بخش ۷۷: عوارض شیمی‌درمانی سرطان

  1. چرا داروهای شیمی‌درمانی به سلول‌های طبیعی آسیب می‌زنند و چرا افزایش دوز ممنوع است؟
  2. شایع‌ترین عوارض در سگ و گربه چیست و چرا برخی نژادها (مثل کولی) حساس‌ترند؟
  3. در سرکوب مغز استخوان (Myelosuppression)، کدام رده سلولی زودتر دچار افت می‌شود و پاتوژنز سپسیس چیست؟
  4. نحوه برخورد با سپسیس در بیمار نوتروپنیک تب‌دار (Febrile Neutropenia) چگونه است؟
  5. استفراغ و بی‌اشتهایی ناشی از شیمی‌درمانی را چگونه کنترل کنیم؟
  6. واکنش‌های حساسیتی (Anaphylaxis) به دوکسوروبیسین و ال-آسپاراژیناز چگونه است؟
  7. اگر داروی تاول‌زا (Vesicant) مانند دوکسوروبیسین از رگ خارج شود (Extravasation) چکار کنیم؟
  8. عوارض قلبی دوکسوروبیسین چه زمانی بروز می‌کند و حد تجمعی مجاز (Cumulative Dose) چقدر است؟
  9. سیستیت هموراژیک استریل (SHC) ناشی از سیکلوفسفامید را چگونه پیشگیری و درمان کنیم؟
  10. سمیت کبدی لوموستین (CCNU) را با چه داروی مکملی می‌توان کاهش داد؟
  11. چرا استفاده از ۵-فلورواوراسیل (5-FU) و سیس‌پلاتین در گربه‌ها ممنوع است؟
  12. سندرم لیز تومور حاد (ATLS) چیست و چه علائمی دارد؟

بخش اول: اصول کلی (General Considerations)

سوال ۱: چرا داروهای شیمی‌درمانی به سلول‌های طبیعی آسیب می‌زنند و چرا نمی‌توانیم برای درمان قطعی، دوز را بیش از حد افزایش دهیم؟

پاسخ: داروهای ضدسرطان، انتخابی (Selective) نیستند. آن‌ها سلول‌های توموری که تقسیم سریعی دارند را می‌کشند، اما سلول‌های طبیعی با تقسیم سریع مثل مغز استخوان (Bone Marrow) و اپیتلیوم پرزهای روده (Villus Epithelium) را هم هدف قرار می‌دهند. این داروها شاخص درمانی باریک (Narrow Therapeutic Index) دارند، یعنی فاصله دوز مؤثر تا دوز کشنده کم است.

مهم‌تر از همه، این داروها از سینتیک مرتبه اول (First-Order Kinetics) پیروی می‌کنند؛ یعنی کسری (Fraction) از سلول‌ها که کشته می‌شوند با دوز دارو نسبت مستقیم دارد. پس اگر دوز را دو برابر کنید، درصد سلول‌های تومور کشته‌شده بیشتر می‌شود، اما سمیت (Toxicity) نیز به همان نسبت افزایش می‌یابد. به همین دلیل در عود تومور، افزایش دوز، بسیار خطرناک است.

ارجاع به متن اصلی (استناد):
“Because anticancer agents follow first-order kinetic principles (i.e., the fraction of cells killed is directly proportional to the dose used), increasing the dose of a particular drug increases the proportion of the neoplastic cells killed, but it also enhances its toxicity.”

نکته نژادی (Breed Susceptibility): نژادهایی مثل کولی (Collie)، شلتپی، اوولد اینگلیش شپ‌داگ، کوکر اسپانیل و وست هایلند وایت تریر مستعد عوارض گوارشی و سرکوب مغز استخوان هستند. جالب اینجاست که فقط بعضی از این نژادها (مثل کولی) دارای جهش در ژن ABCB1 (که قبلاً MDR1 نامیده می‌شد) هستند که پروتئین P-گلیکوپروتئین (P-glycoprotein) را کد می‌کند. این پروتئین یک پمپ خروجی است که دارو را از سلول خارج می‌کند؛ بنابراین مکانیسم سمیت در نژادهای دیگر، متفاوت است.

آمار جالب: شیوع عوارض در سگ و گربه (حدود ۵ تا ۴۰ درصد) خیلی کمتر از انسان (۷۵ تا ۱۰۰ درصد) است. بیش از ۸۰ درصد صاحبان حیوانات تحت شیمی‌درمانی، کیفیت زندگی حیوان را خوب یا بهتر از قبل ارزیابی کرده‌اند.


بخش دوم: سمیت خونی (Hematologic Toxicity) - مهم‌ترین عارضه

سوال ۲: کدام رده سلولی زودتر دچار افت می‌شود و چرا؟

پاسخ: بر اساس زمان تردد در مغز استخوان (Bone Marrow Transit Time) و نیمه‌عمر گردشی (Circulating Half-life):

نادر (Nadir) نوتروپنی: معمولاً ۵ تا ۷ روز بعد از درمان رخ می‌دهد و تعداد نوتروفیل‌ها طی ۳۶ تا ۷۲ ساعت بعد از نادر، به حالت عادی برمی‌گردد. با برخی داروها مثل کربوپلاتین (Carboplatin)، نادر حدود ۳ هفته به تعویق می‌افتد.

سوال ۳: پاتوژنز سپسیس در بیماران نوتروپنیک چیست و چرا علائم التهاب کلاسیک را ندارند؟

پاسخ: این یک پروسه سه مرحله‌ای است (پاتوژنز در متن): ۱. دارو باعث مرگ سلول‌های اپیتلیال کریپت‌های روده می‌شود (همزمان با میلوساپرشن). ۲. با تخریب سد مخاطی، باکتری‌های انتریک (Enteric bacteria) به جریان خون راه می‌یابند (Translocation). ۳. به دلیل نبود نوتروفیل کافی برای فاگوسیتوز، باکتری‌ها در ارگان‌ها کلونیزه می‌شوند و مرگ رخ می‌دهد.

هشدار بالینی مهم: در این بیماران، علائم چهارگانه التهاب (قرمزی، تورم، گرما، درد) دیده نمی‌شود چون نوتروفیلی برای ایجاد پاسخ التهابی وجود ندارد. همچنین رادیوگرافی قفسه سینه در پنومونی باکتریال ممکن است کاملاً نرمال باشد (به شکل ۷۷-۲ مراجعه کنید که یک سگ با پنومونی شدید را نشان می‌دهد در حالی که رادیوگرافی روز اول نرمال است، ولی روز بعد با افزایش نوتروفیل، ضایعات مشخص می‌شوند).

سوال ۴: الگوریتم درمانی بیمار نوتروپنیک تب‌دار (Febrile Neutropenic) چیست؟ (سوال مهم امتحانی)

پاسخ: این یک اورژانس پزشکی محسوب می‌شود. دمای بالای ۱۰۴ درجه فارنهایت (۴۰ درجه سانتی‌گراد) در بیمار با نوتروفیل کمتر از ۵۰۰/μL، حتماً ناشی از پیروژن باکتریال (Bacterial Pyrogens) در نظر گرفته می‌شود تا خلافش ثابت شود (ممکن است هیپوترمی هم داشته باشند).

پروتکل درمانی کلینیک نویسنده (بر اساس متن اصلی): ۱. قطع فوری داروهای ضدسرطان (به جز کورتیکواستروئیدها که باید آهسته قطع شوند تا از هیپوآدرنوکورتیسیسم جلوگیری شود). ۲. بررسی فیزیکی کامل و تعویض کاتتر وریدی. ۳. درمان ضد میکروبی تجربی (Empirical Bactericidal Antibiotic Combination): نویسنده از ترکیب انروفلوکساسین (Enrofloxacin) با دوز ۵-۱۰ mg/kg IV هر ۲۴ ساعت، به همراه آمپی‌سیلین (Ampicillin) با دوز ۲۲ mg/kg IV هر ۸ ساعت یا آمپی‌سیلین/سولباکتام استفاده می‌کند (چون شایع‌ترین ارگانیسم‌ها، انتروباکتریاسه و استافیلوکوک هستند). ۴. پس از ۷۲-۹۶ ساعت و برگشت نوتروفیل‌ها، درمان بیمارستانی قطع و درمان خوراکی با سولفادیازین-تریمتوپریم (ST) یا آموکسی‌سیلین-کلاوولانات (CLAV) یا انروفلوکساسین به مدت ۵-۷ روز ادامه می‌یابد.

ارجاع به متن اصلی (استناد):
“if a severely neutropenic animal (neutrophil count <500/μL) is evaluated because of pyrexia (>104° F), the fever should be attributed to bacterial pyrogens until proved otherwise… The authors use a combination of enrofloxacin… and ampicillin…”

نکته مهم: در مطالعه‌ای روی ۵۷ اپیزود نوتروپنی، شیوع باکتریمی با ۲ ست کشت خون، فقط ۱۲.۳٪ بود و جداسازی باکتری در سگ‌های تب‌دار و بدون تب یکسان بود.


بخش سوم: سمیت گوارشی (Gastrointestinal Toxicity)

سوال ۵: استفراغ و بی‌اشتهایی را با چه داروهایی کنترل کنیم؟

پاسخ: داروهای مرتبط با تهوع و استفراغ عبارتند از: دکاربازین (DTIC)، سیس‌پلاتین (Cisplatin)، دوکسوروبیسین (به‌ویژه در گربه) و سیکلوفسفامید.

درمان ضد تهوع (Antiemetics): - ماروپیتانت (Maropitant - Cerenia): ۲ mg/kg خوراکی هر ۲۴ ساعت (انتخاب اول نویسنده). - اندانسترون (Ondansetron): ۰.۱ تا ۰.۳ mg/kg قبل و هر ۶ ساعت بعد از شیمی‌درمانی. - متوکلوپرامید (Metoclopramide): ۰.۱ تا ۰.۳ mg/kg هر ۸ ساعت.

برای تحریک اشتها در گربه: سیپروهپتادین (Cyproheptadine) با دوز ۱-۲ میلی‌گرم کل خوراکی هر ۸-۱۲ ساعت، یا میرتازاپین (Mirtazapine) با دوز ۳.۷۵ mg خوراکی هر ۲۴ ساعت. برای سگ: داروی جدید کاپرومورلین (Capromorelin - Entyce) با دوز ۳ mg/kg خوراکی هر ۲۴ ساعت مؤثر است.

سوال ۶: انتروکولیت ناشی از دوکسوروبیسین در چه نژادهایی شدیدتر است و چگونه درمان می‌شود؟

پاسخ: انتروکولیت هموراژیک (که عمدتاً روده بزرگ را درگیر می‌کند) ۳ تا ۷ روز پس از تزریق دوکسوروبیسین رخ می‌دهد. نژادهای کولی، کوکر اسپانیل، وست هایلند و اوولد اینگلیش به شدت مستعد هستند (حتی بدون جهش ABCB1). درمان: مایع‌درمانی حمایتی و بیسموت ساب‌سالیسیلات (Pepto-Bismol) با دوز ۳-۱۵ میلی‌لیتر یا ۱-۲ قرص خوراکی هر ۸-۱۲ ساعت (این دارو در گربه‌ها ممنوع است).


بخش چهارم: واکنش‌های حساسیتی (Hypersensitivity Reactions)

سوال ۷: واکنش حساسیتی به دوکسوروبیسین چگونه است و چرا به آن IgE-mediated نمی‌گویند؟

پاسخ: این واکنش در حین یا بلافاصله پس از تزریق رخ می‌دهد و علائم آن شامل خارش گوش (تکان دادن سر)، کهیر (Urticaria)، قرمزی، بی‌قراری و به‌ندرت کلاپس ناشی از افت فشار خون است. جالب است که واکنش به دوکسوروبیسین، یک واکنش واقعی حساسیت مفرط نوع یک (Type I) نیست، بلکه دارو به طور مستقیم باعث دگرانولاسیون ماست سل‌ها (Direct Mast Cell Degranulation) مستقل از IgE می‌شود.

پیشگیری: تجویز آنتی‌هیستامین دیفن هیدرامین (Diphenhydramine) به میزان ۱-۲ mg/kg عضلانی، ۲۰-۳۰ دقیقه قبل از تزریق. درمان حاد: قطع دارو، دیفن هیدرامین ۰.۲-۰.۵ mg/kg وریدی آهسته، دگزامتازون سدیم فسفات ۱-۲ mg/kg وریدی، و در موارد شدید، اپی‌نفرین (Epinephrine) با دوز ۰.۱-۰.۳ میلی‌لیتر از رقت ۱:۱۰۰۰.


بخش پنجم: سمیت پوستی و خارج شدن دارو از رگ (Extravasation)

سوال ۸: اگر دوکسوروبیسین یا وین‌کریستین از رگ خارج شود (Perivascular Injection) چه عواقبی دارد و چگونه آن را مدیریت کنیم؟

پاسخ: داروهای تاول‌زا (Vesicants) مثل وین‌کریستین، وین‌بلاستین، اکتینومایسین-D، دوکسوروبیسین و Tanovea باعث نکروز بافتی می‌شوند. نکروز دوکسوروبیسین بسیار شدیدتر است چون تا ۱۶ هفته در بافت باقی می‌ماند.

مدیریت فوری در صورت تشخیص خارج شدن دوکسوروبیسین (در حین یا بلافاصله پس از تزریق): دکس‌رازوکسان (Dexrazoxane - Zinecard) باید با دوز ۵ تا ۱۰ برابر دوز دوکسوروبیسین تجویزشده تزریق شود (مثلاً برای ۳۰ میلی‌گرم دوکسوروبیسین، ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی‌گرم دکس‌رازوکسان). البته گران است. روش جدیدتر (تجربی): نویسنده از کارودیلول (Carvedilol) با دوز ۰.۱-۰.۴ mg/kg هر ۱۲-۲۴ ساعت استفاده کرده که در ۳ سگ، از نکروز جلوگیری کرد و در ۳ سگ دیگر، باعث ترمیم سریع (۲-۳ هفته) نکروز شد.

ارجاع به متن اصلی (استناد):
“If perivascular administration of doxorubicin has occurred… dexrazoxane can be administered at 5 to 10 times the dose of doxorubicin given… carvedilol resulted in rapid healing of the area (i.e., within 2-3 weeks).”

در نکروز شدید، ممکن است نیاز به دبریدمان جراحی یا حتی آمپوتاسیون اندام باشد (به شکل ۷۷-۳ و باکس ۷۷-۱ مراجعه کنید که دستورالعمل درمان نکروز را نشان می‌دهد).

سوال ۹: آیا شیمی‌درمانی باعث ریزش مو (Alopecia) در حیوانات می‌شود؟ بله، اما برخلاف انسان، ریزش موی کامل نادر است. معمولاً تأخیر در رشد مو (Delayed Hair Growth) در نواحی تراشیده‌شده اتفاق می‌افتد. آلوپسی عمدتاً در نژادهای پشمالو (Woolly-haired) مثل پودل، اشناوزر و کری بلو تریر دیده می‌شود (به شکل ۷۷-۴ مراجعه کنید).


بخش ششم: سمیت قلبی (Cardiotoxicity) - نکته طلایی آزمون

سوال ۱۰: عوارض قلبی دوکسوروبیسین به چند دسته تقسیم می‌شود و حد تجمعی مجاز (Cumulative Dose) چقدر است؟

پاسخ: دو نوع سمیت قلبی داریم: ۱. حاد (Acute): در حین یا بلافاصله پس از تزریق (آریتمی‌هایی مثل تاکی‌کاردی سینوسی). قابل پیشگیری با آنتی‌هیستامین. ۲. مزمن (Chronic): هفته‌ها یا ماه‌ها بعد، به شکل کاردیومیوپاتی اتساعی (Dilated Cardiomyopathy) مشابه بیماری خودبه‌خودی نژاد دوبـِـرمن.

نکته بسیار مهم: گفته می‌شود که سمیت مزمن در سگ وقتی رخ می‌دهد که دوز تجمعی از ۲۴۰ mg/m² بیشتر شود. اما نویسنده کتاب تأکید می‌کند که در تعداد زیادی از سگ‌ها، دوزهای بیشتری را بدون مشکل تجویز کرده است (چون کاردیوتوکسیسیته به پیک پلاسمایی (Peak Plasma Concentration) بستگی دارد، نه صرفاً دوز تجمعی؛ بنابراین انفوزیون آهسته ۳۰ دقیقه‌ای با رقت ۰.۵ mg/mL بسیار مؤثر است).

پایش (Monitoring): سگ‌های با ریسک بالا باید هر ۳ دوره دوکسوروبیسین (هر ۹ هفته) اکوکاردیوگرافی شوند و در صورت کاهش Fractional Shortening (FS)، دارو قطع شود. داروی محافظ: دکس‌رازوکسان و همچنین کارودیلول که در انسان و سگ برای پیشگیری مؤثر بوده است.


بخش هفتم: سمیت ادراری (Urotoxicity)

سوال ۱۱: سیستیت هموراژیک استریل (SHC) ناشی از سیکلوفسفامید چگونه پیشگیری می‌شود؟

پاسخ: SHC به دلیل متابولیت سمی آکرولئین (Acrolein) روی اپیتلیوم مثانه رخ می‌دهد. شیوع آن ۵ تا ۲۵ درصد است و معمولاً پس از ۱۸ هفته درمان دیده می‌شود.

راه‌های پیشگیری مؤثر (بر اساس متن): ۱. دیورز اجباری (Forced Diuresis): تجویز فوروزماید (Furosemide) با دوز ۲ mg/kg خوراکی هر ۱۲ ساعت در روز تجویز سیکلوفسفامید (شیوع SHC را در یک مطالعه از ۳۲٪ به ۳.۶٪ کاهش داد). ۲. تقسیم دوز (Split Dosing): به جای تجویز یکجا، دوز کل (مثلاً ۲۰۰-۲۵۰ mg/m²) را طی ۲ تا ۴ روز متوالی تقسیم کنید. در یک مطالعه، از ۵۷ سگ، هیچ‌کدام دچار SHC نشدند و میزان بهبودی کامل (۸۲٪) تحت تأثیر قرار نگرفت. ۳. تجویز همزمان پردنیزولون نیز اثر محافظتی دارد.

درمان SHC: قطع سیکلوفسفامید، دیورز، تجویز استروئید برای التهاب و آنتی‌بیوتیک (مثل ST) برای جلوگیری از عفونت ثانویه. در موارد مقاوم، تزریق محلول فرمالین ۱٪ داخل مثانه بهبودی سریع ایجاد کرده است.

سمیت کلیوی (Nephrotoxicity): - سیس‌پلاتین (Cisplatin) در سگ با دیورز اجباری قابل کنترل است، ولی نویسنده به دلیل تهوع و سمیت، از آن استفاده نمی‌کند. - دوکسوروبیسین در گربه‌ها نفروتوکسیک است و حد سمیت تجمعی در گربه‌ها به جای قلب، کلیه است؛ بنابراین در گربه‌ها باید کراتینین، SDMA و وزن مخصوص ادرار پایش شود.


بخش هشتم: سمیت کبدی، ریوی و عصبی

سوال ۱۲: سمیت کبدی لوموستین (CCNU) را چگونه مدیریت کنیم؟

پاسخ: لوموستین می‌تواند افزایش شدید آنزیم‌های کبدی (ALT > 1000 IU/L) ایجاد کند. محافظ کبد: در یک مطالعه، سگ‌هایی که همزمان دنامارین (Denamarin - حاوی SAMe) دریافت کردند، افزایش ALT و بیلی‌روبین به‌طور معنی‌داری کمتر بود و احتمال تأخیر یا قطع درمان در آن‌ها کمتر بود.

توصیه نویسنده: تا حد امکان، دنامارین همزمان با CCNU تجویز شود.

سوال ۱۳: چرا ۵-فلورواوراسیل (5-FU) در گربه و سیس‌پلاتین در گربه ممنوع است؟ - ۵-FU: در گربه‌ها باعث نوروتوکسیسیتی شدید (آتاکسی مخچه‌ای، تشنج و مرگ) می‌شود و در سگ‌ها نیز ۲۵٪ موارد در پروتکل CDF باعث نوروتوکسیسیتی شده است. - سیس‌پلاتین: در گربه‌ها باعث ادم ریوی و فشار خون ریوی کشنده می‌شود و مصرف آن در گربه مطلقاً ممنوع است.

سوال ۱۴: عارضه ریوی نادر اما کشنده مربوط به کدام داروهاست؟ - لوموستین (CCNU): در گربه‌ها باعث فیبروز ریوی (Pulmonary Fibrosis) می‌شود. - Tanovea (رباک‌فوسادین): در ۵ تا ۱۵ درصد سگ‌ها باعث فیبروز ریوی کشنده می‌شود. نویسنده توصیه می‌کند در نژادهای مستعد به فیبروز (مثل وست هایلند وایت تریر) استفاده نشود و رادیوگرافی قفسه سینه برای پایش انجام شود.


بخش نهم: سندرم لیز تومور حاد (Acute Tumor Lysis Syndrome - ATLS)

سوال ۱۵: ATLS چیست و در چه بیمارانی دیده می‌شود؟

پاسخ: این سندرم به دلیل لیز سریع سلول‌های توموری (به‌ویژه لنفوم) و آزادشدن ناگهانی فسفات، اسیداوریک و پتاسیم داخل سلولی به جریان خون رخ می‌دهد.

شاخص‌های آزمایشگاهی: هیپرفسفاتمی (که گاهی با هیپوکلسمی همراه است)، هیپرکالمی، آزوتمی و اسیدوز متابولیک (به شکل ۷۷-۵ مراجعه کنید که افزایش فسفر و کاهش کلسیم را نشان می‌دهد).

شیوع در دامپزشکی: بسیار نادر است. در کلینیک نویسنده، از ۲۰۰۰ سگ مبتلا به لنفوم، فقط ۱۰ مورد (۵/۰ درصد) دیده شد. علائم بالینی شامل افسردگی، استفراغ و اسهال خونی طی ۱ تا ۷ روز پس از شروع شیمی‌درمانی است. درمان: مایع‌درمانی تهاجمی و اصلاح اختلالات اسید-باز و الکترولیت. در ۶ سگ بهبود یافتند و ۲ سگ تلف شدند.


جمع‌بندی نهایی و توصیه برای آزمون

بازگشت به فهرست دانشنامه