حالا بریم سراغ پاسخهای دقیق و جذاب.
پاسخ:
سیکل فحلی در عوضی (bitch) معمولاً وقتی شروع میشه که قد و وزن به ۷۰٪ بالغین برسه. نژادهای کوچک بین ۶ تا ۱۰ ماهگی و نژادهای بزرگ تا ۱۸-۲۴ ماهگی تأخیر دارن. اگه صاحب حیوان نگران دیررسیدن اولین فحلی هست، باید تا ۲ تا ۲٫۵ سالگی صبر کنی، چون اغلب دیررسها بعداً سیکل طبیعی دارن. برای تحریک شروع فحلی میتونی عوضی رو در کنار یه عوضی دیگهای که سیکل داره نگه داری (اثر خوابگاهی یا dormitory effect) که ناشی از فرومونهاست. در گربه ماده (queen) بلوغ معمولاً ۹-۱۰ ماهگی، ولی گاهی ۴ ماهگی تا ۲ سالگی، و وابسته به طول روز (photoperiod) هست (حداقل ۱۲ ساعت نور برای سیکل منظم لازمه).
سیکل خاموش (Silent heat):
بعضی عوضیها علائم ظاهری مثل ورم ولوا یا ترشح ندارن و صاحبش متوجه فحلی نمیشه. برای تشخیص، هفتگی اسمیر واژینال (vaginal cytology) بگیر، یا نزدیک یه سگ نر کامل نگهش دار. سگهای نر روزها یا هفتهها قبل از شروع پرواستروس فرومونها رو حس میکنن. اندازهگیری ماهانه پروژسترون (progesterone) به صورت گذشتهنگر (retrospective) سیکل رو مشخص میکنه ولی برای زمانبندی جفتگیری کمکی نمیکنه مگه قبل از دیاستروس انجام بشه.
سیکل دوپاره (Split heat):
در عوضیهای جوان یا تحت استرس، پرواستروس شروع میشه ولی تخمکگذاری (ovulation) رخ نمیده و به دیاستروس نمیرسه؛ به جای اون، آترزی فولیکولی (follicular atresia) پیش میاد. این حالت معمولاً با ترشح خونی، جذابیت برای نر، ولی عدم پذیرش جفتگیری همراهه. بعد از ۲ تا ۱۰ هفته دوباره پرواستروس شروع میشه و این بار ممکنه به تخمکگذاری منجر بشه. استرس (حملونقل، جابهجایی) باعث افزایش کورتیزول و مهار ترشح LH میشه. درمان خاصی نداره، ولی بهتره جفتگیری در محیط آشنا انجام بشه. تشخیص با سریال پروژسترون که زیر ۱ نانوگرم بر میلیلیتر باقی میمونه، و سیتولوژی واژن تأیید میشه. (متن اصلی: “Two to 10 weeks after a split cycle, another proestrus typically begins and could proceed to ovulation.”)
پاسخ:
پرواستروس/استروس طولانی (Prolonged proestrus/estrus):
یعنی بیش از ۳۰-۳۵ روز خونریزی مداوم همراه با جذابیت برای نر. علت اصلی تولید پایدار استروژن از کیستهای فولیکولی تخمدان یا نئوپلازی تخمدان (مثل تومور سلول گرانولوزا-تکا) هست. کیستهای فولیکولی معمولاً در سگهای زیر ۳ سال و تومورها در بالای ۵ سال دیده میشن. برای تشخیص، سونوگرافی شکم (شکل ۵۵٫۱) اندازه کیست (۱-۵ سانتیمتر) رو نشون میده. درمان طبی با GnRH (۵۰-۱۰۰ میکروگرم هر ۲۴-۴۸ ساعت تا ۳ نوبت) یا hCG (۵۰۰-۱۰۰۰ واحد) معمولاً موفقیتآمیز نیست و بهترین روش، برداشت جراحی کیست یا تخمدان است. تأخیر درمان باعث هیپرپلازی اندومتر و ناباروری میشه. (متن: “Medical treatment of prolonged proestrus or estrus is usually unrewarding; surgical removal of the cyst is the most expedient means.”)
آنستروس طولانی (Prolonged anestrus):
یعنی بیش از ۱۶-۲۰ ماه بدون فعالیت تخمدانی. اول باید سیکل خاموش رو رد کنی. عوضیها یائسه نمیشن. علت میتونه کمکاری تیروئید (hypothyroidism) باشه که با کاهش T4 و افزایش cTSH تشخیص داده میشه. درمان با آگونیستهای دوپامین مثل کابرگولین (۵ میکروگرم/کیلوگرم خوراکی روزانه تا شروع پرواستروس) میتونه مؤثر باشه، ولی در موارد ثانویه موفقیت کمتری داره.
دیاستروس طولانی (Prolonged diestrus):
یعنی سطح پروژسترون بیش از ۹-۱۰ هفته بالا بمونه. علت کیست لوتئینیزه (luteinized cyst) یا تومور ترشحکننده پروژسترون (luteoma) هست. پروژسترون بالا باعث مهار محور هیپوتالاموس-هیپوفیز میشه. سونوگرافی کیستهای هیپواکو را نشان میده (شکل ۵۵٫۲). درمان با PGF2α فقط کاهش موقت پروژسترون میده و بهترین روش جراحی برداشت کیست است (شکل ۵۵٫۳). هیپرپلازی کیستیک اندومتر (CEH) ممکن است همراه باشد و بر باروری تأثیر منفی میگذاره (شکل ۵۵٫۴).
فواصل بینفحلی کوتاه (Shortened interestrous intervals):
کمتر از ۴٫۵ ماه بین دو سیکل، که باعث عدم لانهگزینی (implantation) به دلیل ترمیم ناقص رحم میشه. تشخیص با سریال پروژسترون و سیتولوژی. درمان خاصی نداره و استفاده از پروژستینها برای طولانیکردن آنستروس توصیه نمیشه چون خطر پیومترا رو افزایش میده.
پاسخ:
شبهآبستنی یه پدیده فیزیولوژیک طبیعی در هر عوضی غیربارداری هست که فاز لوتئال رو کامل کرده. علائم شامل بزرگ شدن پستان، ترشح شیر، بیقراری، لانهسازی و پذیرش اشیاء بیجان به جای توله است. این علائم ۶-۱۲ هفته بعد از فحلی دیده میشه و به دلیل کاهش پروژسترون و افزایش پرولاکتین (luteotroph) رخ میده. معمولاً خودبهخود طی ۱-۳ هفته برطرف میشه و درمان نیاز نداره، مگر اینکه شیردهی شدید باعث ورم پستان (mastitis) بشه. در موارد شدید، از کابرگولین (۵ میکروگرم/کیلوگرم روزانه به مدت ۳-۵ روز) یا بروموکریپتین استفاده میشه، ولی عوارض گوارشی دارن. بهترین درمان قطعی، اواریوهیسترکتومی هست. (متن: “Pseudocyesis is a normal physiologic phenomenon experienced by any nonpregnant bitch completing the luteal portion of an estrous cycle.”)
پاسخ:
استروژن تولیدی طی فولیکولوژنز باعث هیپرپلازی مخاط واژن و کراتینهشدن سلولها میشه. در بعضی عوضیها این واکنش بیش از حد هست و تودهای در اطراف مجرای ادرار (periurethral) ایجاد میشه که میتونه از فرج بیرون بزند (پرولاپس). این بافت آسیبدیده و آلوده میشه و ممکنه انسداد ادرار ایجاد کنه (شکل ۵۵٫۵-A). معمولاً پس از تخمکگذاری و کاهش استروژن برطرف میشه. اگر بیش از یک ماه طول بکشه، اغلب به دلیل کیست فولیکولی تخمدان هست و نیاز به برداشت تخمدان داره. ممکنه در زمان زایمان مجدداً عود کنه (به دلیل افزایش استروژن قبل از زایمان) که میتونه مجرای زایمان رو مسدود کنه (شکل ۵۵٫۵-B) و نیاز به سزارین پیدا کنه. وراثت این وضعیت مشخص نیست.
پاسخ:
پیشگیری: بهترین روش عقیمسازی (ovariohysterectomy) هست. واکسنهای ضدباروری علیه GnRH در دست تحقیق هستن. پروژستینها و ترکیبات آنابولیک عوارض زیاد دارن (هیپرپلازی اندومتر، دیابت، بیماری کبد) و توصیه نمیشن. آگونیستهای GnRH مثل دزلورلین (deslorelin) میتونند باعث مهار موقت و برگشتپذیر گنادها بشن، ولی در آمریکا گران و کمیاب هستن.
القای فحلی (Estrus induction):
در عوضی، مطمئنترین روش با آگونیستهای دوپامین مثل کابرگولین (۵ میکروگرم/کیلوگرم خوراکی روزانه) هست که طی ۴-۳۴ روز پرواستروس بارور ایجاد میکنه. بروموکریپتین هم مؤثر ولی عوارض گوارشی زیاد داره. در گربه ماده، از eCG (۱۰۰ واحد عضلانی) و بعد ۸۰-۸۴ ساعت hCG (۷۵-۱۰۰ واحد) استفاده میشه. همچنین GnRH یا hCG در میانه فحلی میتواند تخمکگذاری را تحریک کنه. (متن: “Fertile estrus can be induced most reliably in the bitch using dopamine agonists.”)
پاسخ:
قبل از هر اقدام، باید بارداری در روز ۳۰ تأیید بشه (تنها یکسوم جفتگیریهای اتفاقی منجر به آبستنی میشه). بهترین زمان برای ختم، نیمه دوم آبستنی (۳۵-۴۵ روز) هست؛ بعد از روز ۵۰ ممکنه جنینهای زنده سقط بشن و ناراحتکننده باشه. روشهای موجود:
پس از ختم، باید با سونوگرافی تخلیه کامل رحم تأیید بشه (شکل ۵۵٫۶). پیشآگهی برای بازگشت سیکلهای طبیعی خوبه.
پاسخ:
زایمان زودرس ایدیوپاتیک (Idiopathic preterm labor):
به زایمان قبل از ترم بدون علت عفونی، متابولیک یا تروماتیک گفته میشه. دو عامل مطرح هست: هیپولوتئیدیسم (کمبود پروژسترون) و انقباضات زودرس رحم. برای تشخیص، باید سطح پروژسترون و انقباضات با توکودینامومتری (tocodynamometry) پایش بشه (شکل ۵۵٫۸). اگر انقباضات زودرس تشخیص داده شد و جنینها زنده بودن، از توکولیتیکها مثل تربوتالین (۰٫۰۳ میلیگرم/کیلوگرم خوراکی هر ۸ ساعت) یا دیلتیازم استفاده میشه. درمان معمولاً تا ۲۴-۴۸ ساعت قبل از ترم ادامه پیدا میکنه و معمولاً زایمان ضعیف شده و نیاز به سزارین داره. اگر پروژسترون به زیر ۲ نانوگرم بر میلیلیتر برسه، سقط حتمی است. مکملهای پروژسترون (مثل پروژسترون در روغن ۲ میلیگرم/کیلوگرم هر ۷۲ ساعت یا آلترنوژست خوراکی) میتونه استفاده بشه ولی عوارضی مثل تأخیر زایمان و ماسکولینیزه شدن جنینهای ماده داره و باید دقیقاً قطع بشه.
عفونتهای منجر به سقط:
- بروسلوز کانین (Brucella canis): مهمترین بیماری واگیر تناسلی. در سگهای ماده باعث سقط معمولاً روز ۴۵-۵۹ بارداری یا جذب جنین در روز ۲۰ میشه. تشخیص با آزمایشات سرولوژی (RSAT، ME-RSAT، TAT) و تأیید با AGID یا PCR. بیماری زئونوز هست و گزارش آن الزامیه. درمان با ترکیب داکسیسیکلین (۲۵ میلیگرم/کیلوگرم دو بار در روز به مدت ۴ هفته) و آمینوگلیکوزید یا انروفلوکساسین (۵ میلیگرم/کیلوگرم دو بار در روز به مدت ۴ هفته) گاهی موفقیت نسبی داره ولی اغلب حیوان حامل باقی میمونه و بهترین کار حذف از گله یا اتانازی است. (متن: “Euthanasia of affected dogs has been advised.”)
هرپس ویروس سگ (CHV-1): در ۳ هفته آخر بارداری در عوضیهای بدون ایمنی، باعث سقط اواخر آبستنی یا مرگ نوزادان در هفتههای اول زندگی میشه. مرگومیر در بسترهای مبتلا تا ۱۰۰٪ هست. تشخیص با تیتر آنتیبدی. واکسن در اروپا موجود است ولی در آمریکا نه.
سایر عوامل باکتریایی و ویروسی: در گربه ماده، ویروسهای FeLV، FPV، FHV، FIP و FIV میتونن باعث سقط یا مرگ نوزادان بشن. غربالگری قبل از جفتگیری ضروریه. همچنین توکسوپلاسما، نئوسپورا، و بابزیوز در سگ و گربه میتونن سقط ایجاد کنن.
دیابت بارداری (Gestational diabetes):
به دلیل اثر ضدانسولینی پروژسترون (از طریق افزایش هورمون رشد) در فاز لوتئال، باعث پرنوشی، پرادراری، پرخوری و کاهش وزن میشه. جنینها درشتتر از حد نرمال میشن (شکل ۵۵٫۱۱) و دیستوشی ایجاد میکنن. درمان با رژیم پر فیبر و انسولین، و بعد از زایمان معمولاً برطرف میشه.
ادم بارداری (Pregnancy edema):
در نژادهای بزرگ با تعداد جنین زیاد دیده میشه (شکلهای ۵۵٫۱۳ و ۵۵٫۱۴). باید ترومبوز ورید اجوف خلفی رو با سونوگرافی داپلر رد کرد (شکل ۵۵٫۱۲). دیورتیکها ممنوع هستن. ورزش خفیف و محدودیت سدیم کمک کنندهست. ادم شدید پرینه میتونه باعث دیستوشی بشه (شکل ۵۵٫۱۵).
توکسمی بارداری (Pregnancy toxemia):
به دلیل تغذیه نامناسب در نیمه دوم بارداری، باعث کتونوری و کبد چرب میشه. با بهبود تغذیه برطرف میشه و در موارد شدید نیاز به ختم بارداری داره.
پاسخ:
تشخیص دیستوشی:
دیستوشی یعنی اختلال در زایمان طبیعی. علل مادری (اینرسی رحمی، ناهنجاری لگن) و جنینی (درشتی، وضعیت نامناسب، ناهنجاری) داره. برای تشخیص سریع، تاریخچه دقیق (تاریخ جفتگیری، زمان تخمکگذاری)، معاینه دیجیتال واژن، رادیوگرافی برای اندازه جنین، سونوگرافی داپلر برای ضربان قلب جنین (طبیعی ۱۸۰-۲۲۰ ضربه در دقیقه) و توکودینامومتری (بررسی الگوی انقباضات) لازمه (شکل ۵۵٫۱۹، ۵۵٫۲۰، ۵۵٫۲۲، ۵۵٫۲۳). اگر انقباضات غیرطبیعی باشه یا ضربان قلب جنین کاهش پیدا کنه، مداخله لازمه.
درمان طبی:
ابتدا کلسیم گلوکونات ۱۰٪ (۱ میلیلیتر به ازای ۵٫۵ کیلوگرم وزن زیرجلد، حداکثر هر ۴-۶ ساعت) برای افزایش قدرت انقباضات، سپس اکسیتوسین با دوز کم (۰٫۲۵ واحد به ازای هر حیوان زیرجلد یا عضلانی، حداکثر ۲ واحد) برای افزایش تعداد انقباضات. کلسیم باید قبل از اکسیتوسین داده بشه. اگر پاسخ نداد یا جنین در دیسترس بود، سزارین اندیکاسیون داره.
سزارین (Cesarean section):
قبل از بیهوشی، اکسیژن رسانی با ماسک، و استفاده از گلیکوپیرولات (۰٫۰۱-۰٫۰۲ میلیگرم/کیلوگرم زیرجلد) به جای آتروپین چون از جفت عبور نمیکنه. القا با پروپوفول (۶ میلیگرم/کیلوگرم وریدی) یا آلفاکسالون (۲ میلیگرم/کیلوگرم سگ، ۵ میلیگرم/کیلوگرم گربه) و نگهداری با ایزوفلوران یا سووفلوران. بیحسی موضعی با لیدوکائین یا بوپیواکائین (با احتیاط) قبل از برش کمک میکنه. اواریوهیسترکتومی همزمان با سزارین فقط در صورت آسیب شدید رحم انجام بشه، چون زمان جراحی رو طولانی کرده و شیردهی رو به تأخیر میندازه. پس از جراحی، از مسکنهای مخدر (مثل ترامادول) استفاده بشه و NSAIDها به دلیل تأثیر روی نوزادان توصیه نمیشن. نوزادان باید هرچه سریعتر آغوز (colostrum) دریافت کنن (شکل ۵۵٫۲۴).
پاسخ:
اکلامپسی (Eclampsia) یا کزاز شیردهی:
بیشتر در سگهای کوچک با بستر بزرگ طی ۴ هفته اول شیردهی (و گاهی اواخر آبستنی) دیده میشه. علت کاهش کلسیم یونیزه به دلیل شیردهی و تغذیه نامناسب یا مکمل کلسیم اضافی در دوران آبستنی که باعث آتروفی غده پاراتیروئید میشه. علائم: بیقراری، ترشح بزاق، خارش صورت، سفتی اندامها، لرزش و تشنج (با هیپوگلیسمی اشتباه نشه). درمان اورژانسی: انفوزیون آهسته وریدی گلوکونات کلسیم ۱۰٪ تا رفع علائم، با مانیتورینگ قلبی. بعد از کنترل، همان حجم را به صورت زیرجلدی (رقیق با نرمال سالین) هر ۶-۸ ساعت تکرار کن و مکمل کلسیم خوراکی (کربنات کلسیم ۱۰-۳۰ میلیگرم/کیلوگرم هر ۸ ساعت) بده. شیردهی رو محدود و تدریجی برگردون. (متن: “Puerperal tetany or eclampsia occurs most commonly during the first 4 weeks postpartum.”)
اندومتریت پس از زایمان (Postpartum endometritis):
با بیحالی، بیاشتهایی، تب، ترشح بدبوی واژن (شکل ۵۵٫۲۸) و کاهش مراقبت از تولهها همراهه. معمولاً به دنبال دیستوشی، دستکاری آلوده یا باقیمانده جنین/جفت رخ میده. سیتولوژی ترشح (شکل ۵۵٫۲۹) و سونوگرافی (ضخیمشدن اندومتر و مایع اکوژنیک داخل رحم – شکل ۵۵٫۳۰) تشخیص رو تأیید میکنه. درمان: آنتیبیوتیکهای وسیعالطیف کشنده (مثل تیکارسیلین یا سفازولین)، مایعات وریدی، و تخلیه رحم با پروستاگلاندین (کلوپروستنول ۱-۳ میکروگرم/کیلوگرم هر ۱۲-۲۴ ساعت به مدت ۳-۵ روز). تولهها در صورت لزوم باید با دست تغذیه بشن. اواریوهیسترکتومی در موارد مقاوم.
ماستیت (Mastitis):
التهاب یک یا چند پستان به دلیل باکتریهای کلیفرم، استاف یا استرپتوکوک. علائم: درد، گرمی، تورم، ترشح قرمز یا قهوهای از پستان، بیحالی، تب و امتناع از شیردهی. درمان: آنتیبیوتیکهای کشنده (سفالکسین یا کلاواموکس)، مسکن (مخدرها)، کمپرس گرم و دوشیدن ملایم شیر. در صورت آبسه، تخلیه یا ماستکتومی. آنتیپرولاکتین (کابرگولین) در موارد شدید برای کاهش شیردهی. (متن: “Antibiotic therapy may be warranted until weaning…”)
عدم تکامل جای جفت (Subinvolution of placental sites – SIPS):
ترشح خونی واژن بیش از ۱۶ هفته پس از زایمان به دلیل باقیماندن سلولهای تروفوبلاست در میومتر و عدم ترومبوز عروقی. خونریزی معمولاً خفیفه و تأثیری بر باروری نداره. درمان معمولاً لازم نیست و خودبهخود برطرف میشه. در موارد شدید، اواریوهیسترکتومی درمان قطعی است. (شکل ۵۵٫۲۷)
پاسخ:
اکثر عوضیهایی که به دلیل ناباروری ارجاع داده میشن، در واقع سالم و بارور هستن و مشکل اصلی مدیریت نامناسب جفتگیری، نگهداری ضعیف یا مشکل سگ نر هست. در گربه ماده، ناباروری واقعی شایعتره. اول باید با تاریخچه کامل (سن، سیکلهای قبلی، روشهای جفتگیری، باروری سگ نر، واکسنها، مکملها، محیط) و انجام زمانبندی تخمکگذاری در سیکل بعدی، مشکل رو بررسی کنی. اگه با وجود رفع مشکلات، همچنان باروری اتفاق نیفتاد، معمولاً آسیب اندومتر (مثل CEH) مطرحه.
نقش میکروبها در باروری:
واژن و حتی رحم در طول فحلی حاوی باکتریهای متنوعی (مایکوپلاسما، اشریشیا کلی، پاستورلا) هست که طبیعیاند. تنها باکتری که قطعاً باعث ناباروری میشه، بروسلا کانیس هست. کشت واژن به تنهایی دلیل برای تجویز آنتیبیوتیک نیست و استفاده بیرویه از آنتیبیوتیکها مضر هست. (متن: “Indiscriminant use of antibiotics before and during pregnancy is counterproductive…”)
پاسخ:
CEH یک تغییر غیرطبیعی در غدد اندومتر در پاسخ به تحریک مکرر پروژسترون هست که در سگهای میانسال و بدون زایمان شایعتره. وقتی با عفونت باکتریایی (اغلب اشریشیا کلی از واژن) همراه بشه، منجر به پیومترا (چرک در رحم) میشه. دو نوع پیومترا: باز (با ترشح چرکی از واژن) و بسته (بدون ترشح، خطر پارگی رحم و سپسیس بالاست). تشخیص با سونوگرافی (بزرگی رحم، ضخیمشدن دیواره، مایع اکوژنیک – شکلهای ۵۵٫۴۰ تا ۵۵٫۴۲)، سیتولوژی ترشح (شکل ۵۵٫۳۹)، و گاهی رادیوگرافی.
درمان انتخابی: اواریوهیسترکتومی (شکل ۵۵٫۴۳) – مخصوصاً در موارد بسته یا حیوانات مسن. اما در حیوانات پرورشدهندهی جوان با پیومترای باز، درمان طبی با پروستاگلاندینها (کلوپروستنول ۱-۳ میکروگرم/کیلوگرم زیرجلد هر ۱۲-۲۴ ساعت، یا PGF2α طبیعی ۰٫۱-۰٫۲ میلیگرم/کیلوگرم هر ۱۲-۲۴ ساعت) به همراه آنتیبیوتیک وسیعالطیف (مثل آموکسیسیلین-کلاوولانات) انجام میشه. عوارض پروستاگلاندین شامل بیقراری، ترشح بزاق، استفراغ، اسهال و تاکیپنه هست که با تکرار دوز کاهش پیدا میکنه. درمان معمولاً تا رفع علائم بالینی و کاهش اندازه رحم در سونوگرافی ادامه پیدا میکنه. میزان موفقیت کوتاهمدت ۸۲-۱۰۰٪ ولی عود مجدد ۲۰-۸۰٪ هست و باروری بعدی به علت CEH باقیمانده، محفوظ نیست. (متن: “Prostaglandins do not resolve underlying cystic endometrial hyperplasia.”)
پاسخ:
سندرم تخمدان باقیمانده (Ovarian remnant syndrome – ORS):
در حدود ۱۷٪ عوارض پس از اواریوهیسترکتومی رو شامل میشه (در گربهها شایعتر). علائم رفتاری و فیزیکی فحلی (جذابیت برای نر، ورم ولوا، ترشح، در گربه غلتزدن و کفکشیدن) به صورت دورهای (هر ۶ ماه در سگ یا فصلی در گربه) بروز میکنه. علت اصلی باقیماندن تکهای از تخمدان حین جراحی است. تشخیص با سیتولوژی واژن (تأثیر استروژن)، اندازهگیری پروژسترون سرم (>۲ نانوگرم/میلیلیتر ۱-۳ هفته پس از علائم فحلی)، سونوگرافی (کیستهای فولیکولی یا لوتئال – شکل ۵۵٫۳۸) و اخیراً اندازهگیری هورمون آنتیمولرین (AMH) که بسیار دقیقه. درمان نهایی، لاپاراتومی اکتشافی و برداشت بافت تخمدانی باقیمانده است (بهترین زمان در حین فحلی یا زمانی که پروژسترون بالا هست). درمان طبی با پروژستینها یا آندروژنها به دلیل عوارض توصیه نمیشه.
واژینیت مزمن در حیوانات عقیمشده (Chronic vestibulovaginitis):
علل متعددی داره از جمله: درماتیت پرینه به دلیل چینهای اضافی ولوار (شکل ۵۵٫۳۵)، گرانولوم استامپ رحم، جسم خارجی واژن (مثل دمموشی)، عفونت مزمن ادراری، یا نئوپلازی. تشخیص با واژینوسکوپی (شکل ۵۵٫۳۴)، سونوگرافی (شکل ۵۵٫۳۶)، کشت و بیوپسی. درمان بر اساس علت: حذف جسم خارجی، اصلاح جراحی چینهای ولوار (شکل ۵۵٫۳۷)، درمان عفونت ادراری، و در موارد آتروفیک واژن (مشابه یائسگی در زنان) از استروژن خوراکی مثل دیاتیلاستیلبسترول (DES) یا استریول (Incurin) با دوز کم استفاده بشه. (متن: “Oral estrogen replacement therapy is often helpful in establishing normal mucosal integrity…”)