید از دهمین دنده تا اولین دنده برسد و تمام سوراخها داخل حفره باشند) و همزمان هموستات یا استایلت را خارج کنید (تصویر E).
- روش جایگزین برای کاهش تروما: دستیار پوست را به سمت جلو (جمجمهای) بکشد تا شکاف پوستی از دهم به هفتمین فاصله دندهای منتقل شود (تصویر ۲۳٫۶). سپس با هموستات بهصورت بلانت (Blunt Dissection) از عضلات بیندندهای عبور کنید تا به پلور برسید و لوله را با نیروی کم وارد کنید. پس از رها کردن پوست، لوله در یک تونل زیرجلدی قرار میگیرد که از نشت هوا جلوگیری میکند.
- هوای واردشده به قفسهسینه را سریعاً با سرنگ خارج کنید. بخیهٔ کیسهای را دور لوله ببندید. لوله را با بخیه به پوست (با استفاده از نوار چسبی شکل گرفته روی لوله - Butterfly Tape - یا بخیهٔ چینی (Chinese Finger Trap)) محکم کنید تا در اثر کشیدن خارج نشود (تصویر F).
- روی پوست را با گاز استریل و پماد ضدعفونی بپوشانید.
- باند نرمی دور قفسهسینه بپیچید، اما خیلی سفت نباشد تا کار تنفس را مختل نکند.
- رادیوگرافی دوطرفه برای بررسی موقعیت لوله و کارایی تخلیه بگیرید؛ لوله باید در امتداد سطح شکمی (Ventral Aspect) فضای پلور تا ورودی قفسهسینه (Thoracic Inlet) باشد. در صورت باقیماندن مایع یا هوا، ممکن است نیاز به تعویض یا لولهٔ دوم باشد.
مراقبتهای بعدی:
- هر ۲۴-۴۸ ساعت با رادیوگرافی و بررسی ظاهر و سیتولوژی مایع تخلیهشده، کارایی لوله را پایش کنید.
- روزانه باند را بردارید و محل ورود لوله را از نظر التهاب یا آمفیزم زیرجلدی (Subcutaneous Emphysema) بررسی کنید.
- بخیهها و حرکت لوله را بررسی کنید.
- محیط اطراف لوله را تمیز نگه دارید و گاز استریل را تعویض کنید.
- درگاههای سهراهی را با کلاهک استریل بپوشانید و قبل از استفاده، با پراکسید هیدروژن ضدعفونی کنید.
جمعبندی نهایی برای آزمون:
- در مواجهه با دیسترس تنفسی، ابتدا توراکوسنتز درمانی را در اولویت قرار دهید.
- طبقهبندی مایع (ترانسودا، اگزودا، کیلوس، هموراژیک) مسیر تشخیص را مشخص میکند.
- هیچگاه به ظاهر مایع اکتفا نکنید؛ سیتولوژی و کشت الزامی است.
- در تصویربرداری، رادیوگرافی پس از تخلیه مایع دقیقترین نتیجه را دارد و اولتراسونوگرافی در هدایت سوراخها و تشخیص تودهها بسیار کارآمد است.
- لولهگذاری قفسهسینه یک اقدام درمانی مهم در پیوتوراکس و پنوموتوراکس مقاوم است که نیاز به مراقبت دقیق دارد.