پاسخ: بزها به شدت به درد حساس هستند و حتی درد ناشی از جراحیهای کوچک میتواند آنها را دچار شوک و مرگ کند. دلیل اصلی این شوک، ترکیب درد و استرس ناشی از مهار (Restraint) است، نه صرفاً از دست دادن خون. بنابراین، به هیچ وجه نباید بز بالغ را تنها با مهار فیزیکی شاخزدایی کرد؛ حتماً نیاز به بیهوشی عمومی (General anesthesia) یا آرامبخشی عمیق (Deep sedation) به همراه بیحسی موضعی (Local analgesia) داریم.
نکته آناتومیکی بسیار مهم (متفاوت با گاو): شاخ بز توسط دو عصب قرنیهای مجزا (Cornual branches) عصبدهی میشود، نه یکی! ۱. عصب اشکی (Lacrimal nerve): در ناحیه خارجی (Lateral) و بین گوشه خارجی چشم و قاعده خارجی شاخ بلوک میشود. ۲. عصب زیرقرقرهای (Infratrochlear nerve): در ناحیه داخلی (Medial) و بین گوشه داخلی چشم و قاعده داخلی شاخ بلوک میشود.
متن انگلیسی برای استناد درباره شوک:
“Goats do not tolerate pain associated with even minor surgical procedures and can die of shock if sufficient analgesia is not provided. Although the exact cause of this shock is not known, it is believed to be a reaction to intense fear or fright from a combination of restraint and pain.”
نکته کاربردی: دوز لیدوکائین در بزها باید بسیار محتاطانه محاسبه شود تا به مسمومیت عصبی منجر نشود (بهترین روش، استفاده از حداقل دوز موثر است). در بزهای بزرگ، ممکن است به جای بلوک دوطرفه، نیاز به بلوک حلقوی (Ring block) در قاعده شاخ داشته باشیم (تصویر ۱۶.۱A را ببینید).
پاسخ: برش پوستی باید ۱ سانتیمتر پایینتر از قاعده شاخ زده شود و پوست ناحیه داخلی-خارجی (Caudomedial و Caudolateral) که محل رشد مجدد شاخ (Scur) است، حتماً برداشته شود. برای برش استخوان، از سیم ارتوپدی (Obstetric wire) یا اره شاخزدایی (Dehorning saw) استفاده میشود. اره شاخزدایی ارجحیت دارد چون کمتر میشکند و برجستگی وسطی ایجاد نمیکند که باعث رشد مجدد شود.
تکنیک زیبایی (Cosmetic dehorning): بعد از برداشتن شاخ، با رونژه (Rongeur) لبههای استخوان پیشانی (Frontal bone) را صاف کرده و پوست را با بخیههای نیر-فار-فار-نیر (Near-far-far-near) روی هم میبندیم تا سینوس (Sinus) باز نماند و نیاز به پانسمان طولانیمدت نداشته باشیم. هرچند بستن کامل محل جراحی سخت است، اما اندازه زخم باز به شدت کاهش مییابد.
بحث پانسمان (نکته آزمونی): برخی جراحان اعتقاد دارند زخم را نباید پانسمان کرد چون رطوبت زیر پانسمان باعث میازیس (Myiasis - کرمزدگی) میشود که از زخم باز خطرناکتر است. اگر پانسمان میکنید، روز دوم باید عوض شود و پانسمان دوم ۵ تا ۶ روز بعد تعویض گردد. حتماً پروفیلاکسی کزاز (Tetanus prophylaxis) انجام شود.
پاسخ: در بزهای نر، انسداد معمولاً در دو نقطه رخ میدهد: زائده انتهایی مجرای ادرار (Urethral process / Vermiform appendage) و خم دوم زیگموئید (Distal bend of sigmoid flexure).
قدم اول (همیشه): برداشتن زائده انتهایی (Amputation of urethral process) با قیچی. این کار ساده است اما معمولاً به تنهایی درمانگر نیست چون سنگهای دیگری در مثانه یا بالادست مجرا وجود دارند.
متن انگلیسی برای استناد: “However, many obstructed animals will have other calculi, and the passage of urine is short term rather than curative.”
قدم دوم و اصلی (درمان ارجح): سیستوستومی لولهای (Tube cystostomy) همراه با اسیدیکردن ادرار. این روش طبق متن، موفقترین درمان محسوب میشود. - مراحل: حیوان به پشت خوابانده میشود (Dorsal recumbency). یک برش پارامدیان دمی (Caudal paramedian) به طول ۶ سانتیمتر داده میشود. مثانه بسیار متسع و کبود است. ممکن است به دلیل دیاپدزیس (نشت ادرار از دیواره بدون پارگی)، مایع ادراری در شکم وجود داشته باشد. - مثانه را با بخیههای استای (Stay sutures) نگه داشته، سیستوتومی کرده و سنگها را با قاشق کیسه صفرا (Gallbladder spoon) یا حتی قاشق چایخوری استریل خارج میکنیم. - قرار دادن فولی: یک کاتتر فولی (Foley) را از یک برش در سمت مقابل شکم وارد میکنیم. نکته بسیار کلیدی: کاتتر فولی را ۳ تا ۵ بار از داخل امنتوم (Omentum) عبور میدهیم تا یک لایه فیبرینوز دور آن تشکیل شود و هنگام کشیدن کاتتر از نشت ادرار به داخل شکم جلوگیری کند. - کاتتر حداقل ۷ تا ۱۰ روز در محل میماند تا مسیر فیبرینوز (Fibrinous tract) تشکیل شود. حتی اگر حیوان زودتر ادرار کرد، نباید کاتتر را زودتر کشید.
گزینه جایگزین (Marsupialization): وقتی مجرا پاره شده (Urethral rupture) یا هزینه درمان پایین مدنظر است، قسمتی از مثانه را به پوست میدوزیم (خارجیسازی). مراقبت پس از آن سادهتر است اما ممکن است به مرور زمان دچار تنگی (Stricture) یا پرولاپس مخاط شود. طبق آمار فصل، ۷۵٪ از حیوانات درمان شده ترخیص میشوند و در صورت تغییر جیره به کمکنسانتره، ۷۵٪ تا یک سال بعد زنده میمانند، در حالی که در جیره پرکنسانتره این عدد فقط ۲۵٪ است.
پاسخ: پستان بز از دو غده (Two mammary glands) تشکیل شده (برخلاف گاو با چهار غده). ماستکتومی عمدتاً برای بزهای حیوان خانگی (Pet goats) انجام میشود، مثلاً در موارد ورم پستان قانقاریایی (Gangrenous mastitis) یا پستانهای بسیار افتاده و آسیبدیده.
تکنیک جراحی: حیوان به پشت خوابانده میشود. برش انتخابی مورد تایید نویسنده، برش شبدری معکوس (Inverted cloverleaf) است که شامل چهار برش منحنی شکل میشود (یک برش جمجمهای، یک برش دمی، و دو برش جانبی). این کار باعث میشود فلپهای پوستی به راحتی جدا شده و دسترسی به عروق خونی فراهم شود. خونرسانی بحرانی: عروق پودندال خارجی (External pudendal) در حلقه اینگوینال خارجی قرار دارند. قبل از برش، این عروق را پیدا کرده، لیگاتور (بستن) کرده و سپس قطع میکنیم تا خونریزی حین عمل به حداقل برسد. پس از برداشتن غده، فضای مرده (Dead space) زیادی زیر فلپها باقی میماند که برای تخلیه آن از درن پنروز (Penrose drain) استفاده میشود. پوست را به صورت ضربدری (“X” shape) میبندیم. هشدار مهم: اگر بز پس از ماستکتومی آبستن شود، احتمال دیستوشی (Dystocia - زایمان سخت) وجود دارد (همبستگی دقیق آن مشخص نیست ولی گزارش شده است). بهتر است با صاحب حیوان در مورد عقیمسازی (Ovariohysterectomy) در نوبت بیهوشی بعدی صحبت شود تا طول مدت جراحی فعلی افزایش نیابد.
پاسخ: اصول کلی شبیه گاو است، اما سه تفاوت کلیدی دارد: ۱. ضخامت دیواره شکم: دیواره عضلانی در بز و گوسفند بسیار نازکتر از گاو است، بنابراین هنگام تزریق بیحسی موضعی یا برش باید دقت بیشتری کرد تا به احشاء آسیب نرسد. ۲. چربی خلفصفاقی (Retroperitoneal fat): در گوسفند، چربی پشت صفاق بیشتر از بز و گاو است. ۳. تعداد جنین: در این حیوانات، چندقلوزایی قاعده است (Multiple fetuses are the rule). بنابراین معمولاً به جای یک برش، نیاز به ایجاد برش مجزا روی هر دو شاخ رحم (Both uterine horns) داریم تا تمام جنینها خارج شوند.
روش ارجح: برش در ناحیه چپ پهلو (Left flank) در حالی که حیوان به پهلو خوابیده (Recumbent) است. از بلوک خطی (Line block) یا پاراورتبرال (Paravertebral) برای بیحسی موضعی استفاده میشود. دوز لیدوکائین نباید از ۶ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن تجاوز کند. رحم معمولاً با یک لایه بخیه درونرو (Inverting pattern) مثل Utrecht بسته میشود. پیشآگهی: اگر دیستوشی طولانی شده باشد و حیوان دچار توکسمی آبستنی (Pregnancy toxemia) شده باشد، پیشآگهی ضعیف تا متوسط (Fair to poor) است، ولی در موارد غیرپیچیده، شانس باروری مجدد خوب است.
پاسخ: این روش برای پرولاپسهای مزمن و عودکنندهای که به درمانهای غیرجراحی (نظیر شیاف، پماد و بخیه کیسهای) پاسخ نمیدهند، کاربرد دارد. علل زمینهای شامل سرفه، اسهال، انگلها و حتی انسداد ادراری هستند. همچنین، کوتاه کردن بیش از حد دم (Tail docking) یکی از عوامل مستعدکننده است چون عضلات رکتوکوکسیژیوس (Rectococcygeus) را مختل میکند.
تکنیک لولهای (Tube stent): ۱. یک لوله (مثلاً قطعهای از لوله تراشه - Endotracheal tube) را داخل راستروده قرار میدهیم تا از پسرفت پرولاپس حین جراحی جلوگیری کند. ۲. بافت پرولاپس را با دو سوزن نخاعی (Spinal needles) به لوله میچسبانیم. سوزنها باید عمود بر هم (Right angles) و در فاصله ۴ میلیمتری از مخاط قابلمشاهده وارد شوند. ۳. هشدار حیاتی درباره خونرسانی (خونریزی قابل توجه): منبع خونی اصلی راستروده در سمت پشتی (Dorsal - موقعیت ساعت ۱۲) قرار دارد. به هیچ وجه سوزن را در موقعیت ساعت ۱۲ قرار ندهید تا به شریان اصلی آسیب نزنید.
متن انگلیسی برای استناد: “In order to avoid the major blood supply, do not place a needle at the 12 o’clock position.”
مراقبت پس از عمل: به مدت ۴۸ ساعت، از دادن علوفه خشک (Hay) خودداری کرده و به حیوان اجازه چرا بدهید تا مدفوع نسبتاً شل باشد و به بخیهها فشار نیاورد. شایعترین عارضه، تنگی (Stricture) محل بخیه است که باعث سختی در دفع مدفوع میشود.
جمعبندی نهایی برای آزمون: - به خاطر داشته باشید که در بزها، مدیریت درد اولویت اول است (مرگ ناشی از شوک دردناک در شاخزدایی بسیار مهم است). - در سنگادراری، سیستوستومی لولهای استاندارد طلایی است و برداشتن زائده انتهایی فقط یک اقدام تسکینی اورژانسی است. - در پرولاپس راستروده، ساعت ۱۲ (موقعیت پشتی) ممنوعترین نقطه برای قرارگیری سوزن یا برش است. - ماستکتومی و سزارین در بزها دارای تفاوتهای آناتومیک ظریف اما بسیار مهم با گاو هستند.